سوال های مرتبط

مامان آوان مامان آوان ۸ ماهگی
امروز که عکس های اتلیه دوماهگی خودم و اوان دستم رسید یاد یه خوابی افتادم که دیدم یادمه روز ۱۶ فروردین من شیش روز از موعدم گذشته بود و منتظر بودم بفهمم حامله ام یا نه هرچی بیبی چک زده بودم منفی بودن ولی من حس میکردم حامله ام و کوتاه نمیومدم یادمه رفتم آزمایش بتا دادم و بتام صفر بود با حال خیلی خرابی اومدم خونه مادرم و خبر منفی بودن رو برای شوهرم فرستادم چقدر ناراحت شد بعد ده دقیقه پیام داد که جاریم حاملست هم خیلی خوشحال بودم برای اونا و هم بیشتر از قبل دلم گرفت که من حامله نبودم شب که خوابیدم خواب دیرم یه دختر کوچولو اومد دستمو گرفت یه پل جلومون بود گفت میای باهم بریم اون سمت پل من بهش گفتم تو که مرده بودی چطوری اومدی گفت که نه من زنده ام بیا باهم از روی پل رد بشیم من باهات میام از اون روز هرچی که دکترا میگفتن حامله نیستی من قبول نمیکردم تا اینکه ۱۲ روز بعد آزمایش دادم و مثبت بود من اصلا از بعد عید دیگه رابطه نداشتم و لقاح دیر شکل گرفت و من از وقتی حامله بودنم رو فهمیدم منتظر اون دختر کوچولو بودم که داره میاد تو زندگیم آوان قشنگم مرسی که اون شب منو از اون ناراحتی در آوردی حتی توخواب تو امید منی مادر تو تمام رویای منی 🥰🌷
اگر شماام تجربه مشابه دارید تعریف کنید برامون

رفلاکس
سزارین
کولیک
شیر مادر
حساسیت پروتئین گاوی