۱۰ پاسخ

اخی عزیزم خسته نباشی
باباشون که بیدار شد بچهارو بسپار بهش برو تو اتاق درم ببند ی چرت بزن خستگیت دراد

دور از جون خب خوابیدن تو هم بخاب استراحت کن

مامان منم همیشه همین و میگفت ادمسگ بیابون بشه مادرنشه😁😂

قدشوهرتون بلنده یاخودتون ؟

ای وای چقد سخته
منم زیر چشام عین شما گود شده از بی خوابی

ابروهات😍😍😍😍😍😍

البته درستش اینه
آدم ماااااار بشه مادر نشه🤣🤣🤣🤣🤣

دو قلوی دختر و پسر داری؟

خب خوابن دیگه
شما هم بخواب

بخواب تا خوابیدن استراحت کن

سوال های مرتبط

مامان مـاهان و فندوق مامان مـاهان و فندوق ۱ سالگی
اومدم‌ی تجربه سخت از ی مادر خسته براتون بگم با دوتا بچه🥲🥲
واقعا خیلی سخته دوتا بچه کوچیک داشتن و منی د دیشب اصلا نخوابیدم چون پسرم صبحش تب کرد همش بیدار میشد از خواب و منم نتونستم بخوابم
از سختی بچه داری اینکه بیشتر خستم میکنه وقتی بچه هارو میخوابونم اگ پسرم بیدار بشه گریه بکنه همزمان با صدای اون دخترم از خواب بیدار میشه و یا اگ‌دخترم بیدار بشه از صدای اون پسرم از خواب بیدار میشه واقعا خیلی سخته مدیریت کردن دوتا بچه همزمان دیشب رسما کم آوردم 🥲🥲با اینکه شوهرم بود ولی پسرم گریه میکرد ک بغل من باشه و دخترمم ک باید اونم‌برمی‌داشتم
بنظر من آدم نباید با این تفاوت سنی اصلا بچه بیاره 😮‍💨😮‍💨
من واقعا خستم و دلم میخواد حداقل ی س چهار ساعتی راحت برا خودم باشم بگیرم بخوابم ولی اگ اینطوری باشه از عذاب وجدانم‌نمیتونم بخوابم درسته بچه ها آدمک کلافه میکنن دلی واقعا بدون اونا زندگی پوچه🥲
من از دیشب سعی میکنم هم پسرم هم دخترم همزمان بخوابونم تا منم یکم‌راحت بگیرم بخواب ب ی بدبختی این کارو کردم ولی کی منو میخوابونه الان وقتی بیدارن تا حد مرگ خوابم‌میاد وقتی میخوابن من خوابم نمیاد واقعا موندم چ مرضیه این..
وقتی هم بچه هارو خوابوندم خودم بجای اینکه بخوابم نشستم بالاسرشون هردوتارو نگا میکردم😶😶
شما با دوتا بچه هم شیر چکار میکنین سخته براتون روزتون چطور میگذرونین؟؟؟
مامان رادین💙🐥 مامان رادین💙🐥 ۱۷ ماهگی
رادین توو این دوروزه که سرما خورده واقعا پیرم کرد:)))
یه شبه پیرم کرد!!!
🥲🥲🥲
دیدی ی شبایی‌ فکر میکنی صبح نمیشه؟برای من امشب ازون شباس🥲
عادت ندارم فاز منفی بدم اما واقعا پُرم دیگه:) بریدم 🥲

کاش می‌شد آدم برای دوساعت مادر نباشه😭
دارو به زور میخوره که اونم همشو میده بیرون بعدشم یه جوری گریه میکنه انگار کتکش زدیم با هر بار گریه هاش خودمم میشینم گریه می‌کنم 🥲🥲🥲
تو این دوروزه هر جووووور فکر کنید نازشو کشیدیم
امروز بردیم آمپول بزنه باباش بغلش کرده براش اسباب بازی جدید خریده که سرگرم شه
خداروشکر موقع آمپول زیاد گریه نکرد ،بعدش گذاشتتش پشت فرمون دوساعت با ماشین دورش زدیم که فقط یکممممم از بیقراری هاش کم شه
اما بازم همین ک غروب رو رد کردیم بیقراری هاش زیاد شد
خودشم نمیدونه چی می‌خواد🥲فقط نق و گریه
ترکیب مریضی و بیقراری و گریه هاش یه جوری مظلومش میکنه آدم می‌خواد براش بمیره🥲🫠
نمی‌دونم شاید اثرات پریودی هم هس که انقد دل گرفته ام!!

هوووف امشب انقدر خودمم گریه کردم چشام باد کرده دیگه

واقعا خدا مریضی رو از این فرشته ها دور کنه🙏🏼🥲مراقب فرشته هاتون باشید❤️🫀

این نسکافه ی آخر شبی هم بزنم و برم بخوابم که فردا هم من یک مادرم 🙂