۵ پاسخ

کونشو یه ساعت دنبالش میدوم بشورم بد صبحونه میدم بد دیگه اکه مادر شوهرم باشع می‌ره اونجا من کارامو‌میکنم اکه دلش نخواد بره بازی می‌کنه

وای جالا من میگم کاش تلویزیون میدید
دختر من فقط میگه یکی بیاد دنبال من بدوعه😂

صبحانه و رقص و شیطونی
البته خودش ی تایمی بازی میکنه من دارم تو اشپزخونه کارامو میکنم

ولی مادرشدن واقعا سخته

اول صبح پا میشه بیشتر از تی وی عاشق کنترل هاس با اونا بازی میکنه تا صبحانه آماده کنم یکم میخوره همزمان تی وی میبینه. بعدش با هم بازی میکنیم رقص و این چیزا. بعد اگه ببرمش بیرون که خوبه اگه نبرمش شروع میکنه لجبازی و گیر دادن که بغلم کن ببر اینور اونور و نشون بده. سعی میکنم تی وی نذارم زیاد چون غذاشو با تی وی میخوره نمیخوام زیاد بشه😕😕😕

سوال های مرتبط

مامان عرشیا مامان عرشیا ۱ سالگی
خانما میشه راهنماییم کنین

من با عرشیا بازی نمیکنم یعنی از خواب که بیدار بشه کنترل میده بهم که تلویزیون رو روشن کنم بعد میشینه نگاه میکنه صبحانه میدم میخوره باز میره دراز میکشه تلویزیون میبینه تا ناهار باز میدم میاد نیم ساعت پیش من که من اون موقع در حال اشپزیم میاد منو میکشه که بهش شیر بدم ناهارشو که خورد باز میشینه دوباره تلویزیون میبینه تو این فاصله من میرم براش اسباب بازی هاشو میارم نیم ساعت بازی میکنه باز میاد بهم میچسبه شیر میخوره یا میخوابه اگه هم نخوابید دوباره میره تلویزیون میبینه
این طبیعیه؟
یا عرشیا زیاد تلویزیون میبینه
خودمم بازی کنم باهاش یاد ندارم وقتی شوهرم از سرکار میاد یکم باهاش توپ بازی میکنه خیلی خوشحال میشه
حالا نباید که بچه هارو باهم مقایسه کرد اما دختر خواهرم از عرشیا بیست روزه کوچیک تره چون شیر تو شیر بوده ابجیش یک سال ازش بزرگتره هم راحت حرف میزنه هم بازی هم هستن در کل خیلی زبرو زرنگه ماشالله اما عرشیا رو که نگاه میکنم ...
طبیعیه یانه؟چیکارکنم