خانما دارم از حرص میترکم بیاین درد و دل
ما دیشب خونه مادرشوهرم بودیم خواهرشوهرم ایناهم اونجا بودن بعد دخترش سه سال شه ولی اندازه ی آدم ۱۸ساله میفهمه انقد پررو و خودخواه و نحسه ک نگم یعنی همه جی باید مال اون باشه
دیشب هم دخترم هرجا میرفت انقد جیغ میزد سرش داد میزد ک اونجا نشین اینجا نیا ب اون دست نزن دختر منم انقد دوسش داره فقط می‌خواد باهاش بازی کنه همش نازش می‌کرد هرچی برمیداشت میگفت مال منه دست نزن انقد جیغ میزد ک بچم فقط میترسید و گریه می‌کرد منم اعصابم خیلیییی خورد بود باز مامانش یکم دعواش می‌کرد ولی مادرشوهرم ک هییییج همش میگفت اشکال نداره اشکال ندارررره بچه س
منم اینو ک نمیگفت دلم میخواس خفه ش کنم
اخه پسر جاریم ۴سالشع اگه این دخترو بزنه ی شری میندازن ک نگوووو تو بزرگ تری تو مردی کار اشتباهی کردی برو بوسش کن بگو ببخشید
ولی حالا ک بچه منو اذیت میکنه و گریه ش میندازه ب اون حرفی نیس بچه س
ب شوهرمم میگم ب مامانت بگو خیلی هم اشکال داره اگه بچه اونا عزیزه واس منم برای خودم عزیزه
هی میگه ول کن بابا
گفتم انقد ساکت بودم همه دارن سواستفاذه میکنن
منم همش ب بچه‌خواهرشوهرم میگفتم داد نزن میترسه ولی نفهم گوش نمیداد اخه نمیدونین ‌ک چ‌داد‌هایی میزد الانم دخترم بخاطر این ترسو شده کلا از قبل چون همیشه کارش بوده
الان میخوام ب شوهرم بگم اگه نری ب مامانت بگی ک ما ناراحت شدیم و دفعه آخرش بوده ک سر بچه من داد میزده وگرنه ن من ن تو
خوبه؟ بنظر شما حق با کیه
اونوقت میاد خونه ما کل وسیله های بچه مو میریزه وسط اتاق بازی میکنه حتی چند تاس هم خراب کرده نتونستم چیزی بگم
خیلی رو مخه
ی چی میگم ی چی میشنوین 🤦🏻‍♀️😑
فرزند پروری زایمان شیر خشک

۳۱ پاسخ

وااا عزیزم اونم بچست فقط ۳سالشه!!! از بچه ۳ساله چه انتظاری داری؟!از نظر عقل و فهم میشه گفت خیلی فرقی با بچه تو نداره چه بسا حتی لجبازترم باشه بخاطر سنش!میخوای بزننش بخاطر بچه تو؟!!

تو رو خدا به خاطر بچه به خاطر خواهر شوهر و خیلی چیزای دیگه شوهرتون رو پر نکنید بندازید به جون مامانش الان که خودتون مادرید یکم مراعات کنید اگه از موضوعی ناراحتی برو خودت بگو چرا میخوای رابطه مادر و پسر رو خراب کنی روشون تو روی هم باز بشه اگه تو یه چیزی بگی دفه بعد میفهمه ناراحت میشی مواظب رفتارش هست اما شوهرت بره بگه از مادرش تو چشش بد میشه شما هم پیش اونا بد میشین

عملا به بچه ۳ ساله که نمیشه حرفی زد چون درکشو نداره ، فقط یا باید رفت و آمد رو کم کنید یا وقتی اونجان خودت بچتو سرگرم کنی نره پیشش ولی درکل زیاد خودتو درگیر بچه ها نکن الآنم این صحنه هارو نبینه دو سال دیگه میبینه بذار بچت با همه جور بچه ای ارتباط داشته باشه تا روابطش خوب بشه قرار نیست همه هوای بچتو داشته باشن یا بهش محبت کنن

یه نفس عمیق بکش،آروم باش عزیزم،میتونی وقتی خواهر شوهرت اونجاس نری،یا دخترتو یه جوری سرگرم کنی که سمتش نره

من جای توحرصم گرفت معلومه که حق باتوعه اگه الان نتونی از حق بچت دفاع کنی هیچوقت نمیتونی
رفتو امدتوکم کن اگه نمیتونی
خودت ب بچه تذکربده بگو نیلاازت ناراحت میشه سرش داد میزنیا باملایمت بگو تااونا به خودشون بگیرن

عزیزم اینایی کا گفتی جز شرایط سنی و رشدی بچه ساله ست
احتمالا بچه ی شما هم این سنی بشه اوضاع همینه
اگه تحملش براتون سخته وقتی که خواهر شوهرتون اونجاشت شا نرید یا اگه اونجا بودین اومدن شما برید خونه تون

اتفاقا بچه ۳ ساله خیلی خوووووب هم میفهمه ،دختر خودم سه سالش
این حرفای ک بقیه میگن بچه نمیفهمه و چ انتظاری داری و ....خیلی خیلی بدون علم و اگاهی

هروفت اونا هستن شما نرین اونجا..بگو بچم از جیغای بچت میترسه

قطعا حق با شماست عزیزم
دفعه بعد به مادرشوهرت بگو اون بچست نمیفهمه شما که بزرگتری میفهمی که باید جلوشو بگیری

ببخشید تو یه ساختمون زندگی میکنید ؟

عزیزم کاریش نمیشه کرد همیشه بچه دختری عزیزتره تا پسری
اینم بگم فقط باید خودت جلوشونو بگیری اصلا به شوهرت نسپار چون مادرشه نمیتونه چیزی بگه
حتما ایندفعه خودت جلوشو بگیر

عزیزم این که خاهر شوهرت نفهمه شکی نیس منم مشکل تورو دارم تقریبا پسر خاهر شوهذم ۵ ماه از دخترم بزرگ تره بعد دختر جاریم ۸ ماه از دخترم کوچیک تره پسر جاریم که به دخترم میرسید همچین جیغ میکشید که نگو نمیزاشتم دخترم یه چی وردارع باز دختر که میره پیش دختر جاریم میگیره میزنتش موهاشو میکشه نمیزاره یه چی دستش بگیره اینا بچه ان چیزی نمیفهمن ما بزرگ ترا باید بفهمیم خاهرشوهرم که میومد خونه مادر شوهرم پنج دقیقه وایمیستادم بعد میرفتم اصلا حوصله پسرشو ندارم بعضی موقع ها خودش زود میرفت خونه جاریمم نزدیکیم با هم خیلی کم میرم اخه اون بچه چه گناهی کرده که دختر من موهاشو بکشه

ببین بچه سه ساله هم عملا چیزی نمیفهمه و بچه اس واقعا
رفتار درست اینه ک
جاهایی ک میدونی بچت اذیت میشه نری
و اگ رفتی خودت بچتو سرگرم کنی
نمیتونی واقعا ب بچه بقیه حرفی بزنی

همیشه از بچه ات دفاع کن و یادش بده چحوری از خودش دفاع کنه ب مادر شوهرتم بدون رودروایسی بگو حرف دلتو با احترام

دقیقااا بخدا نمیدونی چقد فرق میذارن پسر جاریم هم چهارسالشه ی بار با دختر جاریم دعواشون شد مامان و باباشون ی سال باهم حرف نزدن سر بچه خب اونهام میگفتن بچه س دیگه نمیفهمه چرا بخاطر بچه ی سال خواهر و برادر باهم قهر بودن؟اگه پسر جاریم بزنه ی شری راه میوفته بیا و ببین ولی اگه این دختره بزنه همه اشکال نداره بچه س نمیفهمه درصورتی ک ی سال فقط فرقشونه

الان بچه توان نداره پدر و مادر باید از بچه دفاع کنن...اگر با همین فرمون بری تا اخر همین و بدتر هم بهش زور خواهند گفت بزرگ تر ک بشن بچه های دیگه هم بیان و اون دختر هم یاد میگیره ک ب دختر تو هرچی بگه کسی جلوش درنمیاد...
ما هم تو فامیل ازین مدل داریم انقد ک ب بچه هاشون رو میدن وقیح میشن ...

عزیزم من کاملا درکت میکنم خودمم همچین موقعیتی دارم. تنها راهش فقط و فقط اینه که زمانی خواهرشوهرت اونجاست شما نری اونجا.

حق داری عزیزم.
منم تقریبا مشابه اینو تجربه کردم

بچه ها تو این سن لجباز و حسود میشن...
اون بچه تقصیری نداره بزرگترش باید یادش بده وجلوشو بگیره
شما هم وقتی خواهر شوهرت هست اونجا نرو بگو نیلا از جیغ میترسه اذیت میشه

همون موقع پاشو بره بفهمه ناراحت شدی
بگو بچه نمیفهمه مادرش که میفهمه بچش رو بگیره

تنها راهش این هر وقت خواهر شوهرت هست تو نری وگرنه با حرف و اینا فقط دلخوری درست میشه.
دختر خواهر من ۳ سالش کلا رادمهر دست ب هرچی میزاره ازش میگیره گریه رادمهر در میاره
بچه ی ۳ ساله حس مالکیت داره بخاطر همین
من ۴ روز خونه خواهرم بودم هرچی اون داشت برای رادمهر میخریدم ک رادمهر اذیت نکنه

ببین بچه ها تو یه سنی فکر کنم دو تا سه سال خیلی حس مالکیت دارن احتمالا اون بچه تو اون سنه میدونی اینجور وقتا زیاد سعی کن باهاش روبرو نشی اگه میشیم خودت اروم بشین کنار دخترت حواست باشه اصلا سرگرم کار نشو اصلااااا همش کنارش باش و با صدای ملایم مثلا بگو بازی کن بجای داد زدن دخترم کوچولوعه تو رو دوست داره دخترم میخواد دست بزنه منم مواظبتونم حواسشو پرت کن ببین واقعاااا بچه است و مادرشوهرت اینا نسبت به اون پسر جاریت نامردی میکنن من اگه جا جاریت بودم هم باز کنار پسرم بودم حمایتش میکردم ولی همه چی در چارچوب ادب راهنماییش میکردم پرخاشگر کردن بچه هیچ وقت کار درستی نیست بچه ها هم اصلا اونقدر درک ندارن چه کار کنن نیاز دارن ما بزرگ‌ترا مواظبشون باشیم راهنماشون باشیم خلاصه زیاد به بچه نگو نکن یا هیچیم نگی درست نیست هی باید راه جلوشون بذاری خودت با لحن ملایم همون کارو بکن ولی قبول دارم بعضی بچه ها اصلا به دل نمیشینن شوهرتم زور نکن بابا مردا رو‌درگیر این چیزا نکن برنامه بریز اونا هستن نرو رفتیم خودت مدیریت کن همیشه

نفس عمیق بکش اتفاق خاصی نیفتاده بابا
بچه سه ساله نمیتونه قد یه آدم ۱۸ساله بفهمه و هیچ بچه ای نحس نیست و هرکاری میکنه اقتضای سنشه . شماهم نرو خونشون و یکی درمیون رفت و آمدهارو بپیچون . راجع بهشون با شوهرتم زیاد صحبت و دردودل نکن فقط سربسته بگو نیلا میترسه از جیغاش بذار بزرگتر بشه رفت و آمد میکنیم

چقدر منی تووو
منم همیم معضلو با بچه خواهرشوهرم دارم اقتضا سن اون بچه هاس .مدام سر بچم داد میزنه و هیچی نمیذاره دستش باشه
و مامانش نازشو میکشه اون عرررر میزنه مامانش نازش میکنه عصبی میشم ولی داد میزنه در گوش دخترمو میگیرم جلوشون میگم باعث میشه بچم بترسه .بچه خودم جیغ بزنه جلوشون میگم مامان بچه بی ادبا جیغ میزنن
ولی تنهایی که گیرش میارم قشنگ حالیش میکنم که حق نداری سر دخترم داد بزنی ولی اخرش میزنه

همش سه سالشه نمیفهمه که
تو این سن خیلی لجباز میشن
خواهر زاده ی منم سه سالشه یک سره داره داد میزنه جیغ میکشه
خب مامان بزرگش چیکارش کنه یعنی؟
بگه داد نزن داد نمیزنه؟
بگه نکن نمی کنه؟
اونم کوچیکه چون از بچه ی شما بزرگتره یعنی بزرگه ؟
یه مدت کمتر برو وقتی اونا هستن نرو
من بچه های خواهر شوهرم مشکل دارن مریضن تخت نظر دکترن. همه چیز پرت میکنن بالا یا به سمت پنکه باید مواظب باشی یهو یه چیزی نخوره وسط سر خودت و بچه ت . یکی شون یهو جوگیر میشه میزنه از سر و صورتت به خاطر همین من نمی رم خونه ی مادر شوهرم
بزار اون بیاد که بچه هاش تو خونه اذیت میکنن یکی دو ساعت اینجا خواهراش کمکش کنن. من عصرا میرم بعضی وقتا که اونا نباشن. تا بچه م بزرگتر بشه اونا هم بزرگتر بشن

مگه دست نداری بزن زیر سرش
بخدا من باشم چنین آدمی رو با سیلی حالیش میکنم با کی طرفه خداروشکر این آدما اطرافم نیستن وگرنه روزی یه شر به راه بود

وقتی خواهر شوهرت هست نرو خیلی راحت

نظر شخصی من اینه که این موضوع بیشتر به خواهر شوهرت مربوطه تا به مادر شوهرت.
بچه سه ساله واقعا بچه‌س! باید مادرش کنترل و آرومش کنه.
بنظرم اگه راهی برای ساکت کردن اون بچه نیست، وقت هایی که خواهر شوهرت اونجاست تو نرو. منم همینکارو کردم.
بچه جاریم سه سالشه و خیلی جیغ و داد میکنه

وقتی اومد خونتون در اتاق بچتو قفل کن
اگه پرسیدن جواب بده اسباب های بچم چندتاش خراب شده دلم نمیخواد دعواش کنم

عزیزم میفهممت که چقدر الان ناراحت و عصبی، تجربه مشابهش رو داشتم، ولی این موضوع بنظرم زیاد ربطی به مادرشوهرت نداره
چندوقت پیش یه مطلب داشتم میخوندم که توی این سنین (بچه خواهرشوهرتون) کلا لجباز و یه دنده میشن و حس مالکیت نسبت به همه چی دارن... باید مامانش توی خونه بهش یاد بده میتونی اسباب بازیاتو به دوستات بدی و بچش کم کم متوجه میشه و یادمیگیره
در رابطه با بچه شما که گفتید ترسو شده، دقیقا اتفاقی برای پسر من افتاده در حدی که کاملا از بچه ها دوری میکرد و گوشه گیر شده بود و با کوچکترین صدایی گریه میکرد، شروع کردم با بازی کردن به عروسکاش و مکالمه باهاشون که اسباب بازیش رو پس بگیزه، اگر چیزی رو میخواد بگه مال منه بده، متاسفانه دویت نداشتم اما داد زدنم بهش یاد داذم😐😐 چون انقذ بچهای دور و بریام هی اسباب بازیارو میکرفتن و اریا تماشاچی بود که همه این رفتارا رو با مکالمه بین خودش و عروسکاش الان یاذ گرفنه چطوری برخورذ کنه

عزیزم این شوهرها پشت زن و بچه در نمیان.....خودت بهش بگو

سوال های مرتبط

مامان نیلا مامان نیلا ۱ سالگی
شما بگین با خواهرشوهر بیشعوری ک بچه مریض شو میاره تو جمع و بچه مثل کروکدیل دهنشو باز میکنه سرفه میکنه چیکار باید کرد
حالا اگه قضیه برعکس بود هی میگفت ک نزدیک بجه من نیا بچم مریض میشه
حتی ب بچه نمیگه تو صورتشون سرفه نکن ادعای با کلاسیش هم میشع
یعنی از دستش عاصی شدم حالم ازش بهم میخوره هر موقع دخترش مریض میشه دختر منم مریض میکنه
خدا لعنتششششش کنه خدا ازش نگذذذذذره با بجه مریض همه جا اومده همه عید دیدنی ها اومد تا آخر همه رو مریض کرد مگه مجبوری بیای اخه بتمرگ تو خونت
دخترم انقد تپل بود الان انقد مریضش کردن طفلکم زیر چشماش گود افتاده
کارم شده گریه فقط بخاطر دردی ک داره میکشه از سرفه و گلو درد نفسش بالا نمیاد 😭😭😭😭😭
از نوزادی همین بودن اصلا رعایت نکردن همش مریضش کردن
اهه مگه بچم چقد جون داره همش سرما بخوره
تازه اصلا ب روی خودشم نمیاره ک مریضش کرده
من ک عمرا حلالش نمیکنم
دیشب هم با شوهرم سر همین خواهر عفریته ش دعوا کردیم
بخاطر اینکه انقد نفهمنننننن الاغغغغغغغغ
خودشو بچش خیلی خود خواهن همه چیو مال خودشون میخوان
همه اسباب بازی بجه مو ک تو دستشه داره بازی میکنه و با جیغ و داد ازش میگیره
وااااااای آخرش من دق می‌کنم از دست اینا 🤦🏻‍♀️😑😑😑😑😑





شیر خشک فرزند پروری زایمان
مامان دوقلوها🤰 مامان دوقلوها🤰 ۱ سالگی
مامان 🤎 نیلا🤎 مامان 🤎 نیلا🤎 ۲ سالگی
مامان نیکا مامان نیکا ۲ سالگی
مامان لنا جون مامان لنا جون ۱ سالگی
مامانا میشه بگید چه کاری درسته تو این شرایط دختر من الان ۱۶ ماهشه و دخار برادرم ۶ ماه انقدر اذیت میشم میام خونه مادرم اینا و اونا میان دخار من عاشق بچه س همش نی نی نی نی دوس داره بغل کنه بوس کنه فشار بده ما هم ۲ بارشو میزاریم ۵ بارشو نمیزاریم میترسیم بچه س بالاخره واقعا بچه ی اذیت کن و آزاری نیست ولی با این حال همش مراقبیم هی بهش میگن نکن دست نزن عه برو اونور عه داد نزن شلوغ نکن .خودمم این وسط عصبی میشم گاهی بچه رو یه دعوایی میکنم ولی واقعا سخته بچه برادرمو از ترس زمین نمیتونیم بزاریم جون لنا همش میخواد بغل کنه اینهمه مدت تا حالا بچه آسیب نزده بود چون خیلی دیدن بچه ها تو سن لنا میزنن بچه کوچیکارو دیکا انقدر بهش نکن نکن دست نزن گفتیم بچه م انگار حرصی شده بود دیشب هی نق میزد بلاند بلند حرف میزد آخرش داییش گفت عه لنا هیییس چقدر داد میزنی با حالت دعوا و اخم
منو میگی انقدر ناراحت شدم گفتم هی دایی بجه منو دعوا نکنا بچه ت بزرگ شه دعواش میکنمااا😒😒😒
واقعا چه انتظاری دارن بچه ی من همش ۱۰ ماه بزرگ تره مگه چقدر فهمش بیشتر از بچه ی خودشونه
و اینکه هیلی مزخرفه تو یه خانواده پشت هم بچه میارن اجازه ندادن بچه ی من بچگی کنه همش نکن نکن