۱۳ پاسخ

من خدا رو شکر هیچ کدومو نداشتم

هیچی خودم با شیاف سرپا کردم زندگیم رو جمع و جور کردم چون مادرشوهر گرامی اجازه ورود خانوادم رو ندادن

عزیزم ربطی نداره ها به حرف و به این چیزا چون من یکسره چون مهمون میومد من حرف میزدم و کلا تکون میخوردم

هعییی یادم میاد پشیمون میشم از زایمان بعدی
کاچی ، ماهیچه ، روغن حیوانی، جگر ،سوپ با ماهیچه ،ولی شیاف از دستم نمیوفتاد🤣
سردرد اینام نداشتم فقط تهوع بود که کنار اومدم ، تا چهل روز تکون نخوردم فقط پیاده روی اینا میکردم

یاد سردردای بعد زایمانم میفتم دلم میترکه😭
انگار مغزمو له میکردن 🙍🏼‍♀️🤦🏼‍♀️

من خداشکر عملم بشدت راحت بود
دوروز بعدش چنان گردن و کتفم گرفته بود نمیتونستم حتی تکون بخورم
رفتم درمانگاه گفت مجاز نیست بدون نظر متخصص بهت دارو بدیم ولی یه سرم و پماد دادن خوب شدم الانم بعد یک سال ونیم خداشکر خوبم فقط دردگودی کمرم روزا قبل پریودی داغونم کرده
غذاهم مادرشوهرم خداخیرش بده سوپ مرغ محلی برام درست میکرد

از همون اول گفتم به داروی بیهوشی حساسیت دارم و باعث سرفه و تهوع میشه واسم. به اصرار خودم بی حسی زدن و خیلیییی راضی ام

خداروشکرهیچ کدومونداشتم خیلی سبک بودعملم ولی بعضی وقتادرد داشتم باشیاف اوکی میشدم عصرش که گفتن میتونی مایعات بخوری اب اناناس طبیعی وکمپوتش روخودم ابمیوه های طبیعی زیادخوردم نسکافه هم زیادخوردم عوارض بیحسی رو ازبدن درمیاره کلاغذام خوب بوداومدم خونه هم با روغن حیوونی کاچی خوردم مایعات میخورم کمپوت اناناس خیلی خوبه خیلی میخوردم

عزیزم من اصلا سردرد نشدم فقط چون بیحسی بود مال من کمر درد شدید داشتم
عسل زیاد خوردم، چهار مغز اسیاب شده با نبات پودر شده میخوردم
روغن زرد،کاچی،همراه اینا چون گرمی بودن شربت خاکشیر و الو میخوردم برای زردی بچه
ابگوشت،قهوه فوری البته نوشیدنی های کافئین دار بیشتر روزا بخور برای سردردم خوبه
سوپ گوشت کبابی جگر گوسفند
من افسردگی بعداز زایمان داشتم خیلی حالم بد بود و الا خورد و خوراکم خوب بود همه چی شوهرم میگرفت برام خانواده همسرم هیچ کس نیومده بود دیدن بچم خیلی سر این حالم بد بود وگرنه زود سرپا شدم عسل و زیاد پیشنهاد میکنم چون خیلی برای بخیه هات و اینکه قوت بگیری خوبه

من صبح سزارین شدم تا غروب سرمو بالا نیاوردمو تکون ندادم بالش نزاشتم وقتیم تونستم مایعات بخورم نسکافه خوردمو شکلات تلخ

والا من پسرم از روز اول رفت NICU همش در رفت و امد بودم به بیمارستان روزی دوبار اصلا یادم نمیاد کی ده روزم تموم شد و بخیه هامو کشیدم 🥺😮‍💨

من توي اتاق عمل كه بودم حالا تهوع شديد و سردرد شديد داشتم سابقه ميگرن هم دارم بهشون گفتم همون موقع برام يه آمپولي زدن كه سريع بالا آوردم و خوابم برد بعدش اصلا سر درد نگرفتم فكر كنم بايد همون موقع اطلاع ميدادي

وقتی اجازه دادن مایعات و غذا بخوری نسکافه بخور ماهیچه با آب گوشت بدون حبوبات و آب هویج خیلی خوبه من قرمه سبزی یا خورشت کرفس میخوردم خیلی شیرم زیاد میشد تمام لباس هام خیس میشد اگه میتونی شیر دوش برقی بگیر بعد از شیر دادن سینه هات رو چند دقیقه بدوش و خالیشون کن شیرت زیاد میشه و مهم تر از همه آرامش خیال داشته باشی و مطمین باشی شیرت نوزادت رو سیر میکنه.

سوال های مرتبط

مامان نیکا مامان نیکا ۲ سالگی
پارت اول
سلام مامان ها
می‌خوام از یه تجربه بگم از راهی که خیلی ها سردرگم هستن که برن.
یا نرن
من قبل از اینکه دخترم رو از شیر بگیرم اینجا سوال پرسیدم
بعضی ها در حد چند کلمه جواب دادن و نتیجه نگرفتم کامنت ها رو
خوندم و بعضی ها خیلی خوب راهنمایی کرده بودن خلاصه من زیاد اهل پیام گذاشتن نیستم فقط چون خیلی زجر کشیدم این چند روز
خواستم اینجا بگم شاید کمکی به بعضی از مادرها بشه
دختر من از ساعت دوازده شب که موقع خوابش بود تا دوازده ظهر که بلند میشد دو ساعت دو ساعت شیر می‌خواست گاهی یه ساعت به ساعت نه با آب نه با سرپا دور دادن آروم نمیشد بخاطر اینکه باباش غر نزنه سریع مجبور میشدم شیر بدم
سعی کردم صبح ها ۹صبح که برا شیر بیدار میشه دیگه ندم که بلند بشه ولی باز چشم بسته گریه میکرد و شیر می‌خواست وقتی بلند میشد هم صبحونه نمی‌خورد و بسیار بد غذا بود .البته تا اردیبهشت که پیش مامانم بود و من سرکار بودم بهتر بود
تابستون که کنارش بودم بدتر بدغذا شد و طلب شیر میکرد
منم مجبور بودم بخاطر اینکه مهر باید برم سرکار و دیگه نمیتونستم از شیر بگیرم و بدغذاییش ازارام‌میداد شوهرم هم یا سرکار بودو وقتی خونه بود خیلی باهاش بازی نمی‌کرد و به این خاطر نمیتونستم رو اون حساب باز کنم و
تصمیم به گرفتن شیر کردم اونم موقع ای که شوهرم شبکار باشه و آرامش بیشتری باشه واونم بد خواب نشه و غر بزنه
فقط هم شیر خودم رو میخورد
طبق تجربه یک یکی از مامان ها آبلیمو زدم لب زد دید ترشه و چند دقیقه بعد دوباره امتحان کرد و دیگه اصلا سراغش نیومد
یکم بی قراری کرد و خوابید دوبار تا صبح بیدار شد و گریه کرد
روز دوم خونه مامانم خواهر زاده هام پیشش بودن خوب بود
مامان شکوفه های گیلاس🍒 مامان شکوفه های گیلاس🍒 ۱۶ ماهگی
سلام خانومای گل حال و احوالتون چطوره؟
راستش من خیلی گرفته ام اومدم اینجا یکمی درددل کنم
من برای پسرم ۶ماهگیش ک غذای کمکی رو شروع کردم فقط یک هفته پوره دادم بعدش کم کم رفتم سمت غذاهای بافت دار به روش blwو اشتهاش خیلی خوب بود و رابطه خوبی داشت با غذا
اما بعد ک حامله شدم(حاملگی دومم خیلی بد ویار بودم و خیلی سخت گذشت بهم الان یادش میفتم کهیر میزنم😫)یجورایی تنبلی کردم خیلی تنوع ندادم مثه قبل و کم کم از غذای سفره بهش دادم بعد از یکسالگی
و سورنا دقیقا بعد این موضوع ها بدغذاییش شروع شد😭
بعدش که زایمان کردم و یکم روبه را شدم دوباره شروع کردم تنوع غذایی ولی اصلا سمت غذا نرفت فقط درحد چندقاشق از غذای خودمون میخوردش تا اینکه تقریبا یه ماهیی میشه واسش هر روز سوپ درست کردم و میکس کردم و خیلی زیاد میخوره امروز اوردمش متخصص و بهم گفت اینکار اشتباهه و نباید اصلا دیگ ادامه بدی این روشو
و قراره که براش برنامه غذایی اماده بکنه
خیلی ناراحتم از دست خودم اخساس میکنم برای بچم کم گذاشتم😭😭😭