خب بالاخره بعد از ۸ روز من یکم خودمو پیدا کردم که بتونم بیام از تجربه ی سراربن اختیاری براتون بنویسم
امیدوارم به دردتون بخوره
به روتین بیمارستان من یک روز جلوتر بستری شدم
جمعه ۲۱ فروردین ساعت ۲ رفتم برای پذیرش
کارهای بیمه رو انجام دادن (کلا تکمیلی م ۱۰ میلیون پوشش زایمان داشت😏)
بهم لباس و ساک دادن رفتم برای بستری
کلا سه تا اتاق تو بخش زایمان بود که قبلا هر کدوم دو تا تخت داشت ولی الان به خاطر خلوتی شده بود هر اتاق یک تخت و من هم تنها زایمان اون روز بودم که خیلی خوب بود از نظر رسیدگی و اینا
اول اطلاعات پزشکی‌و سونو اینام رو گرفتن
دکتر علت سزارین رو تو نامه زده بود فشار بالا، حالا من فشارم نوسانی بالا می رفت بعنی هر سری که میرفتم دکتر اول فشارم بالا بود نیم ساعت بعد نرمال میشد. بعد اینا هم با تعجب میگفتن خب فشارت بالاس دکتر چرا دارو نداده؟ 😐 منم گفتم نمی دونم والا
بعد گویا دکترم خیلی هم اعصاب معصاب نداره اونجا چون هی بهم میگفتن یعنی زنگ بزنیم بپرسیم ازش؟ باز میگفتن نه ولش کن فاطی میکنه🤣
خلاصه که بالاخره اتاق رو دادن بهمون گفتن همسرت تا ۶ میتونه بمونه بعدش بره
فرداش هم حتما همراه زن باید داشته باشی.
برای انژیوکت زدن، یه ازمایش خون و ادرار گرفتن و تا شبش هم سه بار ان اس تی چک کردن.

تصویر
۶ پاسخ

بسلامتی عزیزم 😍نامدار باشه❤️

بسلامتی عزیزم مبارک باشه💜

تبریک میگم قدمش مبارک

به سلامتی عزیزم 🥰❤️ قدمش مبارک و پر خیر و برکت باشه 🎉🎈

خب خب بقیشش

مبارک باشه عزیزم
کدوم بیمارستان بودی؟کلا چقد شد هزینه ات؟

سوال های مرتبط

مامان کیاشا👶🏻🩵 مامان کیاشا👶🏻🩵 روزهای ابتدایی تولد
تجربه من از سزارین ✨🌸
.
من باید تو یه شهر دیگه سزارین میشدم چون تو شهر خودمون سزارین اختیاری رو قبول نمیکنن دو ساعت هم راه بود تا بیمارستان
صبح روزی که وقت عملم بود راه افتادیم ساعت ۸ باید بیمارستان بستری میشدم تو راه به خاطر چاله زیاد جاده ماشین خیلی تکون داد من احساس کردم کیسه ابم پاره شد و کم کم لباسم خیس میشد تا رسیدم بیمارستان کارای بستری رو انجام دادن و گفتن مشکلی نیست که کیسه ابم پاره شده چون دکتر تا یه ساعت میرسید
بعد انجام کارای بستری ازم ان اس تی گرفتن
و نیم ساعت بعد اتاق عمل بردن من سوند رو گفته بودم اتاق عمل برام برارن بعد بی حسی که اصلا متوجه نشدم
امپول بی حسی اصلا دردی نداشت خیلی کم در حد امپول معمولی
بعد ده دیقه هم پسرم به دنیا اومد اوردن گذاشتن رو صورتم بهترین حس دنیاست به نظرم🥰
بعدشم حدودا نیم ساعت بعد عملم تموم شد یه ربع تو ریکاوری موندم و زود دادن بخش منو بچه هم با هم رفتیم بخش
که اومدن برام مسکن و شیاف زدن تا قبل اینکه بی حسیم بره تا دو ساعت بعدشم درد زیادی نداشتم
بعد دوساعت یکم خونریزی داشتم که دو بار ماساژ شکمی دادن که درد داشت ولی قابل تحمل بود میگفتن ندیم ماساژ خطرناکه باید خون ها تخلیه بشه
در کل دردش با مسکن و شیاف قابل تحمل بود
به نظرم قسمت سختش بار اولی بود که از تخت پایین میومدم چون فشارم افتاد و سرم زدم بعدش تونستم پاشم ✨🩵
امیدوارم مامان های باردار همگی زایمان راحتی داشته باشن🌸
مامان ماهلین 😍👼 مامان ماهلین 😍👼 ۷ ماهگی
سلام مامانا منم ۱۴۰۴/۹/۱۶ زایمان سزارین شدم 👼
یکم بخوام از تجربه ام بگم از روز زایمان ساعت ۶ روز یکشنبه بستری شدم اول بردن اتاق اماده سازی برای عمل اونجا ان اس تی گرفتن سوند وصل کردن که یکم سخت بود اونجا یکی دوساعت تحت نظرشون بودم بعد بردنم اتاق عمل هر چی از پرسنل بیمارستان بگم واقعا کم‌گفتم بقدری مهربون و خوش اخلاق بودن باعث میشد اصلا استرس نگیرم دکترمم عالی بود من خودم بقدری استرس داشتم مدام فشارم بالا میرفت مرتب دکتر خودم و دکتر بیهوشی کنارم بودن امپول بی حسی اصلا درد نداشت هیچی ادم متوجه نمیشه فقط حس داغی کمر به پایین حس میکنی که اونم اصلا ترسناک نبود اونجوری که بعضی خانوما اینجا گفتن
ساعت ۱۱ ونیم بود که دخترم و گذاشتن تو بغلم از حس اون لحظه هر چی بگم‌کم گفتم چون واقعا قابل توصیف نیس حتی گفتنش خیلی حس قشنگی بود اونجا که بی حسی انجام شد من‌کاملا متوجه میشدم که دارن میبرن شکمو یا بچه رو میارن بیرون ولی واقعا ترسناک نبود چون اصلا حسی نداری فقط در حد کش اومدن شکم بود که وقتی ورزش میکنی داخل خود اتاق عمل از دکترم خواهش کردم که ماساژ شکمی رو انجام بده تا بی حسم که اوناهم چند بار انجام دادن بعد از اتاق عمل مستقیم بردن ریکاوری من ۳ ساعتو ریکاوری بودم به خاطر بالا بودن فشارم اونجا هم چند باری فشار شکمی برام انجام دادن درد داشت نمیگم درد نداشت ولی خب چون پمپ درد داشتم درد کنترل میشد حتما پمپ درد بگیرین چون وافعا حال ادمو خوب میکنه تا بیای بخش فقط اون پمپ درد جواب میده بعد که بیای بخش تازه بهت یه شیاف میزنن به نظر من هر چه قدر پولش باشه ارزش داره بعد که اومدم بخش تا ۸ ساعت اجازه ندادن نه رو بالش سرمو بزارم نه چیزی بخورم
مامان 🍒آراد🍒 مامان 🍒آراد🍒 ۲ ماهگی
تجربه ی زایمان سزارین پارت دو 🩵🎊
روز شنبه ۰۵/۰۲/۰۵

فرستادنم لباس هام رو عوض کردم و رو تخت دراز کشیدم اول ازمایش خون گرفتن بعد ان اس تی دادم و اومدن سوند رو وصل کردن با اینکه سزارین دومم بود ولی بازم به حرف مامان های گهواره کمی از وصل کردن سوند میترسیدم که خب خدایی اصلا درد نداشت که هیچ حتی سوزش هم نداشت و کمتر از چند ثانیه هم طول نکشید وصل کردنش فقط کمی حس بد داشت همین 😬🤌

یک ساعتی بلوک زایمان بودم تا کار هام انجام شد و دکترم از کلینیک به اتاق عمل اومد و شوهرم و صدا زدن و منو انتقال دادن اتاق عمل بین راه یکم ترسیده بودم و استرس داشتم چون دکتر با خودم نیاورده بودم و همون دکتر شیفت که بهم نامه داده بود قرار بود عملم کنه و راستش شناخت زیادی هم ازش نداشتم در واقع فقط همون یکبار دیده بودمش😅✋

رسیدم به اتاق عمل برخلاف دفعه ی قبلی که دکتر خصوصی داشتم و اتاق عمل خلوت بود فقط ( خودم بودم دکترم و یه اقای دکتر که دستیارش بود و یه دکتر هوشبری ) کسه دیگه ای نبود …

ایندفعه خیلی شلوغ بود 😫 کلی هم داشنجو بودن داخل اتاق عمل ‌که استرسم و بیشتر میکرد هر چند همه کار ها رو پزشک ها انجام دادن ولی وجود اون‌ همه داشنجو و شلوغی محیط استرس زیادی بهم میداد
و خب این از معایب بیمارستان دولتی هستش و باید در نظر داشته باشید 👍

ادامه رو پارت بعدی میزارم 😅😌
مامان 🩷👧🏻ronisa مامان 🩷👧🏻ronisa ۱۵ ماهگی
سلام مامانا من هم اومدم از تجربه ی زایمانم بگم من بعد عید رفتم مطب که دکتر برام سونوگرافی نوشت برای وزن تو سونو زده بود که آب دور جنین کم شد رفتم پیش دکتر گفت هر روز باید بری nstبدی تا بتونیم بورو تا سی و هشت هفته نگه داریم چون سی هفت هفته بودم بهم گفت اگر nstخوب نباشه باید فورا زایمان کنی من چون میخواستم طبیعی زایمان کنم معاینه هم کرد و گفت دو و نیم سانت بازی من اون روز رفتم nstدادم که خوب بود برای فرداش هم دوباره صبح رفتم دو بار گرفت که خوب نبود گفت برو آبمیوه بخور و راه برو دوباره بگیریم دوباره گرفتن که باز هم خوب نبود و به دکترم زنگ زدن که دکتر گفت اورژانسی ببرید اتاق عمل من سریع خودمو میرسونم از اون لحظه ی تماس تا اتاق عمل کلا ده دقیقه نکشید و بیهوشم کردن و رونیسا خانوم دنیا اومد من خیلی استرس داشتم و وقتی اتاق عمل و دیدم بیشتر شد واقعا خوشحالم که بیخوشم کردن و چیزی نفهمیدم چون واقعا اگر متوجه اتفاقات دورم میشدم استرسم خیلی بیشتر میشد واقعا از سزارین هم رازی بودم و خدا رو شکر میکنم که هم خودم سالمم هم بچه و هم اینکه زایمانم سزارین شد چون درد معاینه کردن طبیعی از درد بخیه بیشتر بود و کلا درد زیادی نکشیدم برای زایمان فقط برای ماساژ رحمی درد داشتم حالا نمی‌دونم به خاطر رسیدگی عالی بیمارستان و ورسنلش بود یا کلا این بود ولی عمم بیمارستان دیگه ای زایمان کرد خیلی درد داشت پس حتما تو انتخاب بیمارستان دقت کنید
مامان کیان🩵👼🏻 مامان کیان🩵👼🏻 ۷ ماهگی
و قبل زایمان و بعد زایمان خیلی هوامو داشتن خب خانم علیزاده اومدن منو معاینه کردن گفتم ۶,۷ سانتی باورم نمیشد ساعت ۱۰:۳۰ بود بستری شدم تو اتاق زایمان پیاده‌روی میکردم ورزش میکردم آبمیوه خوردم شد ساعت ۱۲ خانم علیزاده اومد کیسه آبمو پاره کرد بعد از اون من فول شدم دیگه نمیتونستم تحمل کنم خانم علیزاده میگف برم تو دستشویی فرنگی بشین و زور بزن ولی من خیلی درد داشتم نتونستم انجام بدم اومدم دراز کشیدم تو تخت مامانم و همسرم تو اتاق بودن دستشون و گرفته بودم موقعی که دیگه اومدن بچه رو دربیارن رفتن بیرون من زایمانم فیزیولوژیک بود بچمم موقع تولد ۴کیلو ۱۰۰ گرم بود گفتم چون لگنت خوب بود طبیعی کردیم ساعت ۲:۳۰ بچم به دنیا اومد
من تحملم خیلیییی بالا بود فقط بچه من تو سمت راست شکمم بود و بالای نافم بود قدشم بلنده زیادی به شکمم فشار دادن تا بیاد وسط و فشار دادن بیاد پایین و بیاد بیرون.از اول تا آخر زایمان درد داره مونده به تحمل هر کسی نمی‌تونم بگم آره خیلی راحت بود و اینا خیلی هم سخت بود اتفاقاً
من دو سه روز اول یبوست بودم بعد درست شدم بعد دو سه روز جای بخیه عفونت کرده بود و تا امروز که رفتم بخیه رو دکتر برداشت بدجوری درد داشت بخیه اصلا نمیتونستم بشینم
تمام
هر سوالی داشتین باز بپرسید
مامان مامی پَناه💝 مامان مامی پَناه💝 روزهای ابتدایی تولد
خب خب سلام سلام
من اومدم با تجربه زایمان😁
من از یه روز قبلش که نوبت دکتر داشتم
و دکترم بعد از مدتها اومده بود
همون روز بهم نامه بستری داد برای کاهش حرکت
ولی از اونجایی که دکتر شیفت یکی دیگه بود
ان اس تی گرفت گفت حرکت بچه خوبه
گفت میتونی بری
دیگه باز برگشتم پیش دکتر خودم
گفت فردا صبح که خودم شیفتم بیا
ختم بارداری بدم
دیگه رفتم سونو اونجا هم حرکت نی نی کم بود از 8/6گرفت
صبح ساعت 8رفتم زایشگاه دکترم ساعت10 اومد ان اس تی گرفتن کمکم کردن لباس پوشیدم
سرم زدن
سوند وصل کردن باید بگم که سوزش داشت ولی قابل تحمل بود اصلا اونجوری که میگفتن ترسناک نبود .
چون سزارین اختیاری بودم دکترم بهم گفت
بگو هم کاهش حرکت دارم
هم خونریزی منم همونو گفتم
دیگه ساعت 11 بردنم قسمت اتاق عمل
11:20دقیقه اینا هم بردنم خود اتاق عمل
بهم گفتن اینجا هم اتاق عمله ببین هیچ ترسی نداشت
فقط من لرزم گرفته بود سرد بود😬
خیلی انرژی دادن بهم اسم دخترمو پرسیدن
پاهامو ماساژ دادن
دستامو ماساژ دادن که ریلکس بشه بدنم
بعد دکتر بیهوشی اومد
آمپول زدن تو کمرم کم کم سر شد پاهام و کمرم
دیگه دکتر اومد باهام حرف زد شوخی کرد
دیگه پرده کشیدن ساعت 11:45دقیقه دختر نازم به دنیا اومد🥹گذاشتن رو صورتم وای نگم از حسش🥹😍خیلی حس خوبی داشت..
این تا اینجا..