۴ پاسخ

امان از دست این شوهرا فقط ننه و دده خودشونو میشناسن

الکی اسم یه دکتر دیگه رو بگو زنگم نزن
اگرم چیری گفتن بگو اون رفته خارج

زنگ نزن بابا ولش کن برا خودت یه چایی بریز بگو گور بابای خودتو ننت یدونه صلوات فرستادم 👍🏻
چیزی که زیاده دکتر

ب نظرت یکم پرو بازی در نمیاررن دیگه والله شوهر هرکی ی جوریه اگر نمی ترسی و میتونی جلو شوهرت وایستی ی بار واسه همیشه دهن مادرشوعرت رو ببند ن اگر نمیشه با شوهرت حرف بزن انگار خیلی ب روت نیاوردی یا جدی ات نمی گیرن ک دست پیش گرفتن حالا باز قلق زندگیت دست خودته الویت بزار صلاح خودت ن حرف ماها

سوال های مرتبط

مامان رایان کوچولو👼 مامان رایان کوچولو👼 ۲ سالگی
از دست مامانم انقدر عصبی ام که معدم درد گرفته از حرص
من مجبورن خونه مامانم اینا زندگی میکنم بعد من به هرچی که به بچه میگم نه مامانم براش انجام میده با اینکه بهش هم میگم نکن این کارا رو بازم انجام میده و تازه جلوی بچه هی به من میگه ول کن بزار کاری که میخواد و بکنه یا به پسرم میگه بیا مثلا فلان چیزو مامان بهت نمیده من میده انقدر کفری ام میکنه کاری کرده که بچم با من بد شده و به خودش وابسته شده یعنی بیشتر از من بهونه مامانم و میگیره و دنبالشه بهش هم میگم نزار بچه عادت کنه گوش نمیده مثلا یه شب رفت بالا پیش مامانم بخوابه گفتم میبرمش پایین مامانم نزاشت الان چند شبه قبل خواب گیر میده که میرم بالا اونا هم تا دیروقت بیدارن
یا هرچی من از جلوش قند و شکر و دور کردم میره بالا مامانم بهش چای شیرین میده یا قبل غذا به بچه هله هوله میده
انقدر خودخوری میکنم دارم مریضی اعصاب میگیرم هر چی هم به خوبی میگم گوش نمیده میترسم آخر باهاش دعوام شه سر این کاراش یعنی کاری کرده بچه نیم ساعت هم خونه خودمون دووم نمیاره همش میگه میرم پیش مامان جون