۶ پاسخ

من فک میکردم همسرمن اینجوریه فقط😂
کافیه دوساعت ماشین دست من باشه کل خریدای و کارای هفته رو انتظار داره من انجام بدم تو اون دوساعت😅
میخاد برا خودش ماشین دیگه بخره این ی‌کی دست من باشه پس نزارم بخره یکی کافیه😂😂😂

منم همینم
به نظرم بهتره

منم ماشین دارم دقیقا همچی رودوش خودمه اقا ول کردن دیگ

دیگ ی سری راحتیا ی سختیام داره ولی اگ خیلی سختته با همه خریداتو با هم بکن یا ی روز ک با هم بیرون بودین برین خرید

ی سری از کارا رو مسئولیتشو بنداز روو دوشش…. منم ماشین دارم اما مثلن خرید گوشت و اینا با خودشه یا دکتر بردن بچه باهم میریم. اما دیگه خریدای جزیی و بیرون رفتنای کوچیک با خودمه…. شمام تقسیم‌کنید

خوب خریدهاتو یکجا ببر انجام بده اتفاقا برای روحیه تم خوبه کسی هم نیست عجله کنه همش

سوال های مرتبط

مامان ♥️ امیرشایان ♥️ مامان ♥️ امیرشایان ♥️ ۳ سالگی
سلام بعد یه هفته اومدم حالتون چطوره ؟
من هم خونه تکونی شروع کردم امسال اصلا حالم خوب نبود وهیچ کاری نکردم یعنی شرایط طوری درهم پیچید که حال منو ویران ونابود کرد الآنم که چند ماهی میشه درگیر پا درد دست درد گاهی کمر درد فردا همسر وقت دکتر ارتوپد گرفته برم هفته بعدم دکتر تغذیه میرم دوشنبه هم دکتر ژنتیک درمورد بیماری پسرم و یه سری سوال دارم ، این روزا سرم شلوغ و درگیرم ظهری اینقدر دلم گرفت و گریه کردم چرا الان من باید مریض باشم به اندازه کافی پسرم جلوی چشمم مریض هست و من دارم زجر وعذابمو میکشم دیگه حوصله و توان مریض شدن خودم رو ندارم اینقدر دکتر رفتم حالم بهم میخوره از دکتر رفتن از بیمارستان از دارو از مطب خستم هم جسمی خستم و درد دارم هم روحی خستم مریض میدونم خدا خیلی بزرگه خیلی تو زندگیم معجزه هاش رو نشونم داده بارها پسرم و از مرگ نجات داده خدا ، خدا خیلی رحیم و بخشنده است میدونم ....♥️🌹🙏
ولی خب درکنار اینا گوشه ای از قلبم برای همه چیزهایی که بد گذشت حسرت شد برام همیشه زخم میمونه قلبم ، برای ندیدن چشمای پسرم نگرفتن دستای من نگرفتن اسباب بازی حرکت نکردن گردن نگرفتن برای همه و همه چیزها مثل نوزاد یک ماهه وضعیت خوابیده داره کلی همین چیزهای کوچیک حسرت خیلی بزرگ شده تو دلم ....
مامان ✨محمد ✨ مامان ✨محمد ✨ ۱ سالگی
سلام خانوما بیاین بهم راهکار بدین چیکار کنم شوهرم دوست داره چاق باشم الان نگین مد نیس منم دوستدارم ولی خدایی دیگه خیلی لاغر شدم قبلا خیلی خوب بود بدنم تو پر سینه هام سفت بود هیکلم میزون بود الان آب شدم کلا از همه جا پسرم رو از شیر گرفتن یکم جون بگیرم باردار شدم 😭 الان هم دارم با ویار دست و پنجه نرم میکنم بهم میگه تو یه مستم جا میشی به فلانی میگه این شیر زنه قول خداس بخاطر هیکلش میگه خب من روی خودم نیاوردم ولی از درون خیلی دارم حرص میخورم اصلا هیکلم رو دوست ندارم هنوز بیست سالمه ولی سینه هام افتاده بزرگم هست شکم دارم اصلا یه وضعی هست داغون
میگین چیکار کنم راجب اعتماد به نفس نگین که خودم می‌دونم همه چیو چهره م خوبه ولی هیکلم خوب نیست نمیدونم چیکار کنم هم باردارم ویار دارم هم ...
این مدت هم خیلی خلق و خوی دارم با شوهرم اخلاق ندارم میترسم از خودم دورش کنم که کردم لطفاً بیاین بگین راهی هست رو خودم کار کنم دیگه هر روز من شده حرص خوردن گریه کردن 😭😭😭😭