۱۶ پاسخ

اوف حالا زلزله این وسط کم داشتین🫠

خدارو شکر که سالمین

دقیقا ماهم صدای وحشتناک و شنیدم اول از سقف شرو شد بعد دیدیم خونه همینطور هی تکون میخوره من گفتنم بمب زدن میخوایم بمیریم

الهی بگردم چ صدایی بود؟؟زلزله مگه صدا داره؟الحمدلله ک خوبید

دوسال پیش زلزله شده بود طرفای ما ساعت فکر کنم چهار صبح یک صدا وحشتناکی داشت خونه هم که میلرزید تا بچها مو برداشتم درو باز کردم رفتم تو حیاط مردم زنده شدم تمام خونه در کاببنتا ظرفا تو سبد لیوانا همه تکون میخوردن صدا میدادن

وووییی منم تابستان پارسال تجربه کردم هر شب البته ۱ شب میزدااااا انگاری موشک میزدن خودددااا تو عمرم همچین زلزله هایی ندیده بودم قبلش قشنگ صداش میومد بعد میلرزید..فقط تا چند ساعت من از ترس قالب تهی میکردم قلبم تند تند میزد بچم طفلی تو چادرش تکون نمیخورد ..بعدش میگفت مامانی تموم شد زلزله🥺😔

تو خبرها گفتن زلزله زده ۴ ریشتر بوده

ایذه ای حتما😃
دم صبح بود یه صدای حالت راه رفتن و ترک برداشتن سقف اومد بعدش انقد خونه لرزید که من فقط دویدم اتاق دخترم
شوهرم دوید بیرون حیاط😢😢😢خیلی بد بود زمین لرزه ش
بعدش دیگه از ترس رفتم تو اتاق کنار تخت دخترم دراز کشیدم😭😢

وای
چه لحظه بدی
بوده
خدا روشکر به خیر گذشته
انشاالله سالم باشین

۷کیلومتری باغملک و ۲۵کیلومتری ایذه بود فک کن من چی کشییییدم😭😭😭😭چقدر مادر بودن سختههه

آره ماهم باغملک بودیم مردیم و زنده شدیم فقط داد میزدم بچه هام

زلزله هم صدای وحشتناکی همراهش هست من چند سال پیش تجربه کردم این حال و خداروشکر بخیر گذشت عزیزم

زلزله بوده حالا😥😥کدوم شهر؟

عزیزم😔😔
ما مردم ایران خیلی گناه داریم این حجم از استرسو تحمل میکنیم

عزیزم درکت میکنم نگران نباش خداروشکر بخیر گذشته انشالله بلا دور باشه از همه کدوم شهرین ؟

کدوم شهری؟

سوال های مرتبط

مامان شازده کوچولو🤴 مامان شازده کوچولو🤴 ۳ سالگی
پوشک........ شیرخشک....... فرزند پروی..........

بعد از 2 روز برگشتم خونم
با ورود به اتاق خوابم حس غریبی بهم دست داد

هنوز هم اون صحنه وحشتناک جلوی چشممه و یک لحظه از خاطرم نمیره
صدای ا ن ف ج ا ر و خورد شدن شیشه ها و جیغ های پی در پی مردم بیگناه هنوز تو گوشمه

هنوز اون لحظه ای که قاب پنجره روی پام افتاد و من همه وجودم شده بود بچم و بدون اینکه درد برام معنایی داشته باشه در صدم ثانیه خودم رو به بچم رسوندم یادمه

هنوز یادمه همسر و فرزندم رو گذاشتم تو حموم و سرشون داد زدم که بیرون نیاین خودم میرم لباس هاتون رو میارم

هنوز یادمه چطور بچم رو بغل کردم و پام رو تو راه پله گذاشتم چند تا دیگه 🚀 زدن

هنوز چهره اون پیرزن مظلوم که داشت خورده شیشه ها رو از دور قاب پنجرهش بیرون می ریخت جلوی چشمم
وقتی با صدای بلند از پنجره خراب خونه خودم صداش زدم و حالش رو پرسیدم با لبخندی پر از درد سرش رو به نشونه تایید تکون داد یادمه

هنوز ساختمون های دیگه بعداز گذشت 2 روز همچنان دارن آ و ا ر برداری میکنن
همه غمشون خیلی بیشتر از شروع ج ن گ شده

و من الان بعد از گذشت 2 روز این بغض لعنتی که تمام وجودم رو گرفته بود سر باز کرد و با نوشتن از چشمهام جاری شد😭 😭 😭

ایزد یکتا انشاالله هر چه زودتر
این بلا و مصیبت رو از سر تک تک مردم مظلوم کشورم کم کنه و همه مردم ایران جانم
طعم آزادی و شادی رو با بند بند وجودشون بچشن🤲🤲