بعد از ۸ روز میخوام از تجربه زایمانم بگم، نسبتا سخت بود، ۱۸ ساعت بستری بودم بیمارستان و امپول فشار و قرص زیرزبونی دادن بهم اما با وجود درد زیاد و پاره شدن کیسه آب دهانه رحمم فقط یک فینگر باز شد، دیگه دکترم گفت بیا بریم سزارین اینقدر به طبیعی اصرار نکن اگر بخوای طبیعی زایمان کنی تا دو روز همینجوری طول میکشه با این دهانه رحم سفتی که تو داری...
دکتر بسیار خوب و همراهی بود و میتونست اصلا منو سزارین نکنه و بزاره درد بکشم چون خودمم طبیعی میخواستم اما سریع منو برد اتاق عمل و سزارینم کرد بدون یک هزار تومن اضافه که بخواد بگیره...
خدا خیرش بده
اما موقع عمل وقتی بچمو دراوردن شنیدم راجع به یه غده رو صورت بچم حرف میزنن، شوک شدم...
نمیخواستن صورتشو بهم نشون بدن با کلی اصرار بهم نشونش دادن دیدم دقیقا بالای لبش یه غده بزرگ اندازه گیلاس داره که فرم لب بچمو هم تغییر داده
از همون لحظه فقط اشک ریختم تا همین امروز که تازه الان کمی حالم بهتر شده و تونستم به پذیرش برسم...
همون جا نیت کردم اگر چیز جدی نباشه اسم دخترمو میزارم ریحانه به نیت بانو فاطمه زهرا و مادر امام رضا(ع)،
برای دخترم دعا کنید❤️

۸ پاسخ

ان شاءالله بحق فاطمه زهرا چیز مهمی نیست وزود خوب میشه

دکترت کی بود عزیزم؟ کدوم بیمارستان زایمان کردی؟

عزیزم خیلی خیلی درکت میکنم چون دخترمنم وقتی بدنیااومدیه مشکل کوچیک توانگشتش داشت خداروشکربالیزردرست شد...اونموقع منم همش گریه کردم ترسیدم چیزه خطرناکی باشه اماخداروشکرخوب شد

ان شالله چیزی مهمی نباشه
❤️

عزیزم انشالله که چیزی نیست و زود خوب میشه

عزیزم انشاالله که چیز مهم نباشه
فقط جسارت نباشه غده چیه؟

الاهی که چیزی نباشه عزیزدلم ❤️
کلی دعا میکنیم بزات

عزیزم انشالله ک خوب میشه سریع❤️🙏

سوال های مرتبط

سونیا🌱 سونیا🌱 قصد بارداری
مامان فندق.کوچولو مامان فندق.کوچولو ۱۵ ماهگی
#زایمان طبیعی ۲
من ساعت یک شب بستری شدم و درد هام با آمپول فشار شروع شد( که البته سرم هست ) ... من هیچ درد زایمانی نداشتم ودهانه رحم یک سانت بود و سر بچه به خاطر بزرگ بودن درست وارد کانال زایمان نشده بود ... تا صبح همه چی خوب بود بهم چند تا قرص دادن و چون کیسه آب سالم بود درد زیادی حس نمیکردم ... ساعت ۱۲ صبح پزشکم اومد و کیسه آبم پاره کرد و بهم گفت ۱۸ ساعت دیگه معلوم میشه طبیعی یا سزارین هستی اگه توی این زمان دهانه رحم ۴ سانت شد طبیعی و اگر نه که سزارین ... یکی از ماما ها بیمارستان بهم گفت اگه دوست دارم میتونه ماما همراهم شه و من هم قبول کردم ... و از اون موقع باهام ورزش های زایمان و کار کرد ، گل مغربی برام گذاشت که تا شب از یک سانت رسیدم دو نیم سانت ... چون من هیچ دردی از خودم نداشتم و همش کار آمپول فشار بود دوز دارو بردن بالا از دوز دارو رسید به ۲۴ قطره در ساعت هر ۵ دقیقه درد کل شکممو می‌گرفت و اصلا نمیتونستم بخوابم ... با کمک ماما حدود یک ساعت از ۹ تا ۱۰ شب خوابیدم ... از ده به بعد پاشدم دوباره به ورزش کردن ... یکی از ورزش ها که خیلی خوب بود مدل دسشویی ایرانی یا اسکات زیر دوش آب گرم بود که هم درد و کم می‌کرد و هم سر بچه یکم اومده بود پایین ... دیگه صبح شده بود حدود ساعت ۵ که باز معاینه کردن و شده بودم ۴ سانت اما دیواره رحم همچنان سفت بود. معاینه توی بیمارستان خیلی با معاینه مطب فرق داشت توی مطب پزشک با آرامش و آروم اینکارو میکنه اما تو بیمارستان ماما با وحشی گری این کارو میکنه تا دیواره رحم تحریک شه
مامان محمد حسین مامان محمد حسین ۹ ماهگی
سلام دوستان تجربه زایمانم رو براتون می زارم🌷🌸
خداروشکر ۸ روز از تولد پسرم میگذره
من ۳۹ هفته ۳ روز برای کم شدن آب دور جنین دکتر گفت برو بستری شو بدون هیچ دردی ساعت ۴ بعد از ظهر رفتم زایشگاه ‌پاستور نو
بستری شدم و بعد آنژوکت دولت آمپول فشار قوی بهم زدن که ببینن واکنش بدن و جنینم چطوره اما بی فایده بود
از ساعت ۱۲ شب شروع کردن به قرص زیرزبونی دادن
ساعت ۲ شب کیسه آبم پاره شد و درد ها اومد سراغم بدتر از همه اینا ۱ سانت بیشتر باز نشده بودم
زنگ زدن دکترم گفتن تا صبح صبر می کنیم
صبح پرستار اومد معاونت کرد با اون همه قرص و آمپول فشار همچنان ۱ سانت
بودم خلاصه درد و فشار روانی زیادی تحمل کردم ساعت ۷ نیم دکترم گفت آماده بشم برای سزارین اورژانسی
بدنم از فشار های که وارد کرده بودن می لرزید و حال بدی داشتم
بعد بردنم اتاق عمل
و از کمر به پایین بی حس کردن و چه حس خوبی بود وقتی پسرم رو نشوند دادن و بعد عمل یه پمپ درد هم خودم گفتم برام استفاده کنن

در کل من درد زایمان طبیعی و سزارین رو کشیدم
اگر به من بگن کدوم رو انتخاب می کنی من سزارین رو انتخاب می کنم
برای کسایی که درد ندارن طبیعی غیر قابل توصیف هست
مامان جوجه💗 مامان جوجه💗 ۱۵ ماهگی
تجربه زایمان من
صبح روز جمعه تاریخ ۲۲ فروردین ساعت ۷ونیم صبح تو تخت خواب بودم حس کردم بدنم رطوبتش زیاد شده، همینکه خاستم از تخت بلند بشم دیدم بله کیسه ابم پاره شده ، شوهرمو و مادرمو از خواب بلند کردم و فورا بعد از یه دوش کوتاه خودمونو رسوندیم بیمارستان،اونجا فورا لباس بیمارستانی کردم تنم و با معاینه اول یک سانت باز بودم، شروع کردن به زدن سوزن فشار ، هر نیم ساعت یه بار تزریق میشد،من با اولین بار شروع به استفراغ کردم و از درد شدید به خودم میپیچیدم،رسیدم به ۴ سانت و مامای همراهم اومد و منو تشویق میکرد به انجام ورزش،از ساعت ۹ صبح تا ۴ونیم بعدظهر ۸ سانت شدم با کلی درد، اما فایده ایی نداشت و هیچ پیشرفتی نداشتم چون دهانه رحمم ضخیم تر میشد و مانع زایمان طبیعی میشد بالاخره بعد از کلی درد و ناله منو بردن اتاق عمل و سزارین شدنم و اینقدر درد داشتم که اصلا متوجه سوزن بیحسی سزارین نشدم،بچم دنیا اومد اما به دلیل اینکه زیاد تو شکمم مونده بود معدش مشکل درست کرده بود و کف بالا می اورد و دو روز بستری شد
مامان ریحون🌱 مامان ریحون🌱 ۳ ماهگی
وقتی غده رو صورت بچمو دیدم انگار دنیا رو سرم خراب شد، از همون لحظه فقط اشک ریختم...
توی بیمارستان کلی ازمایش و سونوگرافی از بچم گرفتن تا بفهمن چیه، خدارو شکر دکتر تشخیص یه غده خوش خیم غیر سرطانی داد به نام همانژیوم، اما متاسفانه همانژیوم بچه من از نوع بسیار حاد و سایز خیلی بزرگش هست که روی فرم لبش تاثیر زیادی گذاشته و در شیر خوردنش هم اختلال ایجاد کرده و چون خیلی خونریزی داره هم از داخل دهان هم از بیرون بالای لبش بچم راحت نمیتونه شیر بخوره😭
خلاصه که بچه رو بردیم فوق تخصص جراحی اطفال و براش درمان دارویی شروع کردیم با قرص کورتون، دکتر گفت یک ماه دارو میدیم که جلوی رشد غده و خونریزیشو بگیریم بعدش دیگه بهش دست نمیزنیم و کاریش نداریم تا بچه بزرگتر بشه و بعد تصمیم بگیریم که چیکار کنیم ایا جراحی کنیم یا نه چون اگر بخوایم جراحی هم بکنیم فرم لبش بدشکل میشه و جراحی سختیه...
دعا کنید برای دخترم که به درمان دارویی جواب بده و کامل خوب بشه😓🙏
مامان آریل کوچولو💎 مامان آریل کوچولو💎 ۲ ماهگی
سلاااام من از روز ۶ اردیبهشت که زایمان کردم تازه الان سر پا شدم
بیاین از تجربه زایمانم بگم ما خدا بهمون رحم کرد واقعا من طبق انتی ۳۷ هفته ۶ روز بودم ،۳۵ هفته هم سونو دادم همه چی عالی بود دیگه تو تاپیکای قبلیم گفتم که خانوما میخوام طبیعی بیارم و دهانه رحمم ۲ سانت باز بود اما درد نداشتم کیسه آبمم پاره نشده بود تا اینکه ۶ اردیبهشت باز رفتم معاینه ۴ سانت باز شده بود و دکترم تازه با دودلی گفت بیا بیمارستان که دیگه بستریت کنم نمیخواد وایسی دلت درد بگیره یا کیسه آبت پاره شه رفتم بستری شدم برای زایمان طبیعی و دهانه رحمم ۷ سانت شد. و وقتی کیسه آبمو پاره کردن فهمیدن کلی مدفوع کرده و اگه دیر میکردن خدایی نکرده خودمو بچم از بین میرفتیم سرشم تو کانال زایمان نمیومد دیگه سزارین شدم هفته های آخر مدام سونو بشید خانومایی که باردارین چون من فک میکرد بچه ۴۰ هفته به بعد مدفوع میکنه و گفتن نه بچه تو زود تر رسیده و تونسته مدفوع کنه
الان خداروشکر که برای به خیر گذشت