من با یک بار رابطه باردار شدم میخواستم چند روز بعد برم کربلا موعد پریودمم بود دکتر بهم گفت ال دی بخور ب دلم افتاد و نخوردم ی دکتر دیگه رفتم ی قرص دیگه داد گفت پریود نمیشی اگر حامله بودی جا بچه سفت میشه خلاصه رفتم کربلا هرجا میرفتم دعا میکردم خدا بهم نی نی بده
وقتی برگشتم حالم بد شد بیبی چک زدم و مثبت بود 😍
من سال اول ازدواجم باردار شدم خارج از رحم شد سقط کردم یکی از لوله هام رو دراوردن دیگه باردار نشدم سه بار ای وی اف کردم یکبارش باردار شدم ولی قلب جنین توی ۱۱ ماهگی از کار افتاد خانواده همسرم خیلی اذیتم کردم اونقدر غصه خوردیم من و همسرم از اذیتهاشون که ترک شهر و دیار کردیم اومدیم شمال ، دو ماه بعد از اومدن به شمال و بعد از ده سال که دیگع کاملا ناامید شده بودیم پریودم عقب افتاد حاضر نبودم بی بی چک بذارم چون از ناامیدی وحشت داشتم بی بی چک گذاشتم رها کردم رفتم چند ساعت بعد که اومدم بندازمش آشغالی دیدم مثبته فقط نشستم و گریع کردم باورم نمیشد تا وقتی صدای قلبش رو نشنیدم باور نمیکردم هر بار می رفتم سونو استرس داشتم اول به دکتر می گفتم صدای قلبش میاد، تا هفت ماهگی به خانواده شوهرم نگفتم باردارم، الان خدارو شاکرم که معجزه زندگیم رو بهم داد و برای همه زنهایی که دوست دارن آرزو دارم که مادر بشن و لذتش رو بچشن
اره من بعد ۴ سال با برنامه باردار شدم ولی توی سه ماهگی قلبش نزد و سقط کردم. واقعا پاشیدم از غصه اون سال. یه سال بعدش بازم با برنامه خدای مهربونم دریای عزیزم و بهم هدیه داد. ولی دیگه قصدی برای بچه دار شدن ندارم. امیدوارم زندگی من و شرمنده دریا نکنه . چون دو بار شرمندشم یکی چون توی خاورمیانه به دنیا اومد و یکی هم اینکه قراره خواهر و برادر نداشته باشه.
خيلي برنامه ريزي شده نبود يادم تو دوران عقد ازمايش دادم گفت ذخيره تخمكمت كمه احتمال كم طبيعي باردار بشي خيلي دلم شكست يادمه از عصر تا شبش گريه كردم يه يك ماهي گذشت و طلبيده شدم مشهد پام رسيد تو حرم با صدا گريه كردم نزديك اذان مغرب شدداشتن ناقاره ميزدن و من همچنان گريه و كه چرا مني كه عاشق بچم اين حوري بايد بشه
به مامانم گفتم غذا حرم و چه جوري ميشه گرفت دلم غذاي حرم ميخواد مامانم گفت اولا كه ماهتليم غذا داريم دوما به اسوني به كسي نميدن كه به خداوندي خدا روز اخر رفتيم خدافظي يه خادم مامانم و صدا زد بهش برگه غذا حرم و داد مامانم گفت به خواستت رسيدي
دوسه ماه بعدش عروسيمون بود يه ماه بعد عزوسي هم تو نا اميدي ترين شرايط باردار شدم
الانم يه تو دلي ديگه دارم خدا هرچي بخواد همون ميشه
هرچه پیش آید خوش آید خداخواسته ها شیرین ترین ❤️
من ۸ ماه اقدام بودم گرفت و دوقلو باردار شدم بعدش سقط شدن بعدش بلاهایی سرم اومد که به فکر بچه نبودم راستین کاملا خداخواسته هست😅
از تک فرزندی خوشم نمیاد ولی الان زوده
ما دقیقا با برنامهریزی بود.
نمیدونم واقعا چه حسی داره حاملگی بدون برنامهریزی 😑
مخصوصا من جوری برنامه ریختم که نه ماه مرخصیم بیفته توی مدرسهها که کامل استفاده کنم😐🤌🏻
ولی درنهایت هرچیزی که پیش بیاذ، خدا قدرتشو میده، امیدوارم بهترینها برات رخ بده
من خداروشکر دکترم خیلی خوب بود دوست دارم دومی هم داشته باشم ولی بخاطر تورم و شرایط فکر نمیکنم
منم بچم رو خدا نگه داشت ی ماه بود باردار بودم خبر نداشتم حالا سرکارم جوری بود ک وسایل سنگین نسبتا تو اون ماه بلند کردم چقدر از پل هوایی این ور اون ور رفتم یهو پریودم عقب افتاد بیبی چک مثبت شد تو سرکار اشک تو چشام بود به شوهرم نگفتم رفتم آزمایش دادم مطمن شدم بعد رفتم سرکار سوپرایزش کردم
منم خانواده همسرم اذیتم میکردن هنو چند ماه از ازدواجمون نگذشته بود دقیقا دم عید تنها بودم و رو سجاده گریع میکردم که خدا بهم بچه بده نگو همونجا توشکمم بود و خبر نداشتم
چ حرف قشنگی
اره به خواست خودمون بعد ۸ سال بچه دار شدیم
و اینکه با وجود این شرایط و وضعیت پیش اومده هیچ تصمیمی برای دومی نداریم وکلی هم نگران اینده گل دخترمونیم❣️
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.