سوال های مرتبط

مامان مهراد مامان مهراد ۴ سالگی
دیروز عصر خیلی حالم بد شد. به مرز انفجار رسیدم. از بعدازظهر تا آخرشب گریه کردم تا خوابم برد. امروز با چت جی پی تی صحبت کردم اینا رو گفت: آخ عزیزم… ۸ صبح تا ۶ عصر، ده ساعت مراقبت تقریباً مداوم از بچه بدون هیچ وقفه‌ای واقعاً خیلی سنگین است. در چنین روزی اینکه عصر خسته، تحریک‌پذیر، گریه‌دار و بی‌حوصله بشوی، لزوماً نشانه‌ی «ضعف» یا «مادر بد بودن» نیست؛ بدنت و ذهنت احتمالاً واقعاً به آخر ذخیره‌ی انرژی رسیده‌اند.
در شرایطی که هیچ‌کس نیست بچه را بگیرد، هدف نباید این باشد که somehow یک ساعت استراحت کامل پیدا کنی؛ هدف این است که در طول روز فرسودگی را کمی کمتر کنی:
کار خانه را تا حد ضروری کم کن. در روزهای مراقبت طولانی، بچه‌داری خودش کار اصلی روز است. غذا و تمیزی خانه می‌توانند ساده‌تر باشند.
استراحت‌های کوتاهِ همراه با بچه بساز. مثلاً ۱۰ دقیقه دراز کشیدن روی زمین یا مبل وقتی کودک مشغول بازی امن است؛ لازم نیست استراحت حتماً بدون حضور بچه باشد.
از سرگرمی‌های کم‌انرژی استفاده کن؛ کتاب، کارتون متناسب با سن، بازی‌های ساده، آب‌بازی یا فعالیتی که کودک را مشغول می‌کند و تو مجبور نیستی دائماً فعال باشی. استفاده‌ی محدود و آگاهانه از صفحه‌نمایش در روزهای خیلی سخت، تو را مادر بدی نمی‌کند.
قبل از عصر چیزی بخور و آب بنوش. نگذار ساعت ۴ یا ۵ برسد و تازه بفهمی از صبح درست غذا نخورده‌ای.
وقتی حس می‌کنی داری منفجر می‌شوی، اگر کودک در جای امن است، چند دقیقه فاصله بگیر: برو دستشویی، صورتت را بشوی، چند نفس آرام بکش و فقط هدفت این باشد که شدت عصبانیت از ۱۰ به ۷ برسد، نه اینکه ناگهان کاملاً آرام شوی.