۱۹ پاسخ

🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍

پسرهمسایمون بود زیادهمو نمیدیدم یباربادوستم پاسوربازی میکردیم ازجلوم رد شدگف الان زنگ میزنم ماموربیادببرتت 🤣گفتم باید بزنگی زودباش خندید 😂😂بعدیه مدت اومدن جلوخاستگاری واینا بیشترسنتی بود خیلی جریانا اتفاق افتاد اخرش ازدواج کردیم

❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️

ازش یه پراید خریدم برای مشتریم
کارای خرید به مشکل خورد و چند روز باهم واسه حلش حرف زدیم بعد از چند روز که کارای ماشین حل شد،بهم پیام داد و خواست دوست بشیم و ۲ ماه بعد اومد خواستگاری☺️

نوه دایی نوه عمه

……………..

سنتی بود ولی کاش هیچ وقت آشنا نمی‌شدیم... کاش منه خر با پسر خالم ازدواج کرده بودم

سنتی ... فامیل بشدت دور بودن که دیگه واسطه شد

بلوتوث ودوستی وازدواج🤣

پسرخاله ام بود همش خونمون پلاس بود 😐😂تهشم عاشقم شد و اومد گرف

اومد خواستگاری و برای اولین بار شب خواستگاری منو دید ولی چهار ماه یه لنگه پا دم در خونه وایساد تا جواب بدم ..باور می‌کنی ۶ صبح تو کوچه با ماشین میومد که بابام اجازه بده صحبت کنیم . چه روزایی بود واقعا

.

رفتم مغازش منو دید خوشش اومد به بهونه انتی ویروس سوالای کل خاندان رو پرسید شمارمو گرفت و بعد هم اومد جلو گفت و سر یکماه اومد خواستگاری و عقد کردیم
2 سال قبلشم باباش تو کوچه خواستگاری کرده بود البته
یادنه از دانشگاه میومدم رفتم در مغازه بغلیش خوراکی بخرم یهو دیدم مثل موش سرشو گذاشته رو در تکیه داد و داره نگام میکنه برگشتم نگاش کردم سلام کردم بهش قند تو دلش اب شد
هنوزم برا هم تعریف میکنیم خنده میاد رو لبمون 🥺

دانشگاه هم کلاس بودیم
نقشه هاشو میکشیدم

من همین الانم کلید میندازه رو در لبحند میاره رو لبم.

ولی خاطره ایی که دارم‌ تو اتاق موقعی که رفتیم برای صحبت کردن من نظرم مثبت بود چون میشماختمشون بعد پرسید نظرتون چیه گفتم نظر پدرم نظر منم هست
گفت آها نمیگین موافقین تا من پرو نشم😬😁
هنوز یاد اون خجالته که میفتم خنده م میگیره
ازدواج ماهم سنتی بود.

تصمیم خانواده هامون بود متنفرم ازش اونم دوسم نداره

ازدواج سنتی
از طریق زنموی مامانم ک میشه خاله شوهرم ☺️🙃😂
ب این صورت ک اقا از من ایراد گرفتن و من از بیخ بلاکشون کردم و بعد ب غلط کردن افتادن🤣😂نتیجشم شد دوتا پسر فسقلی

دوست بودیم الانم عاشقمه عاشقشم

سنتی بودیم

سوال های مرتبط