۸ پاسخ

روزای بهتر هم میاد ❤️ ماه های اول برای مادر خیلی سخت میگذره چون هم کسی درک نمیکنه هم کسی درست حسابی نمیتونه کمک کنه. همه فکر میکنن فقط ماه اول مهمه

تو هر مرحله از زندگی اوایل تا با موقعیت جدید کنار بیایم ازین حس ها آدم تجربه میکنه


ازدواج بچه داری بارداری سرکار رفتن دانشگاه رفتن


تو الان همون دختر هستی که مجرده فقط تعداد مسئولیتت بیشتر شده

مثل این شرکت های هرمی که زیر شاخه اییه

توأم چند تا زیر شاخه داری
ولی هویتت همونیه که قبل تمام این برنامه ها داشتی



سعی کن وقت آزادی بدست میاری یه کار مثبت واسه فقط خودت بکنی

خرید اینترنتی
خوردن یه چیز خوشمزه
دیدن فیلم مورد علاقه ات
یا حتی یه رژ لب ساده


کاری که خوشحالت کنه و فقط واسه خودت باشه ❤️

قشنگ درکت میکنم 40 روزه کلا خودمو یادم رفته اوج وقت گذاشتن واسه خودم روزی نیم ساعت حمام اونم عجله ای ...

از حدود دوماه دیگه یکم بیشتر همه چی روی ریل میوفته برات عزیزم🫂♥️
سعی کن از کسی کمک بگیری
کم کم همه چیز بهتر میشه مطمئن باش🌸✨

فکر میکنم زمان میبره تا این شرایط جا بیوفته تو زندگی مون
خدا به همه مامانا توان مضاعف بده واقعا هیشکی نمیتونه درک کنه تا تجربه نکنه 🥲

چقدر منی
فک کنم داریم افسردگی پس از زایمان میگیریم

منم همینطوریم🥲

فعلا وضعیت همه همینه باید صبر کنیم فقط

سوال های مرتبط

مامان آریا 👶🏻🩵 مامان آریا 👶🏻🩵 ۱۵ ماهگی
سلام از مامانی که چند روزه سرما خورده و اومده یکم غر بزنه🫠🥴

همون مامانی که همیشه سعی می‌کنه قوی باشه، همه چی رو جمع‌وجور کنه و نذاره چیزی رو بچه‌اش تأثیر بذاره... ولی خب این چند روزه حسابی وا دادم.
از شانس خوبم، درست وقتی که خودم با گلوی گرفته و بینی کیپ‌شده داشتم جون می‌دادم، آریای کوچولوم که هم سرما خورد. انگار قرار گذاشتیم با هم مریض بشیم، فقط فرقش اینه که اون حرف نمی‌زنه و فقط با بی‌قراری‌هاش داد میزنه "مامان حالم خوب نیست!"

چند شبه که نخوابیدیم، نه من، نه آریا. خوابمون قاطی روز شده، روزمون قاطی شب... من یه مامانِ نیمه‌جونم که دیگه نمی‌دونه داره شیر می‌ده یا داره چایی می‌خوره!

آریا هی بغل می‌خواد، هی ناله می‌کنه، بدنش داغه ولی نه اون تبِ خطرناک، یه گرمایی که دلمو می‌لرزونه... اونقدری که بغض می‌کنم و فقط می‌گم: "خدایا فقط خوب بشه، فقط بخنده، همین."

هی می‌خوام قوی باشم، ولی خب آدمم... منم خسته‌م، گلو درد دارم، جون تو تنم نیست... ولی خب آریا منو داره.
و منم شما رو دارم، یه عالمه مامان که درد دل‌هامو می‌فهمید، که می‌دونید گاهی فقط یه "می‌فهممت" چقدر می‌تونه حال آدمو بهتر کنه.

پس اومدم بنویسم، شاید یه کم سبک شم، شاید شما هم از تجربه‌تون بگید، شاید با هم یکم دلامون آروم بگیره.🥲
مامان آریا 👶🏻🩵 مامان آریا 👶🏻🩵 ۱۵ ماهگی
سلام 🥹 خوبین؟؟
واقعا یه روز که نمیام گهواره دلم واسه دوستام تنگ میشه 🥲
بیاین بگید چه خبر ؟؟بچه ها خوبن ؟تو دلی ها؟؟
من واقعا نمیدونم قبل آریا ۲۴ ساعت چجوری می‌گذشت ؟؟الان وقت برای همه چی و همه کار کم میارم ...
چقد قبلا کیک و شیرینی میپختم . چقد بیرون میرفتم. چقدر فیلم میدیدم
حالا دیروز یه کیک پختم کل کارام بهم ریخت 😬برنامه هام تغییر کرد
آریا جانم جدیدا شبا اصلا نمیخوابه . ساعت ۱۲ شب به بعد این بچه هوشیار میشه . خیلی خوش اخلاق هم میشه اتفاقا 🥹😁دوست داره مدام باهاش صبحت کنم و بازی کنم
تا ۵ صبح بیداره و هوا که روشن شد می‌خوابه
ولی خب وقتی آریا می‌خوابه تازه کار من شروع میشه و نمیتونم بخوابم
باید به کار های خونه رسیدگی کنم
صبحونه همسر رو آماده کنم
نظافت خونه . روزی دو وعده غذا پختن . این وسطا بیرون هم میرم . به آریا رسیدگی میکنم . باهاش بازی می‌کنم
روزانه چندین لیوان چای میخورم که بتونم سرپا پا بمونم🥴🫠😂
و واقعا هیچ تایمی نمیمونه برام
بچه با بچه فرق داره ! اینو دیدم که میگم
بعضی بچه ها اروم ترن . مثلا تو گهواره هاشون آروم می‌مونن
اما آریا جانم کاملا بغلی شده
دوست داره تایمی که بیداره همش بغِلم باشه و باهاش صحبت کنم
وگرنه غر زدن هاش شروع میشه
منم با جون و دل بغلش میکنم
شکایتی ندارم و عاشق همین روزمرگی هام 😍
دوستای قشنگم بیاین زیر این تاپیک با هم حرف بزنیم
بگید شما چیکار میکنید ؟؟
که کلی دلتنگتونم🥲