۱۴ پاسخ

اتاق خصوصی داشتم هم از اتاق عمل آوردنم دخترمو آوردن جام ازم می‌ترسید جیغ میزد از مامانم میترسم چون سرم اینا بهم وصل بود داداشمم ک آوردن بچم شوک شد ب اینکه بهش توضیح داده بود نشون داده بودم. میگف ن این کوچیکه این داداش من نیست 🤣

منم موقع زایمانم دلم جا دخترم بودم انقد بغض داشتم تموم فکرم جا دخترم بود دوسال 10 ماهشه بچه دوم دنیا اومد

بعد زایمانتم دورتر میشی

اره بخدا منم همش بفکر پسرمم با اینکه بزرگ شده ولی دلم پیشش میمونه 😞

پسرمن بااینکه ده سالشه دلم براش تنگ میشه فکرشومیکنم اونم خیلی بهم وابستس بیشتر بمن تاپدرش.میدونم دلش میگیره

منم فکرم اینه.بچم دست کی بدم.از من دور نمیشه. حتی پیش باباش تنها نمیمونه.بزرگترین غصم دخترمه. ینی نمیتونمم تنهاش بزارم.همش غصم میشه چجوری بزارمش پیش کی اخه.حتی بزارمش پیش بچهای خالش بازی هم کنه نهایت دوساعت بعدش دنبالم میگرده

منم نگران اینم

وایی واقعا من اینارو میشنوم از بچه دوم آوردن میترسم خدا قوت

آخخخ منم 🥺اصلا دلم نمیاد بخصوص شب ک بیمارستان باید بمونم دوس دارم پسرمم با خودم ببرم

دقیقا منم از الان ب فکرشم گناه داره ۷ سالشه ولی باید پیش خودم بخوابه هر شب میگه مامانی بیا بخوابونم نمیدونم چیکار کنم واقعا

چندسالشه بچه اولت؟ دختر یا پسر؟ پیش کی قراره بمونه؟

وااای دقیقا
منم الان ب شوهرم میگم پسرمونو به کی بدم نگه داره
هرچند دوتا خاله داره با دوتا عمه که رو چشاشون نگه میدارنش ولی بازم دلم میگیره

فردا که منظور همین امروزه ،برام دعا کنید سزارین خوب و راحتی داشته باشم 🙏

منم دقیقا دغدغم همینه
بیشتر از خودم نگران دخترمم که ۴سالشه😭

سوال های مرتبط

مامان آرســـــام مامان آرســـــام ۹ ماهگی
مامان معجزه خدا مامان معجزه خدا ۱۲ ماهگی
مامان نفس💕 مامان نفس💕 روزهای ابتدایی تولد