۲۴ پاسخ

ای کاش من ی گاو بودم تو سویس

چقدر دلم خواست اون شتره باشم ☺️ بدون هیچ فکر و غمی خارمو بخورم و بخوابم و بچرخم تو کویر شبام آسمون زیبای کویرو ببینم الکی گوامون زدن گفتن اشرف مخلوقاتیم 😕

منم هستم بدون غم بدون استرس والا نمی دونم استرس جنگ رو داشته باشم یا با این شوهر زبان نفهمم تا کنم

والا اینجور که تو از خار مغیلان حرف زدی من فردا میخوام برم کویر

منم دلم میخواد از خاورمیانه دور باشم جوریکه تو کره شمالی هم باشم مشکلی ندارم فقط جنگ نباشه

چقد هوس شتر شدن کردم ینی خار مغیلان روغن نمیخاد ؟چ جوریه پختش

به قول فهیمه تو پایتخت خدایا منو وزغ کن انقد وق بزنم تا بمیرم🤣

واسه چی حالا🦦

شتر هم تو کشورای عربیه فایده نداره

تا حالا اینقدر دقیق دقت نکرده بودم که شتر بودن هم عالمی داره🤔🤧🤣

منم میام 😅

خار مغیلان 🤭، قشنگ بود.

من اصلا می‌خوام سگ باشم ولی یه آدم توی ایران نباشم

شترا ک توکشورا عربین باز باموشک میزنن

وای منم منم منم

چرا من میخوام شتر شم 🤣🤣🤣🤣

خب الان فازت چیه
من خبرا رو چند ساعته دنبال نکردم چیز جدیدی شده مگه؟!!!

منم هوس خار مغیلان کردم 😂

از طرف منم مختاری خواهر

من اونروز از جلو گله گوسفند رد شدم
به دفعه گفتم کاش منم گوسفند بودم
شوهرم گفت گوسفند چیه دیگه حداقل عقابی اسبی چیزی بگو🤣🤣🤣

اکه پرنده بودیم شانسمون با پدافند میزدنمون🫥

چقد ما گناه داریم 😞

کاش منم پرنده بودم پر میزدم از اینجا میرفتم

این خار مغیلانت قشنگ بود 🥴😉

سوال های مرتبط

مامان موچول مامان موچول ۵ سالگی
فرزند پروری شیرخشک کودک پوشک فرزند فرزند پروری پوشک پوشک شیرخشک شیرخشک شیرخشک نوزاد نوزاد نوزاد بارداری بارداری بارداری بارداری اضطراب اضطراب
همسرم گفت من دیگه نمیتونم به اینجور زندگی پر از دعوا ادامه بدم بیا جدا شیم به پدرمادرش گفتم اونام اومدن هرکاری کردن همسرم راضی به ادامه زندگی نشد ،گفت من هست ساله دارم عذاب میکشم به روز خوش ندیدم با زنم همش دعوا بعد شروع کرد تک تک بحث‌هایی که باهم سر مادرش یا سر هرچیز دیگه ای رو میکردیم به پدرشپوهر مادر شوهرم گفت ،قشنگ منو سنگ روی یخ کرد اونقدر خجالت کشیدم پیششون و اونقدر دلم شکست که نگو .از اونطرفم پدرم به من اصرار که زود جمع کن بیا اینجا طلاق. راستش من فعلا شرایط طلاق ندارم واسه همون مجبورم بمونم اما جالبه برعکس همیشه اینبار همسرم پاشو کرد تو یه کفش که برو خونه بابات جدا شیم .منم قبل رفتن رفتم پیشش تو چشاش نگاه کردم گفتم بهم بگو دوسم نداری که راحت برم اونم برگشت گفت من دوست دارم تو منو دوست نداری همیشه بهم میگی به خاطر بچه باهات موندم .منم گفتم نه من دوست دارم هرچی ام گفتم از سر عصبانیت بود بعد همو بغل کردیم و قرار شد از این به بعد عوض شیم. می‌دونم افتضاح غرورمو لگد مال کردم مخصوصا منی که همیشه شوهرم همیشه موس موس کنان دنبالم بود برام سخت بود اینهمه خواهش برای ادامه زندگی.به نظرتون کارم اشتباه بود یعنی از این به بعد سوارم میشه؟ خودم دلم داره میترکه از این له شدنم