عزیزم یا بگو همسرت بگه خانمم شرایط مهمون داری نداره یا اینکه اومدن بگو ببخشید دیگه من نزدیک زایمانم هست کمر درد و دکتر استراحت بهم داده بگو شرمنده دیگه شما خودتون باید زحمت غذا و اشپزی رو بکشید
چرا بیان نمیکنی خب بهشون بگو حالا که خورشون درک ندارن خودت بگو ناراحتم شدن مهم نیست ب نظرم
منم ی خواهر شوهردارم ۳ روز قبل زایمانم با شوهره نفهمش و دختر جیغ جیغوش اومدن خونمون درد داشتم اصلا نمیتونستم جیزی بگم راحت نبودم واقعا روانی شدم شوهرمم مدافع خواهر چیزی نگفت ک برن دخترم هر لحظه جیغ رو اعصابم نصف شب ک درد میکشیدم محبور بودم پتو گاز بگیرم..یادم ک میاد لعنتش میکنم باعث بچم بکشه بالا و زایمانم سخت بشه از استرس..
من خوبه با همه سرسنگین شدیم😅حتی شوهرم
تو این ماه آخر اسبابکشی کردیم دریغ از یه زنگ بخدا همه کارامم شوهرم و پسرم انجام دادن با مامانم😢منم با شوهرم کلا از همشون دوری کردیم دوستم ندارم وقتی بچم به دنیا اومد بیان 😐حتی مادر شوهرم
چاشکال داره بده بچتو نگهدارن توام استراحت کن کارارم که اونا میکنن
عزیزم پسرت چندماهش بود باردار شدی باز
وقتی اومدن جلوشون بگیر دراز بکش بگو درد دارم اصلانم تکون نخور تا بفهمن بیشعورا که خونه زنی که پابه ماهه نمیرن مهمونی
بهش بگو کمرم درد میکنه سرم درد میکنه ی غذایی بپز ظرفاهم بگو زحمتش بکش تا خودش پاشه بره
خدا بهت صبر بده چه خواهر شوهر بی فکری 😑بی عقله واقعا
برو تو اتاق نیا بیرون بگو حالم خوب نیست
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.