پارت دوم
روز‌دومم چون هنوز انگار دارو توی بدنم بود خیلییی سرحال بودم حتی انگار هیچی نشده بود راه میرفتم و راحت بودم
فقط موقع نشستن بلند شدن یکمی فشار داشتم

درکل درد شدیدی نداشت سزارین و شاید به واسطه مهارت دکتر یا مدل بدنم و‌،،، بود یا خیلی چیزا درکنار هم
درکل هم تحمل دردم بالاست البته🤣🫠

بعدش درحد کشیدگی بخیه ها و یه سری درد های نرمال تا تقریبا هفته اول ده روز اول حس داشتم ولی درحدی نبود که بندازتم و تقریبا از وقتی برگشتم خونه کارای خودمو راحت انجام میدادم و شاید کلا یه بار مسکن استفاده کردم

خون ریزی بعد زایمان هم برای من حدودا ۴۵/۵۰ روز طول کشید تا کامل تموم شه ،گاها قطع میشد باز سروع میشد ولی دکتر بهم گفت مهم اینه رو به کاهش باشه و‌یهو‌خونریزیت شدید نشه،،،


و با اینکه از نظر روانی خیلی اذیت بودم حتی به خودم عذاب وجدان میدادم که نباید سزارین میشدی و خیلی چیزای دیگه
الان که زمان کذشته میدونم این مسیر حتما خیر منو لوبیا(نی نی) بوده🫛❤️


*درباره ی انتخاب بیمارستان کرمان بنطرم بهترین انتخاب رو داشتم
بین راضیه فیروز و ارجمند(کارمانیا)،ارجمند رو انتخاب کردم چون شنیده بودم کادر بیهوشی خیلی وارد تری داره و فضای بیمارستان خیلی از نظر بهداشت بهتره
درکل هم بی نهایت از کادرش ، کادر بیهوشی و‌فضای اتاق عمل،از تمیزی،
اتاق وی ای پی،و رفتار کارکنانش راضی بودم و‌باعث شد تجربه خیلیی خوبی داشته باشم 👌

*انتخاب دکترمم برای سزارین بنظرم خوب بود ، دکتر خودم دکتر نسیم پوردامغان بود که من دیگه عوضش نکرده بودم زمان بارداریم (چون احساس راحتی و شناخت داشتم نسبت بهش) و فکرمیکنم اینکه میگن یکی دستش سبکه ،برای من واقعا اینجوری بود.


۱۴۰۲/۱۱/۱۲
#سزارین#کرمان

تصویر
۳ پاسخ

عزیزم مبارکه
من بین دکتر اسدی و دکتر پوردامغان حیرون شدم نمیدونم کدوم رو برم

دقیقاا منم بین راضیه فیروز و ارجمند گیر کرده بودم و اخرم ارجمندو انتخاب کردم واقعاا راضی بودم از همچی خیلی رسیدگیشون خوب بود

مبارکه عزیزم خداروشکر که راضی بودی😍😍😍

سوال های مرتبط

مامان آریا مامان آریا ۵ ماهگی
پارت هفتم و آخر تجربه زایمان طبیعی

برام بخیه زد و دوباره من استرس گرفتم که بازم بخیه
که ماما گفت ناراحت نباش بخیه ت سطحیه اصلا اذیتت نمیکنه من اون لحظه فکر کردم داره دلداریم میده گفتم اینم شانس منه چون این ماما معروفه به زایمان بدون بخیه ولی بعدا فهمیدم که راس میکه چون واقعا از همون روز اول مینشستم و اونجوری نبود که اذیتم کنن
مامانم اومد پیشم دیگه کلی بغلم کرد و گریه کردیم نی نی رو بهم داد شیرش دادم صدام گرفته بود انقد داد ژده بودم ولی نمیدونید چقد خوشحال و سبک بودم انگار نه انگار داشتم میمردم تا چند دقیقه قبل
خلاصه این تجربه من بود از زایمان دوم که در مجموع خیلی راضی بودم و نسبت به زایمان اولم واقعا خیلی بهتر بود
و اوج درد من از ساعت چهار و نیم بود تا ۶ که نی نی بدنیا اومد
و بعد زایمانم تقریبا اصلا اذیت نشدم با بخیه ها برعکس اولی
جوری که ۴ روز بعد زایمانم یه مهمونی بزرگ گرفتیم و همه تعجب میکردن که سرحال بودم
در کل زایمان چه سزارین چه طبیعی درد و دردسر داره هرکسی نسبت به شرایط خودش و روحیه ش باید انتخاب کنه و هیچکدوم بهتر یا بدتر نیست
مامان فندوق مامان فندوق ۱۰ ماهگی
تجربه من از عمل پرینورافی(ترمیم پرینه و تنگی واژن) بعد از زایمان طبیعی
.
الان دقیقا یه هفته از پرینورافی من گذشته امیدوارم این تجربه به درد خانومایی که نیاز دارن بهش بخوره،
اول اینکه ترمیم پرینه برای هر کس بر اساس شدت ترمیمی که احتیاج داره خیلی متفاوته از نظر دوره نقاهت و درد و هزینه حتی، من بعد زایمان بخیه های داخلیم متاسفانه باز شده بود و باعث شده بود یه مقدار باز بمونه ورودی واژنم ولی دلیل اصلیش این بود که آخرین بخیه خارجیم هم خیلی بد جوش خورده بود و هی سر باز میکرد و بعد دوماه و مصرف انواع ترمیم کننده خوب نمیشد و درد داشتم برای همین دکترم کفت باید مجدد بخیه بزنم برات ، منم تصمیم گرفتم حالا که دارم ترمیم میکنم، یه مقدار ورودی واژنم هم جمع تر کنم، عمل من توی مطب دکتر با بی حسی انجام شد ، موقع انجام من درد داشتم به خاطر کشیدگی پوست پرینه و اون ناحیه ای که خوب جوش نخورده بود ولی خب قابل تحمل بود ، کل پروسه حدود نیم ساعت طول کشید ، بخیه آخرم انگار بی حسی رفته بود من خیلی دردم اومد حقیقتا، بلافاصله بعد عمل که بی حسی رفت من درد شدیدی حس میکردم ، دکتر برام چرک خشک کن و مسکن نوشته بود ، سریع از داروخونه گرفتم و خوردم یه ربع بعد دردم آروم شد ، دکتر به من گفت اصلا درد نداری ، نیاز به سشوار کشی نیست چون بخیه ات داخلیه و راحت میتونی کارهاتو بکنی اما من دو روز اول مخصوصا شبها واقعا درد داشتم و با مسکن سر میکردم یه کم لکه بینی هم داشتم ویه نقطه ای از بخیه ها انگار سوزن فرو میرفت و برخلاف بخیه زایمانم که توی نشستن درد داشتم و موقع راه رفتن اکی بود الان توی راه رفتن درد داشتم و نشستنم خوب بود، ادامه کامنت
مامان فندق مامان فندق ۳ ماهگی
روز قبل از زایمان موهامو رنگ کردم و ناخنامو لاک زدم، چون می‌خواستم از اتاق عمل با حال خوب و مرتب بیرون بیام 😊 ولی اونجا سرپرستار مجبورم کرد سه تا ناخنمو پاک کنم.

صبح روز عمل آرایش کرده رفتم بیمارستان، اولین نفری بودم که وارد زایشگاه شدم. انجام آزمایش‌های قبل عمل حدوداً چهار ساعت طول کشید و در نهایت من آخرین نفر بودم که وارد اتاق عمل شدم.

با اینکه زایمان دومم بود، استرس زیادی داشتم. موقع وصل کردن سوند درد خاصی نداشت، فقط یه سوزش خفیف حس کردم.

در اتاق عمل دکتر بیهوشی گفت از کمر بی‌حس می‌شی، ولی من بیهوشی کامل می‌خواستم. همون‌طور که باهام صحبت می‌کرد، یه لحظه چشام سنگین شد و دیگه چیزی یادم نیست تا وقتی از ریکاوری بیرون اومدم و شنیدم نغمه‌خانومم ساعت ۱۳:۲۵ بدنیا اومده 💕.

چون آخرین نفر بودم، زمان بیشتری برای تماس پوستی با نغمه دادن؛ حدود یک ساعت و نیم کنارم بود. وقتی آوردنش به بخش، هم ادرار و مدفوع کرده بود، هم شیر خورده بود. اولین سوالی که از همسرم پرسیدم این بود:

«بچمون شبیه کیه؟»
خندید و گفت «شبیه خودته.»
مامان نویان 👶🏻 مامان نویان 👶🏻 ۲ ماهگی
سلام دوستان
منم میخوام بعد تقریبا ۵۰ روز تجربه خودم از سزارین رو بگم براتون
۱۲ اردیبهشت روز زایمانم بود ، ساعت ۷ و نیم رسیدیم بیمارستان ،تا کارهای پذیرش و آزمایشات اولیه از من گرفته بشه ساعت حدودا ۹ شد که به من گفتن روی تخت دراز بکش برای وصل کردن سوند
،بر عکس چیزهایی که شنیده بودم از سوند ،اصلا درد نداشت برای من و خیلی راحت بود ،بعد دکترم اومد بالای سرم و کلی بهم دلگرمی داد که عمل راحتیه و دردناک ترین چیزی که حس کردی همین آنژیوکتی که به دستت زدن ،دکتر من خانم میترا بحرینی بود و واقعا عالی بود ،من از روز اول تحت نظرشون بودم و از همه چیز راضی ترینم،بعد سوند من چون فیلم اتاق عمل هم میخواستم ،فیلمبردارم اومد و ازم خواست از حس و حالم بگم برای نی نی ،بعد اون دیگه اومدن دنبالم و منو با همون تخت دو تا آقا بردن تو اتاق عمل ،دکتر بی حسی اومد و امپول رو به کمرم زد ،اونم درد نداشت واقعا ،ولی من پر از حس استرس و اشتیاق و ذوق دیدن پسرم بودم ،یه حس عجیبی داشتم اون لحظه که قابل توصیف نیست فقط باید تجربه کرد،قلبم تند میزد و همه وجودم قلب بود که بالاخره روز دیدار رسید و قراره بعد ۹ ماه انتظار ببینمش🥰😍 بعد که امپول رو بهم زدن پاهام داغ شد و احساس کردم خیلی سنگینه،بعد عمل شروع شد و چند دقیقه نگذشته بود که صدای گریه پسرم رو شنیدم ،فقط اشک میریختم ،از شوق از شادی ،اولین چیزی که پرسیدم این بود که سالمه؟ گفتن هم سالمه هم زیبا😍☺️ ساعت ۱۰:۱۵ دقیقه بود پسرم به دنیا اومد و آوردن گذاشتنش رو صورتم و من فقط میگفتم خوش اومدی پسرم ،خوش اومدی ...
دکترم اون لحظه که داشتن از شکمم درش میاوردن اذان میگفت و حس خیلی خوبی میداد
ادامه پارت بعد...🤗
مامان نویان 👶🏻 مامان نویان 👶🏻 ۲ ماهگی
ادامه تجربه من از سزارین پارت ۳
از عمل هم بخوام بگم روز اول و دوم درد داشتم و اولین بار که از تخت میخواستم بیام پایین واقعا وحشتناک بود برام و اولین بار ۲ قدم برداشتم دوباره رفتم رو تخت بعد دوساعت دوباره اوردنم پایین با کمک مادرم چند قدم راه رفتم و واقعا مردم و زنده شدم ،روز دوم هم درد داشتم ولی مرخص شدم و اومدم خونه با کمک مسکن ها و شیاف روز سوم بهتر بودم و تا رسیدم خونه رفتم دوش گرفتم چون حالم داشت بهم می‌خورد از گرمایی که تو بیمارستان باعث شده بود بدنم بو بگیره
بخوام نظرم رو بگم سزارین خوبه و من با اینکه دو روز درد داشتم
،هرچند من اولین زایمانم بود و تجربه طبیعی ندارم ولی حتی تصور زایمان طبیعی هم برام ممکن نبود و اصلا دلم نمی‌خواست تجربه ش کنم
از عمل هم بخوام بگم روز اول و دوم درد داشتم و اولین بار که از تخت میخواستم بیام پایین واقعا وحشتناک بود برام و اولین بار ۲ قدم برداشتم دوباره رفتم رو تخت بعد دوساعت دوباره اوردنم پایین با کمک مادرم چند قدم راه رفتم و واقعا مردم و زنده شدم ،روز دوم هم درد داشتم ولی مرخص شدم و اومدم خونه با کمک مسکن ها و شیاف روز سوم بهتر بودم و تا رسیدم خونه رفتم دوش گرفتم چون حالم داشت بهم می‌خورد از گرمایی که تو بیمارستان باعث شده بود بدنم بو بگیره
بخوام نظرم رو بگم سزارین خوبه و من با اینکه دو روز درد داشتم
،هرچند من اولین زایمانم بود و تجربه طبیعی ندارم ولی حتی تصور زایمان طبیعی هم برام ممکن نبود و اصلا دلم نمی‌خواست تجربه ش کنم ولی تمام دردی که کشیدم فدای یه تار موی پسرم 🥰
چون واقعا هیچ لذتی برای من بالاتر از داشتن پسرم نبوده و نخواهد بود 🥰💞
امیدوارم همه کسانی که دلشون بچه میخواد به زودی قسمتشون بشه و این احساس زیبارو تجربه کنند😍
مامان محمدرضا🪽 مامان محمدرضا🪽 ۸ ماهگی
تجربه سزارین😣 «تلخ هست مامانای سزارینی دوست ندارن نخونن»
چون از طبیعی هراس داشتم و اصلا توانایی شو در خودم ندیدم سزارین رو انتخاب کردم، خیلیا گفته بودن هیچ دردی نداشتیم و با شیاف مثل درد پریودی رو تجربه کردیم ولی من بدترین تجربه رو داشتم از سزارین و در عرض یک ساعت و بیست دقیقه تمام حس من برگشت، بی حسی بودم. وقتی ریکاوری بودم تونستم زانومو حرکت بدم و درد شکمم رو حس کردم به اتاقم نرسیده بودم توی آسانسور من از درد داشتم میمردم. هرچقدر بهم آمپول زدن خوب نمی‌شدم از ساعت ۱۰ صبح تا عصر ۵,۶ یکدم داشتم فریاد میزدم. یعنی دوبرابر سه برابر درد پریود نبود ها فک کنید لوس بودم. حتی پرستارها میگفتن چرا اینجوری میکنی ولی نمیفهمیدن داشتم میمردم از درد. دیگه به مامانم گفتم من دارم میمیرم دعای عهد رو باز کنین من گوش بدم و بمیرم. حتی نشد درست حسابی بچمو نگاه کنم. با همه اینا سه باز اومدن ماساژ رحمی و من دیگه مرگ رو به چشم دیدم، خواهرم می‌رفت ته سالن بیمارستان گوش هاشو می‌بست صدای منو نشنوه . نمی‌دونم چرا همچین تجربه ای داشتم از سزارین انقد درگیر بیماری بچم شدم بعدش یادم رفت حتی از دکترم بپرسم من چرا اینهمه درد کشیدم. درست ۷,۸ ساعت داد کشیدم و بعدش اروم گرفتم حتی دیگه شیاف استفاده نکردم. سوزش داشتم درد داشتم و قابل تحمل بود و شیاف استفاده نکردم ولی چه فایده که روز اول از درد مردم. الان میگم کاش طبیعی بودم حداقل این بود الان میتونستم دوباره اقدام کنم ولی بخاطر سزارین بودنم مجبورم شش ماه حتی بیشتر صبر کنم و چقدر سخته هم مرگ رو به چشم ببینی، هم این زخم برات الکی به جا بمونه و بچه تو از دست بدی.... خیلی التماس خدا کردم که اونو از من نگیره و من بخاطر پوچ این درد رو نکشیده باشم ولی نشنید منو ....😔❤️‍🩹
مامان نخود[آیهان]😍 مامان نخود[آیهان]😍 ۸ ماهگی
خانوما بیاید از تجربه زایمانم بگید ❤️

چه طبیعی 😍چه سزارین 🤩

من خودم سزارین بودن خیلیم راضی بودم
برای خانومای اهوازی بگم اگه دوس داشتن بدونن
دکتر لیلا حاجی مرادی بود
بیمارستان بقایی زایمان کردم
ازشون راضیم

چیزی که دوس دارم بگم اینکه از اتاق عمل نترسید ترسی نداره
البته دست خود آدم نیست من خودم از اولش که رفتم لرز گرفتم با اینکه نترسیده بودم

با خودتون نسکافه و چایی ببرید

از توی ریکاوری تا توی بخش که می‌آید یه ۴ساعت حرف نزنید و سرتونو بلند نکنید میدونم آدم ذوق داره بچشون ببینه من خودم هی براش دست دراز میکردم ببینمش و لمسش کنم ولی مامانمو مادر شوهرم باهام حرف نزدن که حرف نزنم سرمم بلند نکردم و تکونشم ندادم

بعد ۶ساعت میگن چیزی بخورید اول از همه چایی با خرما یا نسکافه بخورید
من با خودم انجیر خیس کرده بردم از شب قبل خیسوندمش عالی شده بود باعث شد دستشویی کنم البته شیافم خوبه (الکی نگید دستشویی کردیم تا مرخصتون کنن از دوست مامانم که دکتر پرسیدم برای چی میپرسن گفت چون سزارینی و شکم با میشه میگن ببین روده رو نبرید باشن بدونن هملکرد روده درسته) بعد بیمارستان که به ما سوپ داد ولی اگه نبود سوپم بگید براتون بیارن جون میگیرید

بعد ۱۲ ساعت میگن راه برید برای من اصلا درد نداشت ولی حتما دستتون بگیرید به تخت و یکی کمکتون کنه چون خطر ناکه یدفعه میوفتید برای هرکی متفاوته


اولم که بلند شدید برید دستشویی خودتونو بشورید چون خیلی آدم کثیف میشه😫😫من از خودم بدم میومد

تا میتونید بعد بلند شدنتون راه برید راه رفتن دوای درد بخیه هاست من با راه رفتن دردم آروم میشد دردامم شبیه پریودی بود با شیافم آروم بودم

دیگه همین دوستون دارم 😍😘