۶ پاسخ

اتفاقا بچه توهرسنی سختیای خودشو داره مرحله ب مرحله

الان داداشم16سالشه بندنمیشه خونه مامانم منومیبینه میگه کاش بچه منم اندازه بچه توبود تواین سروصدا خونه میموند

از روزی که دنیا اومده روزهایی که کامل خونه موند به تعداد انگشت های یک دسته‌
همه ش دکتر و آزمایشگاه و ...
منم بعدش گفتم مگه فقط باید بریم اینجور جاها. با خودم بیرون بردمش.. روحیه م داغون شده از بس سخته این دوران

دقیقا منم اینجوری فکر میکنم واقعا خیلی خسته کنندست تکراری کارای تکراری فقط باید نزاری گریه کنه

چقدر همدردیم 🥲

سخت نکیر
واسش کریر ماشین بخر و همه گا بااختیاط ببرش

بعدشم راه میفته اینور به اونور که میگی کاش یجا خوابیده بودی😂

سوال های مرتبط

مامان حلما خانوم🫀 مامان حلما خانوم🫀 ۱۶ ماهگی
#موقت
خانوما برای شماهم پیش اومده این فکر وخیالا ک چرا الان بچه خواستم زود بود باید بیشتر تفریح میکردم دیگ وقت نمیکنم زیاد با همسرم باشم این فکرا؟؟؟

من هربار دخترم خیلی گریه میکنه و خیلی کمر و دستم درد میاد شروع ب گریه میکنم خودم🤦‍♀️ و همش میگم چرا اینقد زود بچه خواستم خیلیا چقد سنشون بیشتر ولی بچه ندارم راحت میخورن میخوابن تفریح میکنن با همسرشون بدون فک میرن بیرون 🥲 خیلی دلم گرفته نمیدونم این تنهایی هم خیلی بیشتر بهم فشار اورده حداقل اگ نزدیک خانوادم بودم بعضی روزا دخترمو بهشون میدادم یکم خودم میرفتم بیرون استراحت میکردم الان اینجا توشهر غریب همسرم صب میره عصر میاد بعضی روزا حلما یکساعتم نمیخوابه درست و کل کارام میمونه ..
احساس میکنم خیلی خودم دور سدم از همسرم قبلا همه جا باهم بودیم حتی ی شب تنها نمیخوابیدیم ولی الان بخاطر شرایط جدا میخوابیم کلا خیلی زندگیم تغییر کرده از یطرف خوشحالم از یطرف همش فک ب گذشته میکنم ک راحت خواب و تفریحم بود الان ن😕 همش حس میکنم اونک ازیت میشه همش منم ن کس دیگ
ی دلگرمی یه حرفی یچیزی بگین ک دلم اروم بشه این فکرو حیالا رو نکنم🤦‍♀️🥲