یکی از چیزایی که باعث میشه رو نظم کارا پیش برن برنامه ریزی شب قبله
مثلا کارایی ک باید انجام بدم رو مینویسم
اونایی که مهم ترن و اولویتن کنارشون یه ستاره میزارم
5 تا از کارایی که همیشه و همیشه تو برنامم هست (ولی ممکنه نتونم انجام بدم)
ورزش کردن یا فعالیت روزانه مختص بدنم
مدیتیشن و شکرگزاری
کتاب خوندن
آب کافی خوردن
ثبت وقایع کل روزم آخر شب و امتیاز دادن به خودم
ما بقیش هم ناهار پختن
تمیز کردن قسمتی از خونه
حمام رفتن یا ماسک گذاشتن
بیرون یا خرید
مکمل های کوروش
لباسشویی
ظروف
اینجوری تو ذهنم در هم برهم نیست
نگید که نه تو ذهنم میدونم چیکار کنم و نوشتنش بیهودس
وقتی شما تیک میزنی کاری رو انجام دادی ذهنت خلوت میشه، وقتی ذهن خلوت بشه، آروم تری و کمتر تنش داری، وقتی آروم تر باشی کارا خوب پیش میرن روزتم قشنگ تموم میشه
اگه کاری رو تیک نزدی، تو برنامه فردات مینویسی
خودتو سرزنش نمیکنی و سخت نمیگیری
امشب امتحان کنید و برنامه فرداتونو بنویسید (درضمن اگه تونستید یه پلنر بخرید) 🎀




#شیرخشک #پوشک# #فرزندپروری#شیردهی

تصویر
۳ پاسخ

هزار بار برنامه نوشتم دقیقا همون روز یا مهمون اومده یا مریض شدم یا یهویی دعوت شدم جایی یا بچم بدقلقی کرده یا بچم مریض شده هیچکدوم از کارهام تیک نخوردن واقعا با بچه کوچیک نمیشه

ممنون عزیزم حتما امتحانش میکنم

از اول زندگی مشترکم همیشه دفتر برنامه ریزی داشتم و این کارو انجام میدادم الان یکی دوماه نمینویسم نمیدونم چرا🥺
حالا که این پیامتو دیدم یه تلنگر شد بنویسم و واقعا با این کار حس بهتری داری و نظم بیشتری

سوال های مرتبط

مامان 👶🏻آراد🫀 مامان 👶🏻آراد🫀 ۲ سالگی
از مامان به مامان
Mom to mom:

-عزیزم کمک بگیر!
هیچ چیز خوبی توی تنهایی همه کارها رو انجام دادن نیست.از آدم های امن تو روز های سخت کمک بگیر.هیچ چیز خوبی توی مادر فولادزره بودن نیست.

-کارهایی که بابا انجام میده اسمش کمک نیست!
انجام وظیفه ومسئولیت پذیریه.
پسر باید اجازه بدی بابا از همون بچگی مسئولیت های خودشو حتی اگه به خوبی توی انجام نمیده انجام بده!چون بعد یه مدت تو میمونی و فرسودگی ورابطه ای که دیگه قشنگ نیست!

-برای خودت کم کم با بزرگ شدن بچه هویت های دیگه ای بساز!
تفریح و علاقه و درس یا کارایی انجام بده که جدایی از هویت مادری باشه تا وقتی بچه بزرگ شد،همه معنای زندگیت بچه نباشه و دچار سندرم "آشیانه خالی" نشی!

-موقع مریضی بچه استرس نگیر!
همه زندگی و برنامه ها بهم میریزی؟اشکال نداره زندگی بچه داری همینه!
فقط سعی کن خوب از خودت مراقبت کنی تا مریض نشی چون اونجوری خیلی سخت میگذره.

-برای کارهای روزمره معنا پیدا کن تا کسل کننده نباشه و درگیر افسردگی و بیهودگی نشی!
تمام غذا درست کردن ها،به بچه رسیدن ها و انجام کارهای خونه همشون کارای مهم و معنا داری ان.تو داری یه انسان دیگه رو پرورش میدی.
این خیلی بزرگه؟


حالا شما یک مامان به مامان بگین؟
چیزی که دوس داری بقیه مامان ها هم بدونن؟
مامان آرش مامان آرش ۱ سالگی
دل مامانا واسه از شیر گرفتن بچه‌ها خیلی شوره، ولی بدون استرس بشه!

خب اول از همه، هیچکس نمی‌تونه بهت بگه چه ساعتی باید بچه‌ات رو از شیر بگیری. این فقط بین تو و بچه‌ته. ولی اگه می‌خوای بدون بهترین زمان کیه، بذار تجربی بگم:

همون ۲ سالگی که خیلیا می‌گن عالیه، ولی اگه بچه‌ات تا ۳ یا ۴ سالگی هم شیر بخوره، اصلاً عیبی نداره. من خودم دیدم بچه‌هایی که خودشون تو ۳ سالگی یهو گفتن "نه مامان، دیگه نمی‌خوام" و شیر رو ول کردن، بدون ذره‌ای گریه و دعوا. پس عجله نکن.

حالا بریم سراغ راهکارهای تجربی که تو خونه‌ها جواب داده:

۱. یکی یکی کمش کن: نگو از فردا صبح هیچی! برو سراغ شیر ظهر یا عصر. مثلاً بجای ۵ بار، برسون به ۴ بار. هر ۳-۴ روز یه وعده رو کم کن. اینطوری سینه‌ات هم درد نمی‌گیره و بچه هم شوکه نمیشه.

۲. وقت شیر رو کوتاه کن: اگه بچه‌ات ۱۰ دقیقه می‌خوره، کمش کن به ۷ دقیقه، بعد ۵ دقیقه. کمکم خسته میشه و خودش ول میکنه.

۳. حواسش رو پرت کن: وقتی می‌دونی وقت شیره، یه کتاب جدید جلوش بذار، ببرش پارک، یا یه بازی جدید شروع کن. اگه یادش رفت که دیگه عالیه، اگه اصرار کرد بهش بده تا آروم شه.

۴. جای شیر رو پر کن: مخصوصاً شب‌ها. اگه عادت داره با شیر بخوابه، شب یه لیوان شیر گرم یا ماست یا حتی بغل کردن محکم و آهنگ آروم رو جایگزینش کن. اولش یه کم به هم می‌ریزه ولی بعد از یه هفته عادت میکنه.

۵. با بچه حرف بزن: آروم و آنیل دیگه کوچولو نیستن. بهشون بگو "شیر مامان داره تموم میشه، ولی مامان همیشه بغلت میکنه و دوستت داره". بعضی بچه‌ها با شنیدن این جمله خودشون کنار میان.

یه نکته طلایی که هیچکس نمیگه:
اگه بچه مریضه، دندون درمیاره، یا یه تغییر بزرگ تو زندگیش مثل رفتن به مهد داره، شروع نکن.
مامان 🧸𝒩𝑜𝓎𝒶𝓃🧸 مامان 🧸𝒩𝑜𝓎𝒶𝓃🧸 ۲ سالگی
مادر قشنگ اگه درکت نمیکنن، این متن رو براش بخون یا بفرست
اگر خوب بود لایک کن تا بقیه هم ببینن🎀

رفتی آخر هفته رو با دوستانت بگذرونی…

من با بچه‌ها تنها موندم، و منطقی‌اش اینه که کار من دو برابر بشه.
ولی راستش رو بخوای، انگار همه چیز آسون‌تره وقتی تو نیستی.

وقتی این‌جایی، نمی‌دونم روزم چطور پیش می‌ره.
باید منتظر بمونم باهات چک کنم، یا امیدوار باشم خودت متوجه کاری بشی.

وقتی نیستی، همه چیز مشخصه.
نه نیازی به چونه‌زدنه، نه ناامیدی از کمک‌نکردنت.
نه باید منتظر بمونم ببینم کاری رو انجام می‌دی یا فقط از کنارش رد می‌شی.

نیازی نیست کسی بگه: «فقط بگو چی کار کنم»، که خودش یه بار اضافه‌ست روی دوشم.
نیازی نیست وسایلی رو که گذاشتی این‌ور اون‌ور جمع کنم، چون دیگه انرژی ندارم دوباره ازت بخوام جمعشون کنی.

دیگه لازم نیست چیزی رو برای بار پنجم توضیح بدم و امیدوار باشم این‌بار متوجه شی.
دیگه مجبور نیستم شاکی و بی‌صدا کارهای عقب‌افتاده رو جبران کنم.

وقتی فقط خودمم، حداقل می‌دونم قراره چی بشه.
آره، همه بار رو خودم می‌کشم، ولی دیگه بار ناامیدی رو هم دوشم نیست.

وقتی نیستی، انرژی خونه فرق می‌کنه.
نه دعوا سر کار انجام‌نشده داریم، نه شرمندگی بابت لحظه‌هایی که از شدت خستگی می‌زنم بیرون.

نیازی نیست ناراحتی‌هامو ملایم کنم.
یا وانمود کنم «خوبم».
یا حال همه رو تو خونه مدیریت کنم، وقتی دارم همه چیز رو رو دوشم می‌کشم.

لازم نیست بزنم که چقدر می‌تونم خسته باشم.
یا ثابت کنم یه کاری چرا باید انجام بشه.
یا بابت کمک خواستن احساس گناه کنم.

من نمی‌خوام تو رو مدیریت کنم.
می‌خوام بهت تکیه کنم.
و این دوتا خیلی فرق دارن.

ادامه 👇👇👇