خانما اونقد از مادرم ناراحتم هیچ وقت راضی نیست خودشو ب زحمت بندازه یه برادر کوچیک دارم همیشه بهونش شلوغی‌های اونه مخصوصا وقتی با پسرم باشن مادرمم جوونه.طوریه ک من شاغلم بچمو نگه نداشت منم مجبور شدم بذارمش مهد مادرشوهرم معلمه و شاغل مثلا مدرسه ها تعطیله بودنی میخوام بذارمش پیش مامانم میگه اون مدرسش تعطیله بذار پیش مادرشوهرم
امروز قرار بود برم جلسه گفتم خونه ای بیارم علیسانو یه ساعت نگهش داری گفت اره خونم ک پشت بندش بازم بهونه آورد ک نیارش منم گفتم باشه نمیارمش گفته نههه نمیگم ک نیارش میگم یعنی خونه کثیفه اومدی تو شوکه نشی ک میدونم بهونه بوده طوری شد ک همسرم از سرکار مرخصی گرفت برگشت تامن برم اصلا کمکم نمیکنه خیلی ناراحتم منم بهش گفتم اصلا راضی نیستی خودتو ب یه ساعت زحمت بندازی من به حرفات عادت کردم.بقران من هرچی از دستم بیاد براشون میکنم حتی کار داشته باشن خودم میگم ک داداشمو بیارن اینجا ب کارشون برسن ولی اون ی بارم نگفته ی بار بچم کوچیک بود بهش گفتم علیسان اونقد اذیتم کرده داشتم گریه میکردم میگفتم کاش ماما میگفت بیارش اینجا تا من کمی بتونم استراحت کنم تو جواب بهم گف ارهههه بچه ها همینن همه ما این روزارو گذروندیم
#سرلاک شیرخشک خشک پوشک بچه سرلاک

۹ پاسخ

زندگی همینه کسی به جز شوهرت و بچت برات نمیمونه

پس چقدر مامانم در حق من و خواهرا و برادرم مادری کرده و حس میکنم هرچی براش جبران کنم بازم کمه
تا سه ماهگی دخترم خونشون بودم دست به هیچی نمیزاشت بزنم، تا نه ماهگی میومد هر روز برام غذا درست میکرد وقتی خونه خودم بود که بازم‌من فقط به بچه برسم
حالا میفهمم چقدر باید قدردانش باشم
الان‌دخترم یکسال پ نیمش هست دیگه من در هفته سه چهار روز خونه بابامم
حتی همین الان که دارم تایپ میکنم

منم مثل توام .بااین تفاوت که فقط خواهرم و بچهایع اونو میگیره نه مال منو

مادر منم همینه من زن داداشم بهترین هر کاری داشته باشم بچه هامو پیش اون میزارم مثل بچه خودش مواظبشونه

منم مثل تو🙃

من جات باشم نه میرم نه رو میندازم...

وای چه بد اینجوری حالا راه دور نمیره برا بچش میکنه
مامان من از خداشه پسرمو نگه داره

عجب مادر دل گنده ای...چندتا بچه هستین مگه این قد از بچه داری بدش میاد...اخه همه مادر پدر بزرگا عشقشون نوه هس

🥺🥺🥺🥺

سوال های مرتبط

مامان پسری🤱🏻👼🏻 مامان پسری🤱🏻👼🏻 ۱۷ ماهگی
مامان دلین مامان دلین ۲ سالگی
دیروز سره یه شیر خشک گرفتن با شوهرم قهر کردم .شیر خشک هفته ای یه دونه میخوره من حواسم نبود ک فردا پسفردا میشه اخره ماه یه کم دیگه شیر خشک داش اخه سمت خونمون دفه قبل ۱۰ جا رفته بود تا از اخر زنگ زدم پسر داییم تو داروخونه کار میکنه گف دارم گفتم بذار کنار یه ۲ تایی فردا شوهرم میاد میگیره ک خسته شده بود از گشتن پیدا نمیکرد هرجا میرف
گفتم تو این برف و خونه نشین شدن یه تعدادی سره کار نرفتنا باز همه هجوم نیارن برا یه شیر خشک بچم نمونه بی شیر .۲ بار گفتم شیر خشک یادت نره .حالا اقا رفته پولشو کشیده بعد زنگ زده به غر زدن ک ۲ روز دیگه شیر نداش ک گفتی شیر بگیرم ؟ ازاد حساب شده ! گفتم چرا قبل اینکه بگیری زنگ نزدی ک ازاده بگیرم یا نه شیر داره تا ۲ روز دیگه یا نه حالا فرقش ۱۰۰ تومن بود .یه جور حرف میزد انگار میلیارد خرج کرده .اونم منی ک همه جا همیشه تو هر حالتی هوا دار جیبش بودم ک جای الکی خرج نشه برا یه ۱۰۰ تومن خودشو کشت دیشب هرچی از دهنش در اومد گف .منم عصبی شدم دلین اذیت میکرد همون لحظه زدمش 😞😓
بعد بهش گفتم بخاطر یه ۱۰۰ تومن بی ارزش رو اعصابم میری بچه رو میزنم .همیشه بهش گفتم ک عصبیم میکنی دست خودم نیس توام ک خونه نیسی عصبانیتمو سره بچه خالی میکنم پ سعی کن عصبیم نکنی .دیگه شرو کرد به تهدید کردن و برو خونه باباتو نه قیافه داری نه ارایش میکنی عصبی هم هسی و.... دیگه به کارم نمیای دیگه هیچ خاصیتی ندارم .نمیگه ک من اگر عصبی شدم از سره بچه اونه ک از سره زایمانمه سختیشو کشیدم.نمیگه اگه اندامم سروصورتم هرجور ک شده توی زندگی بااونه ک اینجور شده وگرنه خونه بابام ترگل ورگل بودم .هی میگف زنگ میزنم بابات بیاد ببرت
مامان نیلا مامان نیلا ۱ سالگی
خانما دارم از حرص میترکم بیاین درد و دل
ما دیشب خونه مادرشوهرم بودیم خواهرشوهرم ایناهم اونجا بودن بعد دخترش سه سال شه ولی اندازه ی آدم ۱۸ساله میفهمه انقد پررو و خودخواه و نحسه ک نگم یعنی همه جی باید مال اون باشه
دیشب هم دخترم هرجا میرفت انقد جیغ میزد سرش داد میزد ک اونجا نشین اینجا نیا ب اون دست نزن دختر منم انقد دوسش داره فقط می‌خواد باهاش بازی کنه همش نازش می‌کرد هرچی برمیداشت میگفت مال منه دست نزن انقد جیغ میزد ک بچم فقط میترسید و گریه می‌کرد منم اعصابم خیلیییی خورد بود باز مامانش یکم دعواش می‌کرد ولی مادرشوهرم ک هییییج همش میگفت اشکال نداره اشکال ندارررره بچه س
منم اینو ک نمیگفت دلم میخواس خفه ش کنم
اخه پسر جاریم ۴سالشع اگه این دخترو بزنه ی شری میندازن ک نگوووو تو بزرگ تری تو مردی کار اشتباهی کردی برو بوسش کن بگو ببخشید
ولی حالا ک بچه منو اذیت میکنه و گریه ش میندازه ب اون حرفی نیس بچه س
ب شوهرمم میگم ب مامانت بگو خیلی هم اشکال داره اگه بچه اونا عزیزه واس منم برای خودم عزیزه
هی میگه ول کن بابا
گفتم انقد ساکت بودم همه دارن سواستفاذه میکنن
منم همش ب بچه‌خواهرشوهرم میگفتم داد نزن میترسه ولی نفهم گوش نمیداد اخه نمیدونین ‌ک چ‌داد‌هایی میزد الانم دخترم بخاطر این ترسو شده کلا از قبل چون همیشه کارش بوده
الان میخوام ب شوهرم بگم اگه نری ب مامانت بگی ک ما ناراحت شدیم و دفعه آخرش بوده ک سر بچه من داد میزده وگرنه ن من ن تو
خوبه؟ بنظر شما حق با کیه
اونوقت میاد خونه ما کل وسیله های بچه مو میریزه وسط اتاق بازی میکنه حتی چند تاس هم خراب کرده نتونستم چیزی بگم
خیلی رو مخه
ی چی میگم ی چی میشنوین 🤦🏻‍♀️😑
فرزند پروری زایمان شیر خشک
مامان مـاهان و فندوق مامان مـاهان و فندوق ۱۶ ماهگی
چقدر سخته آدم از مهمترین آدمای زندگیش اصلا درک نشه🥲🥲
امشب ب معنای واقعی اینو حس کردم
بهتون گفته بودم دخترم هیچ جوره سینمو نمی‌گرفت مجبور بودم با شیشه شیر فعلا بدوشم بدم بهش همه اون راهکارهایی ک بهم گفتین توی تاپیک قبلیم انجام دادم ولی هیچ جوره دخترم سینمو نگرفت🥲🥲
همش ک نمیتونم یکسره بدوشم بهش شیرخشک دادم
امشب شوهرم پیشم نبود دلم گرفته بود زنگ زدم گفتم حرف بزنم تا حالم بهتر بده واقعا زد حالم بدتر کرد چون بهش گفتم بهش شیر میدم با شیشه شیر بهم گفت تو اخودت داری عادتش میدی ب شیشه شیر برا همین سینتو نمیگیره واقعا دلم شکست چند روز پیشم مادرشوهرم زنگ زد کلی حرف زد ک چرا اینکارو میکنی اگ نمیخوره تو فقد بده بهش اخه بچه ای ک سینرو نمیگیره شیر نمیخوره سیر نمیشه مدام گریه میکنه دیگه چکار کنم😔😔
من ی مادرم واقعا میدونم دارم چکار میکنم صلاح بچمو خوب میدونم ک دارم چکار میکنم منم نمیزارم بچم گشنه یا تشنه بمونه چرت بعضیا ی همچین طرز فکری دارن واقعا دلم از بقیه ن ولی از شوهرم گرفت
واقعا امروز حس کردم مادرخوبی نیستم 🥲🥲
چون واقعا نیاز داشتم وقتی ب کسی میگم درکم کنه کنارم باشه ن اینکه کلی حرف بزارن پشتم ک من از قصد اینکارو میکنم🥲
امشب ت دلم گفتم ای کاش هیچوقت مادرنمیشدم 😭😭
خدایا من سکوت میکنم ولی خودت همچیو میبینی میسپارمش ب خودت🥀🥲