۱ پاسخ

من به دخترم میگفتم هروقت جیش یا پی پی داشتی برو دست شویی کارتو انجام بده مثل منو بابا و بقیه ...
بعد دیگ کاریش نداشتم ک مثلا یکسره بگم هیدا بیا بریم جیش کن
میگفتم من میخام برم دست شویی اونم میگف منم جیش دارم میومد
الانم اصلا نمیگم بیا بریم جیش کن خودش هروقت داشته باشه شلوارشو درمیاره میره میشینه بعد صدام میکنه ک بیا اب بریز

سوال های مرتبط

مامان نورا ✨ مامان نورا ✨ ۲ سالگی
سلام دختر گل من دو سالشه
بعد از ۷ سال اقدام به بارداری کردم سرکار میرفتم شرایط وقت میکرد که نخوام...
بعد از ۷ سال تازه اقدام کردم برای بارداری خلاصه که نمیشد همه آزمایش ها رو دادم سونو انجام خیلی کاری کردم بدنم سالم بدون مشکلی ..
یک سال گذشت دیگه باید می‌رفتیم سراغ همسرم البته که دیر هم شده بود خلاصه تا به خودمون بیایم بریم ۵ ماهی طول کشید تا بره دکتر اورولوژیست آزمایش بده و ...
ازمایش اسپرمش افتضاح بود نه تحرک نه اسپرم سالم نه تعداد کافی بود دکتر گفت حتما باید عمل بشه خلاصه زیاد تایپ نمیکنم
همسرم عمل شد پیش دکتر بسیار حاذق ماه بعد بعدش اجازه اقدام داد ما اقدام کردیم و بعد دو سال من باردار شدم
من گفت خانم اگر بنا به فرزند دوم هست وقفه ندازید چون شدتش بالاست کارش سنگین هست و ورزش میکنن برمیگرده و دوباره باید همین مراحل عمل طی بشه
من وقتی تولد دخترم گذشت این موضوع رو مطرح کردم که اقدام کنیم برای بچه دوم ولی اصلا اصلا دوست نداره الان نمی‌خواد ولی ۷ ۸ سال دیگ میخواد که نمیشه
من چند وقتی بود خیلی اصرار کردم ولی ایشون گفتن که نه الان نه
من به مادر همسرم که جریان و می‌دونه گفتم که داستان از این قرارها اگر میشه باهاش صحبت کنید که قانع ۱۰ سال دیگه نه میشه نه می‌تونه بعدشم دختر من دیگ بزرگ شده اختلاف سنی خیلی میشه گفت باشه عزیزم نگران نباش
ولی من نگرانم چون که به نظرم مادر همسرمم به نتیجه مطلوب نرسیده و هیچی بهم نگفته
تکرار این قضیه هم که بیانش کنم چیزی جز بحث نداره
خیلی نگران دخترم هستم خیلی فکرم درگیره
میشه شما بگید اگر در شرایط فعلی من بودید چه پیشنهادی می‌دادید؟