عزيزم شما تازه زايمان كردي و دچار افسردگي دارب ميشي حواست به خودت باشه
وای نسبت به کلمه " بچه دوم " فوبیا دارم
به هردوشون برس عزیزم مثل هم هردوشون گناه دارن بینشون تبعیض قائل نشو هردوشون مثل همن هیچ فرقی ندارن
عزیزم شما با عقل الانت برمیگردی خودتو تو ۳ سالگی که تو شلوارت جیش کردی سرزنش کنی؟
نه چون میدونی عقلت تو ۳ سالگی همونقدر بوده و تازه تو همون سن تلاشتو کردی جیشت رو نگه داری
الانم خود قدیمت رو سرزنش نکن الان برای بار دوم مادر شدی تجربه خیلی چیزا رو داری اون زمان هنوز تو شوک کلمه مادر بودی و با توجه به بی تجربگی همون زمانت بازم همه تلاشت رو برای بچه اولت کردی.
یادت باشه تو کل زندگی بچه اولت تو قراره یک سری کمبود هایی براش بذاری چون همچی رو با اون برای دفعه اول تجربه میکنی
پس بجای سرزنش یاد بگیر براش صبورتر باشی و عشق بیشتری بدی بهش
به عنوانیک بچه اول میگم
همیشه خانواده ها درگیر بچه دوم میشنچون کوچیکتر هست حس میکننمیتونه اشتباه کنه و براشون شیرین تره
به بچه اولمتوجه کنید فرق نزارید
بعد زایمان هورمونها بهم میریزه مراقب باش عزیزم زیاد تنها نمون اگه خواهر یا مادرت میتونن پیشت بمونن
یکی از بستگان نزدیک من همینطوری شد
به شکلی که ناخواسته بین بجه هاش فرق گذاشت و خودش متوجه نبود بچه دوم پر از عقده بزرگ شد الان از مادرش متنفره و سالهاست با مادر قطع رابطه کرده.
مثلا یکی از فرق هایی که بین بچهاش گذاشت این بود که همیشه غذاهایه خوبو به بچه اولش میداد بخاطر همین بچه دوم بدنش ضعیفه و تو سن ۳۷سالگی مشکل گوارشی و ارتروز و دیسک کمر و گردن پیدا کرد چندجا دکتر رفت بهش گفتن بخاطر سوتغدیه تو دوران کودکی و بلوغه.
خودش تعریف میکرد اگر یه مشت پسته و نصفه لیوان شیر بود میداد به بزرگه و من نگاه میکردم.
کلا با خانوادش قطع ارتباط کرده صب و شب لعنتشون میکنه الان مادرش در حسرت یه نگاه بچشه.
بچه اولشم ولش کرده رفته چون بهش زیاد توجه کرده دل زده شده.
منم عاشق بچه اولم شدم وابستگیم بیشتر شده بهش
😍دخترمم ک ۲ ماهشه
شیر تو الان مواد مورد نیاز بچه کوچیک و داره نه بچه یه سال و هشت ماهه
اینجوری شیر بچه دوم حیف میشه دیگه توانت اونقدر بوده با هردو مساوی رفتار کن یجور نشه از بوم بیفتی به دومی توجه نکنی
منم ده روز دیگخ زایمان میکنم تفاوت سنی بچه هام کمه همش میترسم برای پسر بزرگه کم بزارم از الان عذاب وجدان دارم...
امیدوارم از پس دو تا بچه بر بیام بین شون فرقی نزارم
مال هورموناته عزیزم دقیقا همین فکرو داشتم حتی میذاشتم دخترم گریه کنم دوستش نداشتم چسبیذه بودم پسرم بچه اول ولی بعد درست شد
این حس منم داشتم دخترم شد یکسالش درست شد
طبیعیه حق داری من با اینکه شرایط تورو ندارم ولی انگاری میفهممت چون عاشق دخترمم.
ولی الان فقط تقصیر هورمونای بهم ریختته
وگرنه عشق مادری انقد زیاده ک تو ۱۰۰ تا بچه هم داشته باشی بینشون تقسیم میکنی محبت رو
روزای اولته اذیتی هم ب بچه ی بزرگترت توجه کن هم کوچیکه چون این کوچولویش زود میگذره سعی کن لذتشو. ببری
قوی باش میگذره میره همه ی این سختی ها و اذیت ها فقط صبور باش
صد در صد مامان خوبی برای هردوشون هستی
اصلا خودتو سرزنش نکن
فقط فقط فقط خودت مهمی به خودت برس
اینطوری میتونی به هردوشون خوب برسی
من سال اول بعد زایمان اصلا حال خوبی نداشتم اصلا دخترم رو دوست نداشتم
خیلی ناراحت بودم بهش نمیتونم برسم
ولی از وقتی برای خودم وقت گذاشتم به روحیم رسیدم (هیچکی کمکم نکرد فقط خودم) چند ماهیه واقعا دخترم خیلی دوست دارم اونم بهم وابسته شده خیلی بهتر بهش میرسم
من سه تا پسر دارم،ولی بچه ی اولم،عجیب برام عزیزه سه روز فرستادمش اردو اینقد گریه کردم فک نمیکردم اینقدر دلتنگ بشم
منم همینم خیلی احساس گناه میکنم😔
آخخخخ چقد منی بااین تفاوت کە هیچ کدوم شیرمو نگرفتن😮💨
شير ميخوره؟
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.