۱۱ پاسخ

عکس خانوادگیتون هست ماشاالله...😘😍❤

عزیزم داشتم تو صفحه ات میگشتم این تاپیکو دیدم، دردِ دلم باز شد یهو، بعد دیدم برای یه ماه پیشه🥲
خدا کوچولوی پر کشیده اتو رحمت کنه و دختر نازت رو حفظ کنه انشالله و انشالله یعد این کوچولوی ناز ، دوباره صاحب یه پسر خوشگل میشی و جای فرشته ات پر میشه انشالله❤

عاره خیلی سخته، با دوستم با هم باردار بودیم من نزدیک دو ماهم بود اون سه ماهش، برای من سقط شد،من اون موقع خبر بارداریمو نداده بودم به کسی چون هربار میرفتم سونو با گریه برمیگشتم دکترا میگقتن باید سقط کنی و من میگفتم اگه قراره نمونه خودش میفته من کاری نمیکنم، دوستم هربار سونو میرفت با ذوق میومد همه چیشو بهم نشون میداد، سیسمونی میخرید نشون میداد منم باهاش ذوق میکردم ولی فقط خدامیدونه بعد که تو خونه تنها میشدم چیا میکشیدم و چقدر گریه میکردم به خاطر بچه ای که نموند پیشمون، دوستم دل صاف و ساده ای داره و میدونم از قصد اینکارو نمیکرده و از ذوق زیادش نمیتونست جلوی خودشو بگیره، اما گاهی پیش خودم میگفتم یعنی یه لحظه نمیتونه خودشو بزاره جای من؟؟ درسته اون موقع هنوز خبر نداشت که باردارم ولی میدونست چندساله دنبال بچه ایم... خلاصه که فقط کسایی که درک میکنن که این زخمو کشیده باشن، خیلی سخته با هر خبر بارداری فرو میریختم تو خودم، تو ظاهر هیشکی نمیفهمید اما تنهایی هام خیلی سخت میگذشت... شوهرم میگفت نکنه اه بکشیا، گناهه، خدا به ما هم میده، منم میگفتم اه نمیکشم برای اونا، برای دل خودم گریه میکنم که به خاطر بچه انقدر دارم زجر میکشم... خلاصه گذشت و با ای وی اف صاحب دوقلو شدیم😊 و من هر لحظه تک تک کسایی که ارزوی بچه دارن رو از ته دلم دعا میکنم همونجور که برای خودم دعا میکردم💔

اره دقیقا😂🥰

من خودم ۷سال باردار نمیشدم خیییلی سخت بود یادمه خبر بارداری هرکیو میشنیدم از درون خیلی حسرت میخوردم ولی خداروشکررر با اصلاح سبک بدون هیچ دارویی جواب گرفتم

من یکی از اقواممون بعد از تقریبا بیست و دو سه سال همراه من بارداره یک هفته از من عقب تره اینقدر براش ذوق میکنم که نگو😍

من خودم بعد ۱۵ سال باردار شدم میدونم چه حس هایی رو گذروندن

من چون خودم چندین سال دچار ناباروری بودم همیشه دعاگوشون هستم و دکترم رو بهشون معرفی میکنم اگر بخوان

من سه سال سختی کشیدم تا باردار شدم همونموقع هم ميگفتم خدایا ب هرکی میخواد بده ب منم صحیح و سالم بده ک خداروشکر میکنم بابات لطفی ک ب هم کرد

من فقط یاد بیمارستان نازایی و مریضایی ک تو صف بودن واسه ای وی اف میفتم یا مثلا یکیشون بود ماشینشونو فروخته بودن واسه بچه یاد اون میفتم با هزینه های سرسام اورشون و میگم خدایا شکرت ک من مسیری طی نکردم

اره خیلی یادشون میفتم و براشون دعا میکنم....
حس سختیه خانومی بخاد مادر بشه و نتونه

سوال های مرتبط

مامان رایان 😍و رادمهر مامان رایان 😍و رادمهر ۵ ماهگی
مامان بهراد وبردیا مامان بهراد وبردیا ۱۰ ماهگی
مامان آیلین وآراد💙🩷 مامان آیلین وآراد💙🩷 هفته بیست‌وهفتم بارداری
مامان سوپرایز مامان سوپرایز هفته بیست‌وهفتم بارداری