۸ پاسخ

خیلی مسئله پیش پا افتاده ایه ولا

نفهمیدم چی شد

خیلی ناواضح توضیح دادی
ولی در کل خوب نیست
کسی بگه درده فلانی بیوفته به فلاتی
بنظرم خاهرشوهرت خوب کرده ب بچش گفته حرف بدیه نزن...

قطعا خاهربدش میاد توم باید سیاست داشته باشی هرحرفی کجا بگی

خیلی مسئله الکی و پیش پا افتاده ایه اوقات خودتو شوهرت و بخاطرش تلخ نکن

ریدم به قوم شدهر

والا چی بگم مادرشوهر من وقتی همسرم ب بچم‌میگه قربونت برم فدات بشم ناراحت میشه میگه دیگه نگو بچه باید فدای تو بشه ..بدم از حرفش میاد خوب بچشه قربون صدقش میره ...

کلا ولش کن نزار کش پیدا کنه

سوال های مرتبط

مامان ♥️آوای منی🧿 مامان ♥️آوای منی🧿 ۱۷ ماهگی
بچه ها بیاید چالش و درد دل 😔
من حدود یک ماه پیش خاب دیدم باردارم و بچه م دختره تو خاب کلی خوشحال شدم میگفتم خدا رو شکر ک بچه دختره مگ اوا چیز بدیه یکی میشه لنگه اوا و اینا خدا شاهده مو ب مو این خاب بود خب بعدش فرداش زن داداشم ادم فضول و حسودیه دوس داره کسی چیزی نداشته باشه فقط اون داشته باشه زنگ زد کفر ناسزا ک این داداش مادر ج ن ده ت توم ریخته منم گفتم خب ریخته ک ریخته آقا اول کفر ناسزا ک میندازم منم گفتم بنداز من چیکار دارم بعد من بهش گفتم خاب دیدم باردارم بچه م دختره من ک نیستم ولی اگ تو باشی دختره خب بعد گفت خدانکنه دختر باشه نفوذ بد میزنی سق سیاه و اینا من چیزی نگفتم فقط خابم گفتم بهش بعد ی هفته بعدش من زنگ زدم گفت بخدا باید ۵ ۶ تا بچه بیارم منم گفتم مگ دامداریه یا از لج یکی میاری دیگ ن گذاشت ن برداشت گفت بچه هام ن ننه بزرگ خوبی دارن نه بابا بزرگ ن عمه ن عمو دیگ نگفتم ب تو نیستم ولا هر کی ک براش بد بوده ن من بد بودم ن مامانم منم دسگ الان یک ماه ن زنگ زدم ن اون بخاطر حرفم ک گفتم دختر نباشه بچه ت زنگ زده و جالب اینجاس اجاقشم کور نیست وقتی پسرش اومد هیچ خدایی نداشتن همین ک دخترش اومد از زمین و اسمون براشون میباره ک از وجود دختر ناراضیه واقعا ادم چقد باید نفهم ک از نعمت و رحمت خدا بدش بیاد و دختر پسر کنه من موندم پسر چی داره ک دختر نداره دختر داشتن لیاقت میخاد ک خدا نصیب هر کسی نمیکنه و من خودم ب شخصه روز ی هزار بار از خدا ممنونم برا وجود دوتا دخترام و اگ بازم باردار شم دختر باشه هیچ باکی ندارم 😍
پوشک بچه شیشه شیر خشک مولفیکس مای بیبی
مامان نیلا مامان نیلا ۱ سالگی
خانما دارم از حرص میترکم بیاین درد و دل
ما دیشب خونه مادرشوهرم بودیم خواهرشوهرم ایناهم اونجا بودن بعد دخترش سه سال شه ولی اندازه ی آدم ۱۸ساله میفهمه انقد پررو و خودخواه و نحسه ک نگم یعنی همه جی باید مال اون باشه
دیشب هم دخترم هرجا میرفت انقد جیغ میزد سرش داد میزد ک اونجا نشین اینجا نیا ب اون دست نزن دختر منم انقد دوسش داره فقط می‌خواد باهاش بازی کنه همش نازش می‌کرد هرچی برمیداشت میگفت مال منه دست نزن انقد جیغ میزد ک بچم فقط میترسید و گریه می‌کرد منم اعصابم خیلیییی خورد بود باز مامانش یکم دعواش می‌کرد ولی مادرشوهرم ک هییییج همش میگفت اشکال نداره اشکال ندارررره بچه س
منم اینو ک نمیگفت دلم میخواس خفه ش کنم
اخه پسر جاریم ۴سالشع اگه این دخترو بزنه ی شری میندازن ک نگوووو تو بزرگ تری تو مردی کار اشتباهی کردی برو بوسش کن بگو ببخشید
ولی حالا ک بچه منو اذیت میکنه و گریه ش میندازه ب اون حرفی نیس بچه س
ب شوهرمم میگم ب مامانت بگو خیلی هم اشکال داره اگه بچه اونا عزیزه واس منم برای خودم عزیزه
هی میگه ول کن بابا
گفتم انقد ساکت بودم همه دارن سواستفاذه میکنن
منم همش ب بچه‌خواهرشوهرم میگفتم داد نزن میترسه ولی نفهم گوش نمیداد اخه نمیدونین ‌ک چ‌داد‌هایی میزد الانم دخترم بخاطر این ترسو شده کلا از قبل چون همیشه کارش بوده
الان میخوام ب شوهرم بگم اگه نری ب مامانت بگی ک ما ناراحت شدیم و دفعه آخرش بوده ک سر بچه من داد میزده وگرنه ن من ن تو
خوبه؟ بنظر شما حق با کیه
اونوقت میاد خونه ما کل وسیله های بچه مو میریزه وسط اتاق بازی میکنه حتی چند تاس هم خراب کرده نتونستم چیزی بگم
خیلی رو مخه
ی چی میگم ی چی میشنوین 🤦🏻‍♀️😑
فرزند پروری زایمان شیر خشک
مامان آریشا مامان آریشا ۲ سالگی
شوهرم ی پسر عمو همسن خودش داره خیلی با هم صمیمی هستن هراز گاهی خونمون میاد و پسرم دوسش داره دیشب با مامانش و خواهرش و داداشش و زن داداشش ک تازه عقد کردن اومدن خونمون حالا این پسر عمو میدونه بچم ی هفته مریض بوده و ما بیرون نبردیمش اومد ب پسرم گفت بریم در در پسرمم گریه ک بریم گفتم نرین بهتره هوا سرده و کامل خوب نشده گفت با ماشین ی دور میزنیم زود میایم مامانش هم گفت با ماشین عب نداره پسرمم گریه میکرد دیگه لباسش عوض کردم توقع داشتم شوهرم محکمتر بگه نه نبرش دیدم هیچی نگفت بعد ی ربع برگشتن دیدم صورت و دستای بچم یخ یخ حتی پاهاش ک جوراب پاش بوده یخ زده فهمیدم اصلا سوار ماشین نشده بودن و حتما تا سر کوچه رفتن و برگشتن ایقد اعصابم خورده گفتم بچه یخ زده همش میترسم سرما بخوره امروز ب شوهرم گفتم دیگه نمیذارم پسرعموت بیاد مهمون اگه میاد بشینه سرجاش چیکار داره بچمو تو سرما ببره بیرون ایجور یخ بزنه بعدم جلو فامیلات بگو جلو بچه نگین در در ما خودمون بچمون ب وقت مناسبش بیرون می‌بریم اگه بخاد سرما بخوره چقد بعدش علائمش نشون میده؟؟
مامان گل های من ❤️🫠 مامان گل های من ❤️🫠 ۱۷ ماهگی
بنظرتون چکار کنم میدونین ک من باخانواده شوهرم زندگی میکنم تو یه اتاق خب ـبعد تا خواهرشوهرم شوهرش بره جایی همینجاس دوسه شب بعد وقتی اینجاس بچه هام نباید اسباب بازی هاشونو دربیارن بازی کنن یا چیزی بخورن که اینادیونه میشن صبح پسرم ماشین کوچولوش تو حال بود پسر اون برداشت این گریه کرد ماشین دگه بهش دادم تا رفت باز دوباره گریه کرد ک اینو میخوام مادرشوهرم به پسرم گفت ببرش قایمش کن اینو دیونه کردی یا بهش بده باز ماشینو گرفتم یه خیلی کوچولو دادم بهش اینم بچس نمیفمه رفت باز گفت هان باز دوباره یکی دیگه اوردی من حرف نزدم بعد بچه های اون رفتن مغازه من دخترمو نذاشتم گفتم گرمه رفتن خوراکی خریدن اوردن بهش ندادن بعد از قبل خوراکی بود گفت مامان همون دوغمو بده دیشب بابا خرید گفتم باش رفت تو حال گفت من دروغمو میخورم پدرشوهرم گفت باش برو تو بلندگو اعلام کن یعنی چی اینا باز میخوان منو شوهرم تو اتاق بودیم شوهرم گفت ببینشون اول ک اونا خوردن این خواس بهش ندادن الان این یه حرفی زد بهش اینجوری میگم من بازم چیزی نگفتم