وای از دست این نشخوار فکری 😭 بیایییین لطفاااا
من اسم پسرم امیرعلی هست، شوهرم نامردی کرد زد زیر حرفش و به خواسته مادرش رفت یواشکی شناسنامه علی گرفت... بمادند که هنوز که هنوزه دلم شکست ازش و هرروز به اتفاقای اون چند روز تولد پسرم و حرف و حدیثاش فک میکنم...😔
حالا امروز پسرمو بردم بهداشت، به اون بهورزه هم گفتم اسم پسرم امیرعلی هس و نمیخوام کسی بدونه تو شناسنامه علیه چون شهر ما کوچیکه و هر سری یه آشنایی رو اونجا تو بهداشت میبینم
حالا امروز بهورزه پیش زندایی دخترعموم برگشته هی به این میگه علی علی، منم برگشتم گفتم امیرعلی هست اسمش اونم گفت باشه امیرعلی.... یکم بعد رفت تو سیستم ثبت کنه واکسنشو باز دوباره گفت اسمش علی فلانی بود دیگه؟ اسم پسر منم کامل میدونه چون هر سری زنگ میزنم بهش میگه تو مامان علی هستی دیگه؟ منم بهش میگم امیرعلی (ینی صدامو کامل میشناسه و چندبار بهش گفتم امیرعلیه پسرم)
حالا از موقعی که اومدیم کار من شده گریه😭 الان زندایی دخترعموم میره به زنعموم اینا میگه قضیه اسم پسرمو و بقیه هم متوجه میشن شناسنامه رو علی گرفتیم.. من نمی‌خواستم کسی بفهمه چون واقعا یجور حس تخریب و له شدن دارم که همسرم منو له کرد رفت سمت ننه‌ش😭😭😭
چیکار کنم💔😭😭 نمیخوام کسی بفهمه ما به همه گفتیم امیرعلی اخههه



شیرخشک نوزاد رفلاکس کولیک زایمان واکسن پوشک شناسنامه

تصویر
۲۷ پاسخ

انقدر برای اونا مهمه که بشینن درباره این مسئله صحبت کنن؟؟علی و امیرعلی فرق چندانی نمیکنه اخه😐برو اسمشو عوض کن

به این فک کن که پسرت بزرگ شد
رفت مدرسه نخبه شد
شد دکتر
شد مهندس
رو تابلوش میزنن علی ....
تا اونموقع میخوای قایم کنی؟
یا تابلوشو بزنی امیرعلی؟
ول کن دختر
باید به نظرت احترام میزاشت
حالا به هر دلیلی نشد
خودت صداش کن امیرعلی
ولی بخاطرش گریه نکن
خودتو عذاب نده
به حرف کساییکه راهنمایی غلط میکنن
و میگن ال کن بل کن هم گوش نکن عزیزم
زندگیتو تلخ نکن

خب دختر من علیهان گزاشتم اسم پسرمو شناسنامه نمیدن به این اسم ازطریق همکلاسیهام یع اشنایی توثبت احوال پیداکردم گف حلمکنه به شوهرم گفتم گفت ن
اهمیت نداد به همه رووو انداختم هیشکی اهمیت نداد ۳روزگی بچم بودک پدرشوهرم رف گف علیهان نمیدن علی گزاشت

الان اون گف علی صداش کنیم همه گفتن مادرش علیهان گفته الن اوشناسنامه علی هست تو صدا زدن علیهان
ولی هرجاییم هم میرم من میگم علی هست چه اسمی بالاترازاسم شخصیت امام علی علیه سلام
انشالله زیر پرچم خدا وزیر نظر مولایمان امام علی علیه سلام بچه هامون عاقبت بخیر بشن وبزرگ شدن یه شخصیتی پیدا کنن ک ایران صحله کل جهان بشناسنشون🤲🤲🤲🤲🤲🤲🤲

اصلا جالب نیس دو اسمه شدن بچه، یا خودتو یکدل کن علی صداش کن یا شماسنامش ببر اسمشو بذار امیرعلی اونقد بگو تا شوهرت خسته شه درست کنه کار زشتشو

عزیزم تا شما ضعف نشون ندی کسی حرف نمیزنه هر کی پرسید بگو تو شناسنامه علی هستش ولی امیرعلی صداش میزنیم

خدا رحم کنه بهت چقدر چندشه اخلاقتون

شوهرت چی صداش مکنه علی یا امیرعلی؟

فرق نمیکنه گلم الان خیلیا هستن ۲تا اسم دارن کلا.بعد بچت بره مدرسه همه به اسم شناسنامه صداش میکنن نمیتونی همه رو مجبور کنی امیرعلی صداش کنن که

بیخیال بشو ول کن ببین بگو اشتباهی نوشته ثبت احوال به همه همینو بگو عزیزم بهداشت چیزی که اسمشه رو باید بنویسه چیزی که تو شناسنامه است به نظرم ولی تو همون امیرعلی صداش کن جا میفته کم کم

من جات بودم فقط کله مادرشوهر و شوهرمو میکوبوندم به هم
۹ ماه زحمت کشیدی تا دو سال هم که قربونشون برم چسبیدن به جیگر ما یعنی حق نداری یه اسم خودت بزاری
با شوهرت صحبت کن برین اسمشو عوض کنید
به شوهرت من بچه نیستم تو بچه ننه ای از مامانت میترسی
به مادرشوهرت هم محل نده زنیکه دو رو

مهم هستی عزیزم.تو مادر هستی ذهنت رو با این افکار خراب نکن و با آرامش به زندگی و بچه ات برس.همسرت هم متوجه کارش شده ولی چون مرد هست نمیتونه راحت بیان کنه اشتباه کرده.ارزش آرامش و سلامتی تو زندگی خیییلی بیشتر از این چیزاست.

نمیری یک وقت 😐😐😐خب ک چی‌مثلا بقیه بفهمن🤣🤣🤣🤣ملت ب چ چیزای اهمیت میدن

علی هک خیلی قشنگه، فکر نمیکنم اعصاب خوردی داشته باشه، به خاطر یه اسم که به جتی امیر علی شده علی، اگه یه اسم دیگه میزاشت اره حق داشتی عصبانی بشی

خیلی حق داری
من همیشه میگم بچه که فامیلی پدرو برمیداره انتخاب اسمشم حق مادره حداقل بخاطر تمام زحمتایی که واسه بچه میکشه

ولی توام فقط داری خودتو اذیت میکنی و مادرشوهرت و شوهرت عین خیالشون نیست پس توام شل کن
ته تهش امیرعلی هم میذاشتی امیر صداش میزدن

عوضش یه جور تربیتش کن عین اونا نامرد نشه

خاک تو سر بعصی مردا که انقد بچه ننه ن
اصلا نمی فهمن که خانواده تشکیل دادن و پدر و مادرشون ی خانواده ی دیگه ن
اولویت الان زن و بچه ی خودشونن

توی زندگی خودت مهم باش و بچه و شوهرت .بقیه رو ول کن برات هیچی مهم نباشه

عزیزم فرق انچنانی نداره ولی کارشوهرت خیلی زشت بود من یودم خون بپا میکردم.

لعنت به همچین شوهرای بچه ننه

باشوهرت صحبت کن. برین امیر به اول اسمش اضافه کنید.

من موقع شناسنامه گرفتن بیمارستان بودم پسرم بستری بود 😔به شوهرم با گریه گفتم هر چی خودت دلت میخواد بزار با این فکر که اسمی که دوتامون انتخاب کرده بودیم میزاره اما به حرف پدر شوهرم یه اسمه دیگه گذاشت😥

زیاد سخت نگیر هرکی گفت بگو امیرعلیه اسمش اون خانم مخفف کرده اسمشو نصفه گفته

میفهممت ولی من که بیرونه قضیه ام و هیچ فشاری روم نیست واقعا این چیز خاصی نیست که بخای انقدر خودتو ناراحت‌کنی، خب بفهمن اولا که هیچکی هیچی نمیپرسه ولی اگرم پرسید بگو باباش خیلی به علی علاقه داشت همونو گرفته ولی امیرعلی صداش میزنیم 🥸 یا بگو نذر داشته مادرشوهرم😂 ضعف پسر داشته نذر کرده دیگه گفتیم خرابش نکنیم مدیون بشیم😂

من جا تو بودم شناسنامش پاره میکردم میرفتم ثبت احوال یکی دیگ میگرفتم

ای بابا هممون داغانیم بعد بچه

چطور هنو شوهرت زندس😐😐من یبار گفتم میزارم علي اصغر دیگه شوهرم رفت همین اسم رو گرفت🥲🫠

تا وقتی خودتون و همسرتون امیر علی صدا شون کننن دیگران هم یاد میگیرن اینطوری صدا کنن خودت ناراحت نکن سعی کن به شوهرتم بگی همیشه امیر علی صدا بزنه

چون شهرمون کوچیکه و زناش درجا دنبال اینن حرف درست کنن برا بقیه😭😭😭

سوال های مرتبط

مامان شازده کوچولو مامان شازده کوچولو ۱ سالگی
داستان حقیقی یکی از شما
پارت ۱۵
زینب

از حق نگذریم چون بچه پسر بود براش سنگ تموم گذاشتن یه روستا رو غذا دادن دو بار گوسفند کشتن براش.
حتی به لطف پسرم از من هم نگهداری کردن.
این بین تنها چیزی که اذیتم می‌کرد این بود که هر وقت معصومه اجازه می‌داد پسرم از تو بغلش بیرون میومد و من می‌تونستم بهش شیر بدم.
راستشو بگم،به خاطر شغل نظامی پدرم ما بچه‌هاش یه چیزیو خیلی خوب یاد گرفته بودیم،مدارا کنیم و بسازیم...
حتی به قیمت سوختن جوانی و عمرمون باز بسازیم. مخصوصاً حالا که یه پسر داشتم.
اما باز با این حال بعد از دوران نقاهتم با بابام تماس گرفتم بهش گفتم: خوشبخت نیستم, آرامش ندارم, خستم...
گفت حالا یه بچه داری قبلش می‌شد بهش فکر کرد ولی الان چی؟؟؟
خواستم بهش بگم من که تو دوران عقدم بهت گفتم .
اما کی جرات داشت بهش حرف بزنه!
راستم می‌گفت ، باید به خاطر پسرم تحمل می‌کردم...
و من ۴ سال اون زندگی رو تحمل کردم...
چهار سال کذایی که پسرم بیشتر از من تو بغل معصومه بود،۴ سال دخالت. ۴ سال تحمل...
یه شب وقتی می‌خواستم عرفان رو بخوابونم،طبق معمول هر شب که بهونه ی عمه اش رو می‌گرفت اون شب وسط گریه‌هاش گفت : من مامان معصومه رو می‌خوام!
تنم یخ زد! با وحشت گفتم عرفان چی گفتی؟ اون همچنان داشت گریه می‌کرد با ناله می‌گفت من مامان معصومه رو می‌خوام...
برگشتم به علی گفتم می‌شنوی چی داره میگه!!!!
علی خیلی بی‌خیال گفت چیزی نیست که! حالا معصومه هم بچه نداره این بچه صداش کنه مامان. چیه مگه!
گفتم مگه مادر مرده است که به عمش بگه مامان؟!
علی بهم گفت تو خیلی عقده‌ای هستی،چی میشه دل یه بنده خدا رو شاد بکنی؟
به هر بدبختی بود اون شب عرفان رو خوابوندم.
مامان علی و علیسان💙 مامان علی و علیسان💙 ۱ سالگی
دخترا حالم خیلی بده😭😭😭😭
چندوقت پیش علی شیطونی میکرد خونه مادرشوهر
بعد مادرشوهرم رفت سمت علی ،اتفاقی تو آینه دیدمش که غضبناک به پسرم نگاه میکنه(میگم غضبناک ،به حدی بود که دوهفته من کابوس نگاهشو میدیدم( به جان بچه هام چون مادرشوهرم هست نمیگم...
تا دیدم تو اینه نگاهم بهشبود گفتم که چشم غره نرو به علی،حساسه روحیش،یهو تبدیل شد به خنده،که شوخیکردمو بازی میکنم با علی😭😭😭.
علی من حساسه خیلی کیترسه همیشه😭😭😭
دوباره پریشب اینکارو کرد
بچه هام داشت زبونش بند میومد
حالا به شوهرم میگم میگه شیطون رفته تو جلدت،مادر من اینجوری نیست😭😭😭
منم گفتم ان شالله با همین غضب و با همین نگاه ها مادرت محشور بشه
علی از ترس از بغلم پایین نمیومد،هی بهش میگفت بویو،دوست دارم نه،بویو بیون😭😭😭😭😭
بچه رنگش پریده بود،سرشو از بغلم بیرون نمیاورد.
از اخر شب که اومدیم خونه،انقدر بحث کردیم که چشام باز نمیشه،میگه تو میخوای پای بچه هامو ببری ،میگم اگر جلو این کار گرفته نشه اگر کسی تعرض کنی روزی (زبونم لال) علی حرف نمیزنه،بچه م شبا ارامش نداره،این مرد نمیفهمه،من چه غلطی بکنم،جوری مادرشوهرم چشماشو گرد میکنه عین چی....
نمیتونم به مامانم بگم،چیکار کنم،شماها بگید،حالم خیلی بده برای بچه م 😭😭😭😭