۹ پاسخ

آره زود فراموش میکنی از زایمان خخخخ

آفرین منم احساس میکنم این زایمانم نصبت به زایمان اولم خیلی زیاد سخت بود ودردمم شدید تر بود

مبارک باشه عزیزم بسلامتی

کجا رفتی کدوم بیمارستان ؟راضی بودی ؟
دکتر و ماما خصوصی داشتی یا مال شیفت بودن؟
چقد شد هزینه ات
ببخشید دیگه خیلی سوال کردم منم دم زایمانمه استرس دارم

مبارک باشه عزیزم😍❤️

من ک اصلا هنوز تو فاز زایمان نیستم

وکیوم چه طوریه ؟

منم 2 سانت بازم 😩 چن روزه همین مونده

منظورم از ساعت ۱ و نیم و اولین انقباض، یک و نیم نصف شب هستش. زایمان هم ساعت ۴ و ۲۵ دقیقه نصف شب اتفاق افتاد 😃

سوال های مرتبط

مامان بردیا✨️🧸 مامان بردیا✨️🧸 ۱۱ ماهگی
سلام منم بالاخره زایمان کردم
#تجربه زایمان طبیعی پارت ۱
من پنجشنبه برای معاینه و ان اس تی که خود دکتر نوشته بود رفتم بیمارستان
ان اس تی چندتا انقباض کوچیک نشون داد ولی گفت که ضربان قلب بچه خیلی تنده
دکترم معاینه کرد همچنان ۲ سانت باز بود دهانه رحمم ولی بخاطر ضربان قلب بچه گفت که اورژانسی بستری بشم.
من پنجشنبه بستری شدم ساعت ۱۱ظهر
تا ساعت حدودا ۴ بعدازظهر با آمپول فشار هم دهانه رحمم باز تر نشد
کم کم معاینات دردناک شروع شد و دردهای منم همینطور
دردها بیشتر میشدن و دهانه رحمم نهایتا ۳سانت شد
من تا ساعت ۲صبح درد کشیدم و کیسه آبم رو پاره کردن و بخاطر درد زیاد بهم مسکن تزریق کردن که نهایتا ۱ ساعت جلو درد هارو گرفت ولی تا میدیدن که من دردم کمتر شده میومدن معاینه تحریکی انجام میدادن
ساعت ۳صبح انقدر گریه کردم و گفتم درد دارم که اپیدورال بهم تزریق کردن با دهانه رحم ۳ سانت و گفتن احتمالا تا زایمان اثرش بره
بعد اپیدورال حالم خیلی خوب شد و بلند شدم ورزش کردم
مامان پناه مامان پناه ۲ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی 😍🥲
من از اون آدم‌هایی بودم که همه می‌گفتن «محاله بتونی طبیعی زایمان کنی»، ولی با تمام سختی‌ها تونستم 🥹❤️

از هفته ۳۶ ورزش‌های مخصوص زایمان رو شروع کردم. هفته ۳۷+۴ دردهایی شبیه پریود شروع شد. روز بعد که پیش مامام رفتم، گفت ۳ سانت باز شدی و سر بچه هم داخل لگنه؛ پس برای بستری شدن آماده شو 😂

ساعت ۸ شب بستری شدم و آمپول فشار زدن. از ساعت ۹ دردها شروع شد و با توپ زایمان و ماساژ کمر سعی کردم تحملشون کنم. ساعت ۱۱، ۵ سانت بودم و کیسه آبم رو پاره کردن.

تا ساعت ۱۲:۳۰ به اتاق زایمان رفتم و با زور زدن، ساعت ۱۲:۴۵ دخترم به دنیا اومد 😍🥹

درد زایمان و بخیه‌ها سخت بود، ولی حدود ساعت ۲ شب تونستم برای اولین بار به دخترم شیر بدم ❤️

اگه دوباره برگردم عقب، باز هم زایمان طبیعی رو انتخاب می‌کنم. دردش زیاده، ولی بعدش یه حس سبکی فوق‌العاده داری 🥹😍

البته مراقبت از بخیه‌ها خودش یه داستان جداست 😂😬

در نهایت، زایمان طبیعی اون غولی نیست که همه ازش می‌سازن؛ ولی کاملاً به شرایط و بدن هر کسی بستگی داره ❤️
مامان سورنا مامان سورنا ۲ ماهگی
تجربه ی من از زایمان طبیعی:

جمعه از ساعت ۷ شب تا ۱ شب هر ۱ ساعت درد متوسط و انقباض داشتم
شنبه صبح رفتم استخر بعد استخرم باز ساعتی یه بار درد داشتم، رفتم پیش ماما معاینه کرد گفت هنوز ۱ سانتم نشده و کلی وقت داری شاید یه خفته تا دو هفته دیگه، شنبه شب از ساعت ۹ هر ۱۰ دقیقه درد داشتم که هی شدیدتر شد از ساعت ۳ هم شد هر ۶ دقیقه و شدیییید که دیگه رفتم بیمارستان
بیمارستان،NST گرفتن و گفتن انقباضات شدید نیست ولی من خیلی درد شدید داشتم هر ۵ تا ۶ دقیقه، معاینه شدم گفت دو فینگر تایتی و الآن وقت بستری نیست، اما تا از تخت بلند شدم خونریزی کردم و بخاطر خونریزی ساعت ۷ صبح یکشنبه بستریم کردن، ساعت ۸ و نیم یکشنبه تو ۴ سانت کیسه آبم پاره شد و دردام شدت گرفت، از ۴ سانت تا ۶ سانت وان آب گرم خیلی کمک کننده بود. از ۶ سانت تا ۹ سانت رو فکر کنم تو نیم ساعت ۱ ساعت رفتم ولی امام از ۹ سانت تا ۱۰ سانت که بنظر من بدترین قسمت زایمان بود، احساس درد و زور زییییاد، بعد فول شدن زمان زور زدن انقد خسته و بیجون بودم که قدرتم کفایت نمیکرد واسه همین دو تا پرستار و ماما همزمان با زور زدن من از بالا به رحمم فشار می آوردن تا بلاخره ساعت ۲ ظهر یکشنبه ۱۸ مرداد که سورنا کوچولو بعد کلی درد و جیغای من با وزن ۳ کیلو و ۲۰ و قد ۴۹ سانت به دنیا اومد و درد و اذیتای منم تمام .... البته من بخاطر سفتی پرینه بخیه خوردم و الان تنها چیزی که یکم اذیتم میکنه همون بخیه هاست . جالب اینجاست که NST حتی تا لحظات آخر هم انقباضات من رو قوی نشون نمیداد!

# زایمان #زایمان #زایمان
مامان دخملم مامان دخملم ۵ ماهگی
خب اینم تجربه من از زایمان طبیعی

دیروز ساعت شش صب با درد های خیلی خفیف پریودی بیدار شدم فک کردم سردمه چون نمیگرفت ول نمیکرد یکسره بود ولی کم تا ساعت هفت بعد ساعت هفت ک رفتم حموم اب گرم و اسکات اینا یهو دردام شروع به گرفتن و ول کردن کردن و نامنظم و کم بودن دوربرای ساعت ۱ اینا دردام یواش یواش بیشتر شد و منظم گرفت و ول کرد منم هر راه میرفتم پیاده روی میکردم ساعت دو رفتم زایشگاه گفت انقباض داری تقریبا دو سانت بودم شوهرم اومد خواهر شوهرم برداشتیم وسایلم جمع کردیم اومدیم بیمارستان ساعت ۴ بیمارستان اومدیم دردام هی بیشتر میشد تو بیمارستان گفتن ک ۳ سانتم و منو بستری کردم منم هی راه میرفتم ورزش میکردم معاینه کردن کیسه ابم سوراخ شد و دوربرای ساعت ۱۱ شب پنج سانت شدم با درد گفتن ببرین اتاق زایمان چون میتونشتم طبیعی بیارم خب رفتم دستگاه ان اس تی بستن سرم بستن معاینه کردن سر بچه هنوز اماده نبود پایین نبود زیاد هر وقت دردم میومد زور میدادم به خودم تا بچه پایین بیاد خلاصه دوربر ساعت ۱ سر بچه اومد