۵ پاسخ

سلام عزیزم
من به خود دکتر جورابلو بگم که اختیاری میخوام ولی اجباری بزنه برام ایشون میگن به کی باید زیر میزی بدم؟

دکتر منم ساتی نیک درزی بود تو بیمارستان سینا و سزارین اختیاری بودم و فوق العاده همه چی خوب پیش رفت 😍

آقاعمو می‌رفتی اصلا زیرمیزی نمیگرفت

میسه بگید زیر میزی ماما و دکتر چقدر بود

جورابلو زیر میزی میگیره؟

سوال های مرتبط

مامان فندق پسر🩵💙 مامان فندق پسر🩵💙 ۲ ماهگی
#تجربه زایمان سزارین
#پارت ۱
روز پنج شنبه ۸مرداد رفتم بیمارستان ارتش یا همون شمس الشموس
گفته بود از ۱۲ شب ناشتا باش من از ۱ شب ناشتا بودم
۸ صبح بیمارستان بودم
گفته بود ۶ بیمارستان باش اما من از ۶ بیدار شدم کارامو کردم آرایشمو انجام دادم ساکمو کامل بستم وسایل خودمو و نوزادمو برداشتم
حدودا ۸ بیمارستان بودم خدایی جز من و مادرشوهرم و شوهرم هیچکی تو بیمارستان نبود منظورم بیمار دیگه ایی نبود بیمارستان فوق العاده خلوتی بود خیلی خلوت و تمیز
همونجا زنگ زدن دکترم گفتن بیمارت اومده میای؟گفت اره تا ۸.۳۰ اونجام
نمیدونم چطوری خودشو رسوند خیلی سرعتیه دکتره😂
منو همونجا بردن تو یک اتاقی سرم بهم وصل. کردن سوند وصل کردن
سوند درد انچنانی نداشت فقط ناخوشاینده همین
بعدم لباسامو کامل دراوردم لباس اتاق عمل پوشیدم
بردن منو اتاق عمل
دیدم دکترم اومده دیدمش خوشحال شدم گفتم ااا سلام خانم دکتر جون😍
اونم گفت ااا ترسیدم دختر چرا یهو میگی 😂
بعد اتاق عمل چندنفر بودن یک دکتر زن بی حسی اپیدورال برام زد درد نداره ولی خب سوزنه دیگه
گفت خم شو به جلو
موقع پسر اولم مرد بود الان زن
خودم بی حسی کمری میخاستم بیهوشی رو دوست ندارم
کاملا هوشیار بودم یهو دیدم داره پاهام سنگین میشه
خابیدم دستامو بستن به تخت
یک پرده آویزون کردن که شکممو نبینم

#تجربه سزارین زایمان
مامان دلسا🩷و آرسام🩵 مامان دلسا🩷و آرسام🩵 ۱ سالگی
پارت ۲
( اگه کسی خواست بیاد شخصی پیام بده معرفیش کنم) و پیدا کردم و شمارشو برداشتم و پیام که دادم گفت سزارین اختیاری انجام میده و ۱۵ میگیره خودش و ۱۷ هم هزینه بیمارستان با بیمه تامین اجتماعی خیلی خوشحال شدم رفتم ویزیت شدم و تو همون بار اول بهم نامه داد برای ۲/۲ که برم بیمارستان برای زایمان ولی ننوشت سزارین گفت که بیا اون روز میام بالا سرت با یه بهونه میبرم سزارین که اجباری حساب بشه و بتونی از بیمه ات استفاده کنی سر این موضوع کلی استرس داشتم که خدایا سرکاری نباشه دردم بگیره و نیاد برم بیمارستان آمپول فشار بزنن بهم بمونم درد بکشم خلاصه روز قبل که قرار بود برم بیمارستان پول دکتر و واریز کردم و دکتر گفت فردا ۶ صبح برم بیمارستان بلوک زایمان شب قبلش همه چی و آماده کردم و صبح زود رفتیم بیمارستان و با نامه دکتر بستری شدم دکتر تاکید کرده بود نه خودم نه همسرم حرفی از سزارین نزنیم ولی تو بلوک زایمان همه میدونستن که من قرار سزارین شم و اومدنم اونجا فرمالیته است
مامان حورسا مامان حورسا ۲ ماهگی
پارت۳ سزارین
، خلاصه بستری ایم کردن و اولین انژوکت که بهم وصل کرد چون سر سوزن بزرگ بود فشارم افتاد و میخاستم از حال برم که پرستاره گفت داری فیلم بازی میکنی انقدر حالم بد شد که حتی نای جواب دادن نداشتم بهش نداشتم عوضش پرستار دیگه خیلی خوش اخلاق بود بهم ابمیوه دادن و به کمک مامانم رفتم دراز کشیدم تا حالم بهتر شد،خداروشکر از معاینه خبری نبود چون تحت نظر بودم ، سرم اینا وصل کردن و از 12 شب به بعد اجازه نداشتم چیزی بخورم
بجز قرص تیروییدم.
صبح که شد منتظر بودم صدام بزنن برای عمل ،چون خیلی خسته شده بودم و از پرستارا چند بار پرسیدم دکتر نصراللهی اومده که بالاخره ساعت 9 صبح اومد و مریضاشو یکی یکی میفرستادن اتاق عمل، نفر سومی هم رفت و منو صدا نزدند ،با خودم گفتم دکتر بخاطر دیروز داره تلافی میکنه سرم، 🥲 ساعت 12 که شد اسم منو صدا زدند که اخرین عمل دکتر بودم و منو با ویلچر بردند طبقه پایین که اتاق عمل بود ،استرسم شروع شده بود که پرستارای بخش اتاق عمل یکی یکی میومدند و خوش امد میگفتند و خوش رو بودند ،از استرسم کم شده بود که خود دکتر اومد باهام سلام کرد و با مهربونی باهام حرف زد و گفت استرس نداشته