۷ پاسخ

من تولد خواهرمم یادم نمیمونه چرا توقع داری جاریت تولد بچه ت یادش باشه. ؟

عزیزم میفهمم قلب ادم بشنکه واقعا دوست نداره دیگه چندروز ببینتش
ولی زندگی در جریانه و مردها همشون حرفایی رو که گفتن رو اصلا قبول ندارن و همیشه میگم من حالا یه چی گفتم تو چرا جدی گرفتی
ولی مطمعنن تنها هم بمونی بدتر از الانه همون بهتره بری پیششون و زیاد جدی نگیری شوهرتو

خب زیاد سخت میگیری. جاریت زنگ نزد توام زنگ نزن دیگه. چرا مخ شوهرتو میخوری. ببین من اینو جدیدا یاد گرفتم. خودت با پنبه سر ببر. نزار کار به شوهرت بکشه.

خوب کردی نرفتی تا بفهمه رفتارش و حرفش خراب بوده متوجه اشتباهش بشه
بزار خودش بیاد سمتت

نمی‌دونم چی بگم حق داری
شاید خیلی عصبی و خسته بوده از دهنش پریده هر چند که بازم از حجم بد بودن حرفش کم نمیشه
بعضیا تو عصبانیت زبونشون سیاهه بعد پشیمون میشن

والااره پیش خانوادشون خیلی بدمیشن منم چندباراینطوری کردیه بارگفت بیابریم گفتم نمیام وقتی بیام اذیت شم نمیام خودت برومنم براخودم میرم بیرون جایی

همشون همینن.زورشون که میگیره میگن پشیمون هستیم که باهات ازدواج کردیم

سوال های مرتبط

مامان اراد مامان اراد ۲ سالگی
من ۱۵ساله ازدواج کردم تواین ۱۵سال از همسرم خطایی ندیدم همسرم کلا باخانوادم خوب و راحته براشون پسری برا خواهر برادرم برادری می‌کنه
خیلی باهام خوبه ولی خواهر من کلا با همسرم لجه مخصوصا بامن بحثش بشه همیشه سرهمسرم خالی می‌کنه من فهمیدم که بایه پسر ارتباط داره حالا درحد دوست اجتماعی چون همسر داره بهش گفتم شروع به پرخاش کرد دعوامون شد اونم گفت همسر من بهش چشم داره دائم درخواست بهش داده منم موندم باورکنم یانه اینم بگم این تهمت و به پدرمم یه بار زده که دنبال خانوماست دقیقا برا آتو گرفتن منم بهش گفتم اگر بهت درخواست میدادچرا دائم بهش زنگ میزدی برسونتت یا ماشینشومیخواستی یا پول میخواستی یا دائم تنها خونه من بودی خوب یه کم مشکوکه باید دوری میکردی نه اینکه بیشتر بهش نزدیک بشی ولی دلم آشوبه موندم چیکار کنم وقتی رودر روشون کردم به همسرم گفت همسرم از عصبانیت خودشوزد بعد شروع کرد گریه کردن چون خیلی به حیا حساسه بیش از اندازه حتی مجردی دوست دختر نداشته درکل زبون زد فامیله می‌خوام راهنماییم کنید من چیکار کنم چه جور ثابت کنم به خودم با خواهرم با همسرم چه رفتاری کنم
پوشک شیر خشک. مولفیکس. مای بیبی نوزاد
پوشک
پوشک پوشک پوشک