۹ پاسخ

محل سگ نمیدم بهشون

نگاشون نکن از شوهرت بپرس دلیلش رو بعد بی محلشون کن ...بوی سوختنشون تا اینجا اومد عزیز .مراقب درب خونه و رفت و آمد اطرافیان شوهرت باش حتما گلم . دوره دعا و طلسم و بیشرفی زیاد شده بدبختت نکن .تونستی از اون محله برو

از یه چیزی حسابی سوختن 😁 محلشون نده

گلم اگر همسرت خوبه اهمیت نده اصلا هم به روی شوهرت و خانوادش نیار بچتم‌ نزار باهاشون رفت و آمد کنه

محل نذار اصلا بهشون

اهمیت نمیدم بهشون

محل سگ هم نمی‌دم بهشون

عزيزم اهمیت نده از شوهرتم چیزی نپرس سعی کن ار خواهرشوهرت بپرسی چون از شوهرت بپرسی نقطه ضعف میشه براش ببین تو زندگی خودم دیدم حواست به دعا باشه من وهمسرم دختردایی وپسرعمه هستیم ازدواج کردیم یه ن عموم چندبار از شهرستان اومد خونمون بین ما دعوا افتاد خیلی بعد زندایی خدا خیرش بده اومد خونمو زیرو رو کرد ومامانم میگفت چیکار مکنی گفت کاریت نباشه دعا پیدا کرد رفت پرسید دید اون نوشته که شوهرم بره دخترشو بگیره حالا بماند دخترش که دخترعموم بود نامزد داشت ومن یه بچه

من اولین کاری که میکنم از شوهرم و خواهر شوهرم دلیلش رو میپرسم

سوال های مرتبط

مامان موچول مامان موچول ۵ سالگی
فرزند پروری شیرخشک کودک پوشک فرزند فرزند پروری پوشک پوشک شیرخشک شیرخشک شیرخشک نوزاد نوزاد نوزاد بارداری بارداری بارداری بارداری اضطراب اضطراب
همسرم گفت من دیگه نمیتونم به اینجور زندگی پر از دعوا ادامه بدم بیا جدا شیم به پدرمادرش گفتم اونام اومدن هرکاری کردن همسرم راضی به ادامه زندگی نشد ،گفت من هست ساله دارم عذاب میکشم به روز خوش ندیدم با زنم همش دعوا بعد شروع کرد تک تک بحث‌هایی که باهم سر مادرش یا سر هرچیز دیگه ای رو میکردیم به پدرشپوهر مادر شوهرم گفت ،قشنگ منو سنگ روی یخ کرد اونقدر خجالت کشیدم پیششون و اونقدر دلم شکست که نگو .از اونطرفم پدرم به من اصرار که زود جمع کن بیا اینجا طلاق. راستش من فعلا شرایط طلاق ندارم واسه همون مجبورم بمونم اما جالبه برعکس همیشه اینبار همسرم پاشو کرد تو یه کفش که برو خونه بابات جدا شیم .منم قبل رفتن رفتم پیشش تو چشاش نگاه کردم گفتم بهم بگو دوسم نداری که راحت برم اونم برگشت گفت من دوست دارم تو منو دوست نداری همیشه بهم میگی به خاطر بچه باهات موندم .منم گفتم نه من دوست دارم هرچی ام گفتم از سر عصبانیت بود بعد همو بغل کردیم و قرار شد از این به بعد عوض شیم. می‌دونم افتضاح غرورمو لگد مال کردم مخصوصا منی که همیشه شوهرم همیشه موس موس کنان دنبالم بود برام سخت بود اینهمه خواهش برای ادامه زندگی.به نظرتون کارم اشتباه بود یعنی از این به بعد سوارم میشه؟ خودم دلم داره میترکه از این له شدنم