من ۱۵ساله ازدواج کردم تواین ۱۵سال از همسرم خطایی ندیدم همسرم کلا باخانوادم خوب و راحته براشون پسری برا خواهر برادرم برادری می‌کنه
خیلی باهام خوبه ولی خواهر من کلا با همسرم لجه مخصوصا بامن بحثش بشه همیشه سرهمسرم خالی می‌کنه من فهمیدم که بایه پسر ارتباط داره حالا درحد دوست اجتماعی چون همسر داره بهش گفتم شروع به پرخاش کرد دعوامون شد اونم گفت همسر من بهش چشم داره دائم درخواست بهش داده منم موندم باورکنم یانه اینم بگم این تهمت و به پدرمم یه بار زده که دنبال خانوماست دقیقا برا آتو گرفتن منم بهش گفتم اگر بهت درخواست میدادچرا دائم بهش زنگ میزدی برسونتت یا ماشینشومیخواستی یا پول میخواستی یا دائم تنها خونه من بودی خوب یه کم مشکوکه باید دوری میکردی نه اینکه بیشتر بهش نزدیک بشی ولی دلم آشوبه موندم چیکار کنم وقتی رودر روشون کردم به همسرم گفت همسرم از عصبانیت خودشوزد بعد شروع کرد گریه کردن چون خیلی به حیا حساسه بیش از اندازه حتی مجردی دوست دختر نداشته درکل زبون زد فامیله می‌خوام راهنماییم کنید من چیکار کنم چه جور ثابت کنم به خودم با خواهرم با همسرم چه رفتاری کنم
پوشک شیر خشک. مولفیکس. مای بیبی نوزاد
پوشک
پوشک پوشک پوشک

۱۲ پاسخ

ارتباط تو با خواهرت کم با حتی قطع کن زندگیتو خراب می‌کنه چون حسوده اینجوری میگه الکی سر حرفش زندگی به خودت و شوهرت زهر نکن

اول اینکه به خواهرت بگو ثابت کنه.اگه هیچ مدرکی نداره بهش بگو..تو چشاش نگاه کن بگو همین الان جلوی مامان بابا شوهرمم بیاد اینو رودررو میکنیم..کجاها چی بهت گفته و تو میفهمی دروغه یا راست.چون اگه دروغ باشه اصلا رودر رو نمیشه..و اگه خاطره ای بگه از مدل حرف زدنش میتونی بفهمی.مثلا بگه فلان حرفو شوهرت بهم زده..تو میفهمی مدل حرف زدنش به شوهرت میاد یا نه...و یک درصد باید به این فکر کرد شاید شاید شاید دلیل بد بودن خواهرت همین قضیه از گذشته باشه...باید خواهرت ثابت کنه.و همسرت هم ثابت کنه اینکارو نکرده‌..خواهرت اگه ترس داشته باشه رودررو نمیشه..‌ولی اینو بدون باید از خواهرت دوری کنی.

ب خواهرت بگو ثابت کنه . بگو اگه پیامی ویسی مکالمه ضبط شده آیی داری نشون بدم تا شک نداشته باشم

دوستان خواهرم پیام داد کلی عذرخواهی کرد و گفت سوءتفاهم بوده گفت غلط کردن افتاده گفت از همسرمم هم عذرخواهی میکنه

اصلا این بحثا خیلی جدیه.لطفا سکوت کنید چون یکی خواهرته یکی همسرت.با خواهرتون کاملا قطع ارتباط کنید و با همسرتون خیلی عادی زندگیتونو کنید.همسرتونو به رخ نکشید

حسودی از حسادت گفته حواست ب زندگیت باشه

عزیزم خواهرت چون توبهش گفتی میدونم باپسری درارتباطی دیده زندگیش شایدبهم بخوره باشوهرش میخوادزندگی شمارو خراب کنه شوهرتوبدجلوه بده قطع رابطه کن یه مدت اینقدرخودخوری نکن عزیزم اون الان خوشحاله که داره زندگیتوخراب میکنه

فقط خاستم بگم دوری کن از خواهرت
ارتباطتو کاملا قطع کن تا زندگیتو خراب نکرده
همسر شما با حجب و حیا درست
اما این دخترای خونه خراب کن راهشو خوب بلدن
همسر مامان منم اولش همین بوده
ولی خب...
کلا خواهرتو بذار کنار یکیش تو خانواده خودمون هست ک دارم میگم

خاله من دقیقا همین جوری ازدواج اول مامانمو خراب کرده و مامانم طلاق گرفته البته ک کرم از مرده هم بوده اما انقدررر ک خاله من پیش مردا ناز میاد هر کی باشه خوشش میاد الانم با شوهراول مامان من ازدواج کرده بچه هم دارن رفت و امدم داریم خاله و مامانمم دیگ اوکین باهم مشکلی ندارن چون مامان من ب شدت مهربون و خانومه بخشیدتش

بعضی خواهرا ذاتشون خرابه .زبون تلخی دارن .

طرف شوهرتو بگیر بگو ی درصدم شک ندارم بهش تاخواهرت بسوزه ارتباطتتم قطع کن

نمیدونم من تو موقعیت تو نیستم ولی بهتره رابطه.تو با خواهرت محدود کنی

سوال های مرتبط

مامان ایلیا،آریا،لِنا مامان ایلیا،آریا،لِنا ۲ سالگی
از رفتار بعضی نزدیکان ناراحت و دلخورم😣
اگر یادتون باشه چند روز پیش گفتم میخوام یکی از همکارای آقا رو به دختر یکی از دوستامون برای ازدواج معرفی کنم
یعنی به غلط کردن افتادم و باز اول و آخرم بود 😐حق با خیلی از شماها بود
من نیتم چقدر خیر و مثبت بود و کلی تصور خوب داشتم
با مادر پسر صحبت کردم و شرایط گفتم و ازش خواستم با مادر دختر ارتباط بگیره که برن خواستگاری حالا پسر خانه ماشین شغل ثابت داره تک فرزند هست اونوقت دختر با اینکه از قبل من بهش گفتم و اوکی داده برا خواستگاری تلفنی مادر پسره رو رد کرده حتی نذاشته بیان😓😓اخه چرا آبروی من براتون مهم نبود همکارمِ هر روز چشم تو چشم میشیم اخه چی بگم بهش
اونم با یه لحن بد مادر دخترِ به مادر پسر جواب داده
هووووف اخه چه کاری بود کردم
چه فکرایی داشتم
دخترا تو خودتون چی فکر می‌کنید
دختر شاه پریون که نیستی!!😩😤🤯

#فرزندپروری
#کالسکه
#کریر
#پستونک
# شیر خشک
عکس هم یکی از موزه های تهران هست که اوایل پاییز ایام فراغت با دختری موزه گردی میرفتیم.
مامان دخترم و پسرم 🎀 مامان دخترم و پسرم 🎀 ۲ سالگی
سلام به خانومای با تجربه 🌱

میشه لطف کنید راهنمایی کنید ...

من ۲۲ سالم هست و شوهرم ۳۲
متاسفانه به خاطر شغلی که داره زیاد خسته میشه ، یعنی وقتی میرسه خونه دیگه دست به سیاه و سفید نمیزنه ، فقط کمی با بچه ها سرگرم میشه

حالا روزایی که سرکار هست و منم مراعات میکنم چیزی نمیگم ولی حتی روز های تعطیلم میبینم همینطوره
مثلا دیروز رفتیم مهمونی فامیل همسرم ، آقاشون که حدودا ۴۸ ساله بودن پیشنهاد دادن بچه هارو ببریم شهر بازی ولی شوهرم میگفت نه من حوصله ندارم و فلان
اون آقا هم دید بچه ها ناراحت شدن همه رو جمع کرد گفت خودم میبرمتون ، منم همراهش رفتم به عنوان کمکی ، حالا اونجا دیدم چقدر این آقا حوصله داره و نگم که چقدر به بچه ها خوش گذشت

حتی پدر خودم که ۵۶ سالشه یا دایی ها و برادرم از شوهر من پایه ترن ، ولی شوهرم فقط به فکر کار و استراحت
البته سالی یکی دوبار مسافرت میریم ولی دوست دارم چون تو جمع مثل بقیه پایه باشه

اینم بگم .. بهش گفتم بیا هفته ای یک بار شده نیم ساعت با هم حرف بزنیم ولی حتی همین کار و برا من نکرد
پس درنتیجه وقتی برا من نمیذاره که بخوام باهاش حرف بزنم
به نظرتون چکار کنم ؟ من اول جوونی دلم میخواد تفریح کنیم که شوهرم اصلا پایه نیست

# فرزند پروری # فرزند پروری # پوشک # شیر خشک # نوزاد
مامان دختری مامان دختری ۲ سالگی
سلام دوستان میگم من جاریم خالمه و دیوار به دیوار هستیم دوتا دخترداره یه پسر بچه هاش خیلی دخترمو دوست دارن و واقعا مواظبش هستند دخترم هم عاشق اوناست و دوست داره همیشه اونجا باشه به قدری که برای اونا غش میکنه از گریه بچه هاش بزرگن دخترا دانشجوهستند پسرش هم دبیرستانی میده اونجا آهنگ براش میزارن همشون میرقصن یل با گوشی فیلم می‌بینند خیلی بهش خوش میگذره ولی اذیتشون هم میکنه از طرفی خالم همیشه همه جا میگه دخترش ۲۴ خونه ماست اصلا کی میره خونه خودشون این فقط تو شناسنامه این‌است درصورتی که میبینه من چقدر صداش میکنم نمیاد و همش گریه میکنه برا اونا من دلم نمیخواد بره چون دوست ندارم ۲تربیتی بشه دلم میخواد پیش خودم باشه خیلی باهاش بازی می‌کنم توپ بازی بدوبدو رقص نقاشی خلاصه خیلی حتی بهش میگم اگه گوشی میخوایی خودم بهت میدم ولی یه تایمهایی خسته میشه گریه میکنه میگه آجی حتی میبرم پارک ۲ساعت بازی میکنه بعد که میرسه به درخونه اونا گریه میکنه چیکارش کنم نره چشمش؟به من میوفته میگه نه نه پسر خالم میگه کتکش میزنی که نمیاد خونتون از حرفاشون خسته شدم دلم میخواد نره بهشون میگم حتی کتکش بزنید که نیاد خونتون میگن دلت میاد 😔😔موندم حیران