۷ پاسخ

فک کردم فقط مادرشوهر منه که به ضرر بچش راضیه خیلی بلاها سرمون آورد تمام جنسای شوهرمو یواشکی فروخت و ما ضرر مالی بزرگی کردیم و هزار تا چیز دیگه
من نشناخته و ندیده حرفات باور میکنم چون یه افعیشو خودم دارم تاپیک اخرمو اگه وقت کردی بخون 😔💔

خدا صبرت بده عزیزم فقط تا میتونی از اون مادرشوهر دوری کن و رابطت رو کم کن شوهرت هم هر چی بهش بگی بدتر لج می‌کنه به حال خودش بزار

مادرشوهر منم اینجوریه بعد هرچی بگه شوهرم همون کارو می‌کنه منم می‌سوزم
روزی چند ساعت حرف میزنن میپرسم چی حرف میزنن نمگه هیچ میگه همین طوری از این ور اون ور حرف میزنیم

شوهر منم هون اولایی که بچم دنیا اومد نمیدونم چرا داشت میچسبید به خوانوادش بهش تذکر دادم بحث کردیم ولی خوب شد خداروشکر

چراواقعا درک نمیکنم اینجورادمارو.
ببرمشاوره شوهرتو.
وقتی ازدواج کردی دیگه خانواده خودتو تشکیل دادی باید مادرتو طلاق بدی دیگ

قطع ارتباط کنید کلا

مادرشوهر منم همینجوریه تقریبا ولی دوسال پیش چنان کلاهی سرمون گذاشت ک دیگه شوهرم شناختش الان خیلی رابطمون کم شدهه بعضی وقتا هم کلا قهریم
هرررررچی میشد زنگ میزد مادرش آب میخوردیم بهش خبرمیداد

سوال های مرتبط