۷ پاسخ

منم خواهر شوهرم سه تا پسر شر و شیطون داره خیلی پسرمو اذیت میکنن تا بچه از جاش بلند میشه اینقدر دنبالش میکنن تا بخوره زمین همیشه هم تذکر دادیم هم خودم هم شوهرم اما فقط شدیم آدم بده....تازه این آخری شوهرم تذکر داده خواهرش ناراحت شده کار کشیده به فحش دادن به ما
بستگی داره طرفت چطور آدمیه

در مورد یبوست نوزاد ازت سوال دارم درخواست دادم میشه قبول کنی

دیر برو زود برگرد

ب نظرم برو ولی خودت همون بار اول ک اذیت کردن بگو آنیا رو بگیر بگیر نکنین عصبانی میشه خوشش نمیاد
من همیشه هر جا میرما میگم بهشون ک ب بچه دست نزنین اعصابش خورد میشه کم کم عادت میکنن

برو ولی بذار دیر تر برو حواستم به دخترت باشه بغلش کن نذار کسی اذیتش کنه در هر صورت همیشه نمیشه جلوی این اتفاقات رو گرفت دخترت کم کم از الان باید یاد بگیره با همه جور آدمی تعامل کنه اگر همیشه مراقبش باشی دو روز دیگه که بزرگ بشه بچه ها تو بزرگسالی اذیتش میکنن از دور مراقبش باش

دور اطراف من بچه زیاده پسرم باهاشون بازی میکنه اصلا اذیت نمیشه اگه اونا تخس و اذیت کنن خودت تذکر بده بگو انیا اذیت میشه لطفا فلان کارو نکنید

دوست= دوتا

سوال های مرتبط

مامان عطرین و رادوین مامان عطرین و رادوین ۱ سالگی
یه مسئله ای خیلی ذهنمو درگیر کرده باهاتون در میون میزارم شمام نظرتونو بگید
برای عید ک باید به بچه ها عیدی داد،اونروز باخواهرشوهرم صحبت میکردیم ک عیدی چقدر بدیم و این حرفا،بعد من امسال سال اولیه ک خونه هستم مسافرت نمیریم و بچه دارم،بعد خواهرشوهرم میگفت باید ببینی بقیه چقدر به بچت میدن ک تویکم مثلا روش بزاری به بچشون بدی،من سال اولی ک خونم بودم بچه هم نداشتم به همه ی بچه ها پنجاه تومن عیدی دادم
و فکر میکردم عیدی دادن ی نوع قرض نیست ک ببینی طرف چقدر میده توهم جبران کنی و این حرفا فکر میکردم چون یه حالت دلخوشی و ذوق برای بچه ها داره هرکی هرچقدر دوست داشت و درتوانش بود میده به بچه ها،ک خواهرشوهرم گفت باید ببینی طرف چقدر میده به بچت ک توهم جبران کنی کلا ذهنیتم تغییر کرد ودو به شک شدم ک باید چیکار کنم
میشه شمام نظرتونو بگید؟
و یه حرف دیگه ک خواهرشوهرم گفت و احساس کردم منطقیه اینو گفت ک مثلا یکی از برادرات به بچه هات هرکدوم صد میده یکی به هرکدوم پنجاه میده،بعد تو میخوای به بچه های اون برادرت ک پنجاه داده و به اون برادرت ک صد داده یکی بدی؟
کلا خلاصه گیجم تو این مورد لطفا راهنماییم کنید

پوشک شیرخشک کولیک رفلاکس
مامان فندق مامان فندق ۱۵ ماهگی
میگن واقعا نباید از روی ظاهر زندگی کسی قضاوت کرد واقعا راسته مثلا یکیش خود من مثلا شوهرم و برادر شوهرمو باهم ببینید شوهر من یه مرد امروزی تره جوون تره شیک تره همه ببینن فکر میکنن خیلی اهل حرفای عاشقانه و سوپرایز و گل خریدن و این چیزا باشه ولی برادر شوهرم با این ک سنی نداره وحشتناک کار میکنه شبانه روزی همیشه اکثر اوقات با لباس ژولیده و لباس سر کار هست فکرش بکنید لبلس جوشکاری بعد از همون قدیم همش تو خانواده میگفتن ک مثلا شوهر من خیلی لارجه و اون برادر شوهرم خسیسه و اینا ولی حالا عمق زندگی های ما شوهر من اصلا ن اهل سوپرایز ن اهل حرفای عاشقانه ن اهل پول بریز بپاش کردن اکثر اوقات جیب من خالیه برا تولدام به زور اونم برا این ک من حرفی نزنم و تیکه نپرونم یه کیک خیلی خیلی کوچیک میخره اصلا چند ساله یادم نمیاد کادو خریده باشه یا حداقل یه دست گل خوب حتی موقع زایمان دومم هم یه شاخه گل کاغذی اورد ولی برادرشوهر خسیسه باور نمیکنید چند شیفت میمونه سر کار بعد کار آزاد انجام میده بعد از ۱۸ ۱۹ ساعت سر کار بودن میره قسطی چندین ساعت دنبال خرید یه وسیله برقی ک میدونه زنش دوست داره با ذوق و شوق میاره خونه سوپرایزش میکنه برا تولدش بعد کیک و گل و پول بزن به کارتش ک بره دوباره برا تولدش چیزی ک دوست داره بخره بعد شوهر من میدونه مثلا ۱۰روز دیگه تولدمه بقیه تو کامنت شیر خشک پوشک رفلاکس کولیک کولیک کولیک کولیک کولیک رفلاکس رفلاکس رفلاکس رفلاکس کولیک کولیک کولیک کولیک شیر خشک شیر خشک شیر خشک