۱۸ پاسخ

خدایا حکمتتو شکر...

ب این فکر کن خیلیا مثل من چندین سال منتظرن حسرت میکشن ک یک بی بی چک مثبت بشه و هرچی دارن خرج میکنن آخرم هیچی ب هیچی ناشکری نکن ک خدا نعمتو ازت نگیره

الان بخاطر شرایط کشور و مسائل پیش اومده ما هممون حق داریم حسترس داشته باشیم طبیعیه،کسی نمیتونه ما رو درک کنه، بخاطر شرایط هورمونی هم هست،منم اوایل بارداریم همزمان شد با اعتراضا،بعدش خودم بخاطر ویار شدید ۳ بار بیمارستان بستری شدم مامانم نتونست از یک شهر دیگه بیاد پیشم بخاطر عمل زانوش بدترین روزای عمرم بود دلم مامانمو میخواست،بعدش جنگ شد و من استراحت مطلق شدم، تا همین یک هفته پیش که استراحتم تموم شد و رفتم خرید برای پسرم هیچ حسی نداشتم،الان تازه دارم حسش میکنم دوستش دارم با هر تکونش اشک تو چشام میاد، اینا رو برات تعریف کردم که فکر نکنی تنهایی، منم این حس و حال رو گذروندم و میفهممت

فقط توکل کن ب خدا خودش دلتو اروم میکنه

منم بیشتر حس ترس دارم🙃
اما باقیش دست خداست

نترس بابا الان اگه چند ماه تو اقدام بودی و نمیگرفت میومدی تاپیک اشک و ناله میزاشتی چراااا من حامله نمیشم
امیدت به خدا باشه دعا کن بچت سالم و صالح باشه عزیزم

قرآن بخون
تربیت و بسپار به خدا

چقدرررر درکت میکنم،با اینکه خودم این حس هارو ندارم ولی خیلی خوب میدونم چه حسهای غریب و بدیه لعنتی!!...

عزیزم این فکرا طبیعیه بخاطر بهم ریختگی هورمونات هست یا شایدم سنت پایینه هنوز تو شوک مادر شدنت هستی اولین لگداشو تو دلت بزنه برای اولین بار بغلش کنی شیر بدی مطمئن باش مهرش به دلت میشینه تو یه تیکه از وجود تو خودته سعی کن باهاش حرف بزنی نوازش کنی شکمتو اینطوری شاید بیشتر ارتباط گرفتی باهاش

منم همینطور بودم الان یکم حس به بچه گرفته با باردار شدنم دیگه باشگاه نتونستم برم سرکارمم که فعلا تعطیل شده دانشگاه هم همینطور همش بچه رو مقصر میدونستم تا براش لباس گرفتم یکم بهش حس پیدا کردم

تو چقدر منی🥴

نه اولا اینجوریه ادم نمیتونه ارتباط بگیره همین که تکون بخوره اونوقت میخوای بفهمی مامان شدن ینی چی چه لذتی داره بخدا ثانیه به ثانیه دستم روشکممه اولا منم حسی نداشتم ولی رفته رفته میفهمم عشق ینی چی همم ناشکری نکن من یه سال از این. دکتر به اون دکتر دویدم تا خدا بهم داد هستن اونایی که چند ساله منتظرن

من بارداری اولم هییییچ حسی نداشتم
انقد نگران بودم ک بدنیا بیاد نتونم ارتباط بگیرم همش فک میکردم حس مادرانگی ندارم من نباید مادر میشدم
اما همین ک بدنیا اومد دادنش بغلم انگار روح از تنم جدا شد
شد وصله جونم

منم مث توام بچه اولمع ناخواسته تو بدترین شرایطم فهمیدم باردارم
اما الان ک دارم تکون هاشو حس میکنم ی حس شیرینی داره با اینکع حس مادرانه نداشتم بهش الان حس میکنم میخواد مهرش ب دلم بیفته
حس مادرانه خدادادی هست دست خود ادم نیست شک نکن چند هفته دیگ این حسو میگیری🥺

بنظرم قران بخون دلت آروم بگیره سونوگرافی رفتی دیدیش ؟؟ از وقتی تو سونوگرافی دیدمش یه جور دیگه دوسش دارم😍
بعدشم اینا نگرانی همه ماست قراره چی بشه چجور بشه تنها شما نیستی که گلم

نترس گلم به خودت و نفسیت استرس نده بدنیا که اومد مسئولیت پذیر تر میشی

طبیعیه عزیزم همین ک تودلت حرکت کردبعدمیفهمی چقدروابسته ای چقدرسخت میگیری زندگی رو ماهرکاری هم کنیم براتربیت بچمون بازاطرافیان هستن ک تربیت خراب کنن هرچی اسون بگیری راحت تری هم خودت هم بچه

طبیعیه همه این ترسارو داریم ، درسته محیط اثر گذاره ولی تاثیری که یه مادر تو تربیت بچش میذاره غیر قابل انکاره

سوال های مرتبط