دقیقا منم همینایی که شما گفتید 😔
واقعا هیچ حسرتی ندارم.از همه چی راضی بودم از خودم راضی تر.اگه اشتباهی هم کردم خودمو سرزنش نمیکنم.من اولین تجربه مادریم بود
من حتما بیشترحواسم به بچمبود که شیرخشکی نشه
بخاطر نابلدی و خستگی گذاشتم بقیه شیشه بهش بدن وشیرخشکی شد
من یادمه قطره چکون شیر خشک پر میکردم زیر شالم نگه میداشتم میبردم قایمکی به پسرم میدادم که زردی نگیره
از استرس این که پرستارا متوجه نشن عرق سرد میکردم بخدا
من سر کیارادم همه چیز عالی و همونکه دلم میخواست بود اما سر کیامهر اگه برمیگشتم عقب اصلا اون بیمارستان نمیرفتم و همون بیمارستان آزادی رو انتخاب میکردم که سر کیاراد رفتم و اینکه همونجور که تو بیمارستان با کیارادم عکس گرفتم دقیقا با همون ژست با کیامهرمم میگرفتم اما خدا لعنتشون کنه کادر بیمارستان رو انقد اعصابمو بیخودی ریختن به هم که سر کیامهر اصلا حواسم به عکس و اینا نبود فقط یه عکس الکی گرفتم
من بیشتر حسرت اینو میخورم ک سر دخترمو صاف رو بالشت نزاشتم ک تخت بشه
سرش گرد شده هر چند میگن ارثیه
ولی خب نه من نه شوهرم سرمون گرد نیست صاف و تخته
ولی مال عمه اش گرده
حالا نگاش میکنم خیلی حالم بد میشه
ولی دیگه بچه دومم ان شالله ب دنیا بیاد
همینجور تخت رو ب بالا میزارمش
دخترمو بیشتر پهلو میزاشتم بخاطر همین فرم سرش گرد شد یه طوری شد دوس ندارم مدل سرشو
ولی چون دختره خوبه بزرگ بشه روسری سرشه دیگه فرم سرش زیر شال انقد مشخص نیس
البته همه میگن خوبه از نظر خودم حس میکنم ایراد داره
باز خداروشکر چار ستون بدنش سالمه
من خیلی وسواسی شدم
من برمیگشتم اونموقع میزدم تو دهن خانواده شوهرخفشون میکردم مخصوصایکی ازخواهرشوهرام کثاااااااافتااااااا
من آنقدر سرتق هستم که سر جفت بچه ها هر کار خواستم کردم دخترم رو خودم ۶ روزگی بردم حموم هرکی هرچی گفت کار خودمو کردم هی گفتن شیر خودت بده گفتم به خودم مربوطه 😂
من خیلی ناراحتم که شیرخشک نبردم همراه خودم شیرم کم بود دخترم سه روزش بود واسه زردی خون ازش گرفتن از حال رفت قندش پایین بود هر موقع بهش فکر میکنم غصه میخورم😔
دقیقااا منمممم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.