۹ پاسخ

خداروشکر..خدارحم کرده انشاالله بلابه دور..بنظرم یوقتایی ازچشم ونذر هم هست من بعدازاینکه زایمان کردم درعرض یکماه شوهرم سه بارتصادف کردتاقربونی دادیم بهترشدیم یک خروس بکشین بلادفع بشه عزیزم

بلا به دور
صدقه رد کن

عه شلوارت عین شلوار منه😅

خداروشکر به خیر گذشت

خداروشکر بخیر گذشت
ی قربونی حتما بدین حتی شده کوچیک

انشاءالله زودتر خوب بشه اون راه زناهم به جزاشون برسن

الهی شکرررر عزیزمممممم اصلا رضاااااایت ندین به هیچ وجه🥹

الهییی عزیزم...انشالله که همیشه سلامت و عاقبت بخیر باشید

خداروشکر که بخیر گزشته
خدا ازشون نگزره کثافت ها

سوال های مرتبط

مامان ناناز مامان ناناز ۶ ماهگی
پارت۷
زهرا از وقتی اومده بود زاهدان دیگه نگم چه بداخلاقی ها و چه ادا اصولا و چسن فسن ها اصن یه وضعی
سعیدم دربست در اختیارش مادرمم بخاطر سعید چیزی نمیگفت یه اتاق داده بود بهشون و فقط موقع صبحانه،ناهار و...میومدن تو هال حتی یخچالشونم تو اتاقشون بودو کسی جرعت نداشت سمتش بره که زهرا خانم ناراحت میشه
سعید قبل از ازدواج خیلی دوسمون داشت و بهمون اهمیت میداد ولی بعد از اومدن زهرا اگر لبخند بهمون میزد چپ چپ نگاهش می‌کرد.یک سال از مدرسه عقب افتادم هیشکی بفکر نبود مادرم سخت کار می‌کرد دوشیفت میرفت تو آشپزخونه بیمارستان و زحمت می‌کشید سعیده و سکینه مثلن درس میخوندن
تو درس خیلی تنبلی بودن و الکی میرفتن مدرسه.چن وقتی گذشت و علیرضا پسر داییم اومد خاستگاری سعیده چن سالی بود همو میخواستن علیرضا زابل بودو تو سوپرمارکت پدرش مشغول به کار
اومدن و یه مراسم نامزدی گرفتن و رفتن گفتن چن ماه بعد برا عقد میان سعیده که انگار خوشبخت ترین آدم رو زمین بود تو پوست خودش نمی گنجید و رو زمین بند نبود
کولیک رفلاکس شیرخشک پوشک بارداری