خیلی ناراحتم من ۱۹روزه زایمان کردم.خیلی کمبود خواب دارم و خسته و کوفته م
انرژی ندارم.
توی این ۱۹روز مامانمو آوردم پیش خودم.تا نوزاد می‌خوابه منم سریع می‌خوابم پسر اولم در اتاق و باز می‌کنه منم مجبورم قفل میکنم خیلی ناراحتم براش کم میزارم اما واقعا نمی‌کشم نمیتونم بیشتر باشم براش
اما همونقدر که من کم میزارم براش مامانم باهاش بازی می‌کنه حرف میزنه مثلا من تو اتاق دارم می‌خوابم صداشونو می‌شنوم پسرم می‌خنده یا بازی میکنن یکم خیالم راحت میشه می‌خوابم
اما اینکه خودم نمیتونم براش وقت مفید بزارم خیلی ناراحتم
مثلا دارم میرم بخوابم باهام بای بای می‌کنه من قلبم وایمیسه اما نمیتونم بمونم باهاش بازی کنم
البته دیروز یه سر بردمش تو حیاط و سرکوچه دور زدیم
نوزاد و دادم مامانم یه ساعت برای پسرم وقت گزاشتم
اما نمیتونم واقعا کشش ندارم
امید دارم پسر دومم بزرگ میشه باهم همبازی میشن
خیلی ناراحتمممممم😭😭😭

۶ پاسخ

عزیزم اینا علایم افسردگی هست
لطفاً با مشاوره صحبت کن حتما

بچه اولم می‌خوابه بچه دومم بیداره
چون نوزاد و نمیتونه مامانم نگه داره و شیر خودمو میدم واسه همین زمانی که بچه دومم بیداره مجبورم بیدار باشم اون زمان هم پسر اولم خوابه خیلی ناراحتم چیکار کنم

ناراحت نیاش اسن وضعیت فقط شیش ماه هست بعدش حسابی براش وقت بزار

مگه قرار تا اخر عمرت اينجوري بشي بچت ٢-٣ماه بشه هميچي درست ميشه
اول از بچت خودت مهمي كه زودتر سرپا بشي
پس ناراحتيت خيلي خيلي الكيه
الكي خودتو اذيت نكن بهت گفتم خودتو از افسردگي دور كن به اين چيزها فك نكن

تو بهترین مامان دنیایی😍🥰
الان بخاطر شرایط نینی بیشتر بهت احتیاج داره
یکم دیگه صبوری کن شرایط بهتر میشه و میتونی برای دوتاشون وقت بزاری ❤️🌻

من ۶ روزه زایمان کردم ب خاطر بچه اولم کمبودی نداشته باشه ی ثانیه نتونستم تا الان استراحت کنم تا وقتی دخترم بیداره درگیر اونم باز اون میخوابه تمام وقتم دوست دارم بزارم برای پسرم ک کمبودی حس نکنه با اینکه دورش شلوغه مامانم . شوهرم . خواهرم پیششن دائم باهاش بازی میکنن ولی بازم نمیتونم من تنها بزارمش
خیلی روزای سختیه حس میکنم خیلی داره در حق پسرم ظلم میشه 🥲🥲

سوال های مرتبط

مامان عرشیا مامان عرشیا ۱ سالگی
خانما میشه راهنماییم کنین

من با عرشیا بازی نمیکنم یعنی از خواب که بیدار بشه کنترل میده بهم که تلویزیون رو روشن کنم بعد میشینه نگاه میکنه صبحانه میدم میخوره باز میره دراز میکشه تلویزیون میبینه تا ناهار باز میدم میاد نیم ساعت پیش من که من اون موقع در حال اشپزیم میاد منو میکشه که بهش شیر بدم ناهارشو که خورد باز میشینه دوباره تلویزیون میبینه تو این فاصله من میرم براش اسباب بازی هاشو میارم نیم ساعت بازی میکنه باز میاد بهم میچسبه شیر میخوره یا میخوابه اگه هم نخوابید دوباره میره تلویزیون میبینه
این طبیعیه؟
یا عرشیا زیاد تلویزیون میبینه
خودمم بازی کنم باهاش یاد ندارم وقتی شوهرم از سرکار میاد یکم باهاش توپ بازی میکنه خیلی خوشحال میشه
حالا نباید که بچه هارو باهم مقایسه کرد اما دختر خواهرم از عرشیا بیست روزه کوچیک تره چون شیر تو شیر بوده ابجیش یک سال ازش بزرگتره هم راحت حرف میزنه هم بازی هم هستن در کل خیلی زبرو زرنگه ماشالله اما عرشیا رو که نگاه میکنم ...
طبیعیه یانه؟چیکارکنم