۴ پاسخ

عجبا باهاشون طی کن بگو نیم ساعت بچه مال شما من با هیچ چیش کار ندارم می خوام برم فلان کارو کنم

عین مادر شوهر من
بابا وقتی بچه رو به دست من نمیدین واسه چی بشینم کشیک بدم بزا حاقل منم به کارای دیگم برسم

من که میرم خونشون یجوری رفتار میکنم انگار بچه ها ماله مامانممه😁
من خواهرشونم😅😅😅 اصن گردن نمیگرم😅😅

دقیقا خونواده منم😆😆بابا بزار ی چایی راحت بخوریم ی سرویس بریم

سوال های مرتبط

مامان جوجه مامان جوجه ۹ ماهگی
سلام مامانا
من یه چالشی دارم هر دفعه که میرم خونه مادرشوهرم
میخوام ازتون کمک بگیرم
ببینم مشکل از کجاست حلش کنم
ببینید خونه مادرشوهر رو که ادم نمیتونه نره بالاخره خانواده همسر ادمه نمیشه نرفت ولی من چون اذیت میشم یکم دیر به دیر میرم
مثلا تو کل ماه۳ یا نهایتا خیلی زیادش۴ بار برای شام یا نهار
( بماند که مادرشوهرم توقع داره زود به زود برم)
از وقتی بچه دار شدم وقتی میرسیم بچه منو بغل میگیرن بغل به بغل میکنن
حتی الان که بچه تو بغل نمیمونه و دوست داره چهار دست و پا بره میگیرن بغل که بچه اذیت میشه و نهایتا مجبور میشن ولش کنن
جالبیش اینجاست بچم وقتی گرسنه میشه تو اون جمع منو میبینه و حالت نق میزنه که به من بفهمونه گشنشه
منم میخوام بگیرم که شیرش بدم اینا مقاومت میکنن میگن چی شده چرا غر میزنی پسر …..
خب من مامانشم دشمنش نیستم که نمیدیش بغل من
دیگه باید دوبار سه بار بگم این گشنشه و بچه قشنگ غراش رو بزنه تا بدنش
بعد موقع سفره انداختن بچه رو میدن بغل پدرشوهرم که من حتما کمک کنم خدایی من ادمی نیستم که از زیر کار در برم ولی یوقتایی واقعا خستم و شب قبلش اصلا نخوابیدم
موقع شام که میشه بچه رو میدن بغل شوهرم یا من😐و خودشون میشینن غذای گرم میخورن بعد بچه رو از من یا شوهرم میگیرن میگن حالا برو فذا بخور بده من نگه دارم برات
بعد از شام من باید ظرف ها رو بشورم
ببین من با کار کردن واقعا مشکلی ندارم ولی یوقتایی فقط خستم یا دوست دارم اونا بگن حالا بعد چند وقت اومدی بیا بشین بعدا میشوریم
یه خواهرشوهر مجرد هم دارم ولی از عقدمون تا الان
همیشه من تکی کل ظرف ها رو میشورم و اب میکشم اونم فی فس کنان الکی ماست و اب و اینارو میذاره داخل یخچال تا من همه رو بشورم و برم بشینم