سوال های مرتبط

مامان 🫶HAKAN🫶 مامان 🫶HAKAN🫶 ۶ سالگی
سلام مامانا، یه مشکلی که چن وقته با پسرم دارم اینه که خیلی میترسه گم بشه مثلا تو آپارتمانمون حاضر نیست تنهایی تا حیاط بره، آپارتمانمونم کلا چهارطبقه و چهار واحده ما طبقه دومیم من بهش میگم دو طبقه رو برو پایین من از بالای پله ها نگات میکنم بازم میترسه بره، بهش میگم آخه از چی میترسی تو که بلدی ما طبقه دومیم میگه میترسم یکی درو باز کنه منو بدزده، پارک بریم من همیشه نزدیک تاب و سرسره ها زیرانداز پهن میکنم و چشمم بهش هست ولی تا من نرم کنار تاب و سرسره بایستم نمیره بازی کنه مگه اینکه پسرخالش باهاش باشه، کلا تا دو ثانیه منو نبینه یهو هول میکنه و گریه میفته، البته با مهد مشکلی نداشت و اونقدر وابسته نیست ولی همیشه از گم شدن میترسه، هرچقدرم باهاش صحبت میکنم که ما حواسمون به تو هست و ما که تورو نمیذاریم بریم بازم فایده نداره، توی مهدم اگه جایی میبردنشون میگفت مامان ترسیدم خانوممونو گم کنم، از لحاظ سر و زبون و اعتماد به نفس تو صحبت کردن خوبه و اصلا خجالتی نیست و کوچیکترم که بود اینطوری نبود ولی الان چن وقته اینطوری شده و بیرون میریم حاضر نیست دو قدم از من فاصله بگیره، نمیدونم چیکار کنم که انقد نترسه، البته من خودم موافق این نیستم که بچه تنها جایی بره با این اوضاع جامعه ولی دیگه انقد که پسر من میترسه ام خوب نیست
مامان دلسا😍 مامان دلسا😍 ۵ سالگی
سلام مامانا
یه چیزی یه مدته تو گهواره خیلی توجهمو جلب کرده
من شاغلم، سه سالگی دخترمو با اینکه مامان و مادرشوهرم بودن برای نگهداریش ولی صلاح دیدم با توجه به روحیات خودش و اینکه دو تربیته نشه گذاشتم مهدکودک

اوایل تا ۴ ماه بچم خیییییلی اذیت میشد، گریه میکرد، نمیموند، چه روزایی که از مهد تا مدرسه زاااااار میزدم اما جا نزدم، چندبار از شدت گریه تصادف کردم، گفتم میگذره، اما بردمش یه مهد کودک همه چی تموم که خیالم راحت بود که عین مادر مراقبشن، ۴ ماه گذشت و دختر من تو خیییییلی چیزا از خیلی هم سن و سالاش جلو افتاد
شوهرم روزی صدبار میگفت مدیونتم بابت تربیت این بچه ولی نمیدونست همش کار مهده😂😂😂

اون روزا که اینجا درد و دل میکردم یه سریا خیلی دلداریم دادن هنوزم یادمه کیا بودن، اما یه سریا چقدر طعنه زدن و دایه ی عزیزتر از مادر شدن، که تو چه دلی داری میذاریش مهد، بچه گناه داره و …
خیلی دلم میشکست اما با اینکه میتونستم کم نیاوردم


حالا دختر من و بچه های اونا پیش دبستانی شدن، دختر من مستقله، قانونمند و قانون پذیره، میدونه باید چطور رفتار کنه، خیلی شاده و از لحاظ مهارتی و علمی هم جلوتره، ولی اونا همچنان پشت در مدرسه میشینن


اینارو نگفتم که فهر فروشی کنم، گفتم که به اونا یاداوری کنم هر مادری صلاح بچشو میدونه، پروانه شدن درد داره مامانا، اگه بچتون بدقلقی کرد و خسته شد کوتاه نیاید، شما باید صبور باشید
و اینکه به هیچ کادری بخاطر انتخابش سرکوفت نزنید، شما نمیدونید اون مادر چی کشیده

البته یه سری از دوستای گلمم که الان تو این وضعیتن من بهشون راهنمایی کردم و امیدوارم به راحتی این روزا رو پشت سر بذارن

اینم میگذره