میخوام یه چیزی به اقدامیا بگم
من ۱۳ سالم بود اذدواج کردم و بامادرشوهرم یه جا بودم از همون موقع من جلوگیری نمیکردم جلوگیری طبعیی بود بد یک سال گفدم خدا چرا من برا بچه نموندم ۱۴ سالم نیمم بود رفتم دکتر سنو ازمایش همه چی خوب بود من بازم حامله نشدم مادرشوهرمم خارو خفیفم میکرد فلانی بچه داره الانی حاملست شوهرم بدبخت میگفت من نمیخوام فلن باشه سنیم نداشتیم خلاصه من دوس داشتم بچه داشتم باشم میخواسنم ت سن کم مادر شم چقد رفتم دکتر نشد شوهرم رفت خدمت اومد تموم کرد نشد تا اینکه من ۷ یا ۸ ماه پیش ما از خوانواده شوهرم جدا شدیم ینی یه اتاقک جدا ت یه حیاط درست کردیم خلاصه جدام بد اون رفتیم پیش یه سیدی
از یه جوری خدا چید از نمیرفتیم شوهرم یهو گفت بریم دوستم رفته گفته مشکله زنشو رفتیم سید زنه بد سرکتاب باز کرد گفت هیج مشکلی ندارین که با دکتر درست شه فقد افتادگی رحم داری دکترم بری میگن تنبلی که درست میگفت منو فرستاد پیش یه ماما خدا بهش عمر بده درست شدم اولین ماه اقدام نکردم اصن سر تایم پریود شدم دومین ماه کلن سه بار اقدام داشتم چون شوهرم نبود در کمال ناباوری من نخود ت دلم جوونه زده بود 🥺🥲 الان ۱۹ سالمه خیلی خشحالم خیلی خدا بهم سر تایم بچه داد سر وقت بچه داد چون الان همش خوابم یاکاراهای خونه اصن انجام نمیدم ولی خب با مادرشوهر حتی نمیذاشت بخوابم 🙂 میدونم سخته خیلی سخته انتظار ولی انتظار شیرینه همگی مامان میشین ایشالله بی بی چک میزنید مثبت میشه میرین صدای قلبشو میشنوین اصن یه حس خاصی داره من از خش حالی زار زدم ت مطب 🥺😍 امیدتونو از دست ندین شابد موقعیتش نیست تایمش نیست
بارداری بار اری بارداری بارداری بارداری بارداری باد اری

۱۳ پاسخ

سلام .. منم تالشم میشه بگی کجا رفتی سرکتاب باز کرد میخواستم برم منم

بهتر سن خیلی کم باردار میشدی خودت و بدنت نابود میشد الان سنت خیلی بهتره

دقیقا منم با مادرشوهر اینا زندگی میکردم از همون اولای زندگی خیلی بچه دوست داشتم، ولی اصلا آسایش نداشتم اونجا همه کارا رو من بود از آشپزی بگیر تا تمیز کردن خونه، سه تا برادر شوهر داشتم که لباساشون رو من میشستم و اتو میکردم، شوهرمم دریا میرفت هفته ای یه بار میومد، مادرشوهرم خیلی حسود بود هر روز بدون اجازه میرفت سرکمدم و وسایل و لوازم آرایشم رو میبرد. خلاصه من بعد از شش ماه باردار شدم ولی نمیدونستم باردارم فرش شستم و خودم تنهایی جابه جاشون کردم که متاسفانه سقط شد، خیلی ناراحت شدم و افسردگی گرفتم، شوهرم که فهمید تو همون ماه ازشون جدا شدیم الان بعد یکسال حامله شدم، باخودم میگم خداروشکر انگار اون موقع وقتش بود اگه بچه دار میشدم دوبرابر بیشتر اذیت میشدم، اصلا خداروشکر راحت میخوابم و هروقت دلم میخواد بیدار میشم

خیلی خوشحال شدم عزیزم مبارکه❤️❤️

خدا همه چیو به موقعش میده به همه

ممنون از پیامت عزیزم . انشالله صحیح و سالم بدنیا بیاد. برای ماهم دعا کن 🌹

مبارکه

آخی برای منم دعا کن ،خیلی برام دعا کن 😘😘🥺🥺

مبارکه عزیزم

خدا مصلحت مارو بهتر میدونه انگار

مبارک گلم انشاالله بسلامتی بغل بگیریش

چقدر با دیدن پیاما حال روحیم خوب شد❤️

مبارکت باشه عزیزم قسمتت توی این سن بوده که مادر بشی

سوال های مرتبط

مامان نـورُ‌نـیل🤍🫠 مامان نـورُ‌نـیل🤍🫠 هفته بیست‌وهفتم بارداری
حوصلم سر رفته و از اونجایی که خیلی دوست دارم داستان زندگیمو واسه بقیه تعریف کنم گفتم بیام واستون یچیزایی تعریف کنم
من مهشیدم متولد ۱۲ دی ۱۳۷۷ اصفهان
البته تو شناسنامه ریحانه است اسمم نذر حضرت فاطمه بوده
تک فرزندم و خیلی از این بابت ناراحتم
من ۱۹ سالم بود با یه آقایی عقد کردم از همسایه هامون بود و بعد ۲ ماه جدا شدم خیانت میکرد و بسیار شکاک بود
حدود دوسال بعدش ۲۱ سالم که بود با یه. آقایی آشنا شدم که البته خیلی سخت بود اعتماد واسم آسیب دیده بودم ولی رضایتمو جلب کرد
و من وسط کرونا روز ۱۸ اسفند ۱۳۹۸ عقد کردم خیلی صبر کردیم گفتیم کرونا تموم میشه که نشد و ما واسه عید غدیر ۹۹ که می‌شد ۱۶ مرداد تو اون وضع رفتیم ما مشهد و دیگه عروسی نگرفتیم رفتیم سر خونه زندگیمون
راستی من سال اول دکترای روانشناسیم و همسرم هم پزشک عمومی هستن از من ۳ سال بزرگتره
دوسال اقدام بودم بدون هیچ مشکلی از این مرکز ناباروری به اون مرکز و هیچ نتیجه ایم نداشت در آخر رفتم پیش دکتر آتنا خیام باشی و توی ۶ ماه کامل حل شد با دارو و باردار شدم
خلاصه که ۸ هفته و ۳ روزمه
چقد زیاد شد😂😂😂😂 همشم بی سر و ته
بیاین شمام بیو بدین


بارداری زایمان بارداری فرزندپروری اقدام به بارداری
مامان آیهان وتودلی مامان آیهان وتودلی هفته سی‌ام بارداری
من هر روز با پیام‌های این که می‌گن از رو ویار جنسیت حدس بزنین، از رو عدد بتا، از رو ضربان قلب خیلی می‌بینم. چند وقت پیش یه خانم بود می‌گفت رفتم پیش یه سید یعنی زنگ زده‌م و گفته بچه‌م پسره رفتم سونو اونومالی سونو گفته بچه‌م پسره. منم با اینکه اعتقاد ندارم ولی برای کنجکاوی اومدم شماره این سیدو گرفتم و باهاش تماس گرفتم. اصلا بهش نگفتم که یه بچه دارم یا چیزی، فقط گفتم باردارم و می‌خوام برام سرکتاب برداری. گفت باشه من براش ۱۵۰ زدم و سر کتابو برداشت زنگ هم زد بدون که من چیزی بگم بهم گفت که دو تا بچه داخل طالت هست و یک پسر داری الان و این بارداری دومت هست پسر اولت خیلی شیطونه پا قدمش خیلی خوب بوده ولی بیش از حد فضول و شره واقعا هم همش درست بود. گفت توی شرایط مالی بد گیر کردیم ولی درست میشه واقعا هم پسر اولم خیلی فضول و شر هست و الان هم توی شرایط مالی خیلی خیلی شدید گیر کردیم. گفتم اینو باهاتون به اشتراک بزارم ببینم نظر شما چیه شما جای من بودین به حرف این خانم اعتماد میکردین؟
مامان نفس کوچولو❤️ مامان نفس کوچولو❤️ هفته پانزدهم بارداری
بچه ها یه چی بگم بخندین شایدبرای شما هم پیش بیاد. دخترم ۲ ماهه دیگه ۷ سالش میشه،تقریبا ۵ ساله پیش یه دکتر گفت pc هستی یعنی پلی کیستیک بعد گفت شاید دیگه باردار نشی،سونو هم رفتم گفت کیست داری و قابل کنترله ولی از بین نمیره.ولی با این وجود من پيشگيری داشتم تا اینکه ۲ ماهه پیش گفتم ولش کن منکه شاید باردار نشم یا دیرتر بشم شاید دنبال درمان برم پس جلوگیری نداشته باشم،۴ تیر پریود شدم بعد دوهفته ای بی بی چک زدم و منفی بود و گفتم برای کیستم برم سونو و متخصص زنان چون دردم می‌گرفت یعنی ۲۴ تیر ،سونو گفت کیست داری همون روز رفتم دکتر ،متخصص گفت تنبلی تخمدان داری دیگه جلوگیری نکن چون رحم خشک میشه تو این ۷ سال جلوگیری داشتی،خلاصه برام فلوکونازول و IP6 نوشت تا یک هفته خوردم و تموم شد ،قرص حساسیت هم میخوردم .حالا حالا شده ۱۰ مرداد منتظر پریودی بودم چون فک کردم ۱۰ تیر پریود شدم ،کلی کمر درد و سینه درد و بی حالی و همه ویژگی‌های پریودی گفتم چند روز دیگه واستم و شد ۱۶ مرداد بی بی چک زدم و دیدم مثبت شد و اصلا انتظار شو نداشتم چون دکتر گفت اقدام کن حالا اگه تا ۳/۴ماه نشد بعد یکسال دنبال درمان باش نتیجه اینکه با اولین اقدام مثبت شد و داروهارو تو بارداری میخوردم .تو این ۴۰ روز کلی بدو بدو داشتم و اتاق سی تی هم یه بار رفتم