به نام خدا🥲
روپا😭🤷🏻♀️
به نام خدا
با بدبختی و مصیبت
.
من قصه میگم دست رو سرش میکشم میخوابه خودش میاد میگه قصه
شعر میخونم
قصه میخونم
لی ای حوضک میگم
بعد رو شون میزارم و میچرخم خوابش میبره
(گاهی هم با گوش دادن قصه ،شعر اینا میخوابه)
رو پا، بغل راه میبرم، رو تاب میزارم
دارم سعی میکنم عادت راه بردن رو از سرش بندازم خیلی کمردرد میشم
خودش میخابه گلم خوابش کامل مستقل شده
روی تختشم میخابه
دخترم خیلی ساعت خوابش بد بود خیلی زیاادددد
تا ساعت ۱۱ ۱۲ ظهر میخابید عصر تا ساعت ۷ بیدار بود باز میخابید بیدارمیشد شبم ساعت ۱ونیم ۲ میخابید
خوابش خیلی بد بود باید ب زور رو پا تکونش میدادم تا بخابه
۲هفته صبحا ساعت۸ونیم تا ۹ دیگ بیدارش میکردم شوهرم میگفت ولش کن گناه داره فلانه چنانه ولی اصلا گوش ندادم و کار خودمو کردم تا ساعت ۹ بیدارش میکردم
ساعت ۱ونیم ۲ ظهر دیگ میخابید ساعت ۴ یا ۵ بیدار میشد باز شب ساعت ۱۲ یا ۱ میخابید
انقد ادامه دادم تا ساعت خواب شبش رسیده به ۱۱ونیم شب
ساعت ۱۰ شب خاموشی میزنیم
فقط یه چیزی مث امروز ک دیشب تولدش بود و خسته بود ۹ونیم بیدارش کردم ساعت ۳وربع هم خوابیده ۴ونیمم بیدارش میکنم میبرمش بیرون
توی اون دو هفته فقط خوابوندمش کنارم زدم پشت کمرش لالایی خوندم یا ماساژ دادم کمرشو عادت بدی هم پیدا کرده بود تند تند میگفت ماساژ ماساژ همین حالام میگ ماساژ ولی اگر خستم باشه بهش میگم دستم درد میکنه نمیتونم
باید مقاومت کنی جلو یه سری عادتاشون
تا برگردن ب تنظیمات کارخانه😁
خودش میخابه🥲
ظهرا چون همه بیدارند دوست داره بیدار باشه روپا میخوابونمش
شبا جاشو ميندازم برقا رو خاموش میکنم خودش میخوابه
از وقتی دنیا اومد تو بغل نخوابوندم ، زیر سینه نخوابوندم ، عادت دادم تو تختش بخوابه بدون من ، ولی از ۶ ماهگی وابستگی پیدا کرد دوست داشت وقتی میخواد بخوابه کنارش باشیم ، الان دیگه ما تو تخت کنارش دراز میکشیم اونم عروسکشو بغل میگیره میخوابه
قبلا با شیر الان که از شیر گرفتم به بدبختی با راه رفتن سر شونه😫😫
بعضی وقتا رو پا
بعضی وقتا خودش میخوابه
با کتاب خوندن قصه عکس نی نی خستش میکنم بعدم نهایتا اخرش میگم خانومه زنگ زد گف کمند هنوز نخوابیده ؟سریع میخوابه با ترس نه ها خودشم این حرکتو دوست داره
فقط رو پا
پیچارمممممم
رو دستم دراز میکشه میخوابه
کنارش دراز میکشم میگه قصه بگو پنج شیش تا قصه میگم میخوابه
دهنم کف میکنه دیگه 🤦🏻♀️😂
بنام خدا فقط کنار باباش بی صدا دراز میکشه خوابش میبره.دقیقا باید سرش و بذار رو بالش باباش.
منم با حس حسادت موهاشو نوازش میکنم 🥹😂
خیلی دوس دارم رو پام بخوابه قصه بگم براش ولی قبول نمیکنه .اخه خیلی زود بزرگ شد قصد بچه دومم ندارم دوس داشتم نهایت استفاده رو کنم
هی میگم نخوابیاااا میخوای بخوابی اونم هی ناز میکنه یک ساعت رو تخت کلنجار میریم پا میشه میره سراغ بازیش🤣
گاهن خودش گاهن روپا
کنارخودم دراز میکشه یه قصه میکنم نوازشش میکنم میخوابه
رو پامم 😭
خودش میخوابه حالا ظهرا عادت داره داخل تابش میخوابه ولی شب چراغا خاموش شدنی دراز میکشه کنارم یکم قل میخوره خوابش میبره
ظهرا میریم با هم تو اتاق دراز میکشیم میخوابیم
شبام برقا خاموش میشه کنار هم میخوابیم😂
دختر من خواب ظهرش رو خودش میخوابه ولی باید من کنارش دراز بکشم تا خوابش ببره
خواب شبش رو روی پاهام بعضی وقتا هم خودش میخوابه
قصه تعریف میکنم سر میزاره رو دستم میخوابه،،شیر هم از یکسالو پنج ماهگی قطع کردم دیگه بیدارم نمیشه ب خاطر شیر
داخل گهواره مدل تاب
کنارش دراز میکشم، لالایی با صدای ملایم پخش میشه و میخوابه. وقتی خواب رفت بلند میشم پی کارام
ظهرها باید راه ببرمش تو بغلم بخوابه شبا هم مستقل میخوابه
کنارش میخابم قصه میگم موهاشو ناز میکنم و موزیک ملایم هم میذارم چشماش سنگین میشه میخابه
من فقد با شیر میخابه فعلا دوسالش نشده از شیر بگیرم نمیدونم چطوری میشه بخابونمش🥺
ظهر تا خودم دراز میکشم میاد پیشم دراز میکشه میخوابه شبام تا برق خاموش میشه خودش میخوابه
روزا روی پا شبا هم که خودش میخوابه چراغارو خاموش میکنم
یا کنارش دراز میکشم
اگه تو تختش باشه کنارش وایمیسم
خودش میخابه همیشه خودش خوابیده از همون نوزادی
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.