۱۳ پاسخ

عزیزم علیسام جون شما را داره چرا تنها؟؟
براش آهنگ بخون کتاب بخون خیلی باهاش صحبت کن همه چیزو براش توضیح بده مثلا الان میخایم این کار را انجام بدیم و اینجوری مثلا
اهنگ های بچگانه براش بخون تکرار کن حتی با گوشی براش پخش کن

دختر داییم تا چهار سالگی شروع کرد چون دورش خالی بود بندر عباس بودن تو میتونی خودت باهاش تمرین کنی و اینکه گوشی نباید بدی بهش باهاش بازی کنی ازش نخوای کلمه ای رو بگه جاش بازی کنید بشمارید حتی اگر اشتباه بگه سعی نکن اصلاح کنی فقط تشویق کن سرشم کسی داد نزنه همین و اینکه سوره علق بخون براش

دخترمنم صحبت نمیکنه
عزیزم پسرت مثلا بگی پتو یا بالشت از اتاق بیار می‌فهمه انجام میده

نیکان که یه خداهر وروروداره پارک و خانه بازی و بیروون شاید در هفته دوبار خونه باشیم ولی بازمفقط کلمه میگه زیادم میگه ولی جمله نداره اصلا

براش رادیو بزار و خودت باهاش حرف بزن ،خانه بازی ببر

اصلا نگران نباش اصلا ربطی نداره سه سالش بشه مثل بلبل برات حرف میزنه حرص خودتم نده ریلکس مثل من

کجا بردی عزیزم پسر من فقط در حد کلمه حرف میزنه

چه کارهایی گفت

عزیزم الان اکثر بچها همینن
دکتر پسرم گفت هرکاری میکنید بهش توضیح بده
حتی وقتی کفش میپوشه یا لباس میپوشه هر حرکت رو بگو بهش
مثلا پاتو بیار بالا
بکنیم تو کفش
کفشت سفیده
حالا اون یکی پا و...
مداوم حرف بزن حرف‌های ساده و جمله های کوتاه

ببر بیرون تو خیابون پارک خانه بازی بچه هارو آدمارو ببینه
شربت امگا ۳ سانستول هم رو تکلم خیلی تاثیر داره

ولله پسر منم خوب حرف نمیزنه با اینکه دوتا آبجی داره و با دختر عمه هاش رو بیشتر در ارتباطیم
الکی خودخوری نکن که کسی رو ندارم
انشاله خودشون سر موقع حرف میزنن عین بلبل

درچه حد صحبت میکنه

اخه کلا حرف نمیزنه؟؟

سوال های مرتبط

مامان علیسام و آرسام مامان علیسام و آرسام ۲ سالگی
چند کلام درد و دل ...

میدونم اینجا همه مشکلات خاص خودشون رو دارن ولی آدم یه حرفایی رو اینجا فقط میتونه بگه ، این روزا اوضاعم یجوریه هزار بار هم بمیرم و زنده بشم بازم سختی این روزا یادم‌ نمیره
از ساعت ۸ بیدار شدم تا الان نتونستم صبحانه بخورم خونه زندگی داغون علیسام میگه فقط با من بازی کن صبحانه و قطره بچه هارو دادم عوض کردن لباس و پوشک ، علیسام گفت پی پی دارم میریم دستشویی هاااااااا تا سوال میپرسه چرا این اینجوریه چرا اون اونجوریه تو حالت عادی خیلی خوب باهاش حرف میزنم همه سوالاشم جواب میدم فقط یه آرسامِ ۸ ماهه هم تو خونه داره جیغ میزنه و گریه میکنه چون فکر میکنه ما رفتیم و تنها تو خونس هر چقدر هم باهاش حرف میزنم صدام‌ نمیرسه بهش علیسام نمیذاره یعنی
آخر سر مغزم‌ نمیکشه یه جیغ میزنم سر علیسام میشورم و میایم بیرون
آرسامو بغل میکنم تا گریه نکنه تو دلم میگم اینجوری که علیسام ناراحت میشه بازم هر دو رو بغل میکنم و لگد های از سر خوشحالیشون دقیقا میوفته رو خط بخیه م
الان علیسام خوابیده و من بازم گریه ...
کاش یکی کمکم کنه ...