۱۵ پاسخ

بنطرم یکم حق داره ولی بیرون از خونه ماعی یبار اسکال نداره رفت و امد زیاد با دوست مشکل سازه

من با نظر شوهرت موافقم دوست را راه نده تو زندگیت فقط با حفظ حریم های خصوصی زندگیت ی گاهی برو بیرون باهاشون

بی اعتمادیش خیلی بی راه نیست
تا حدودی حق داره
همسر منم اوایل ازدواج همینطور بود..مثلا میگفتم دوستم دعوتم کرده همه هستن ناراحت میشه نرم بازم می‌گفت نه که نه
بیرون برم نه 😅 منم مخالفتی نداشتم همه جا با خودش میرفتم
تاااا اینکه دوستمو چند باری دید خانواده ش رو شناخت دید واقعا بی خطره 😅
الان حساسیتش نمی‌گم کامل از بین رفته ولی خیلی کم شده

عزیزم اگه بحث اعتماد بود که اصلا نمی‌ذاشت خودتم تنهایی بری بیرون
بنده خدا بیراهم نمیگه
عزیزم زندگیتو بچسب دوستم درحد همون دوست بمونه بهتر

خودت برو با هیشکی صمیمی نشو ادم چوبشو میخوره

موافقم باهاشون

دقیقا شوهر منم همینه خیلی دوست دارم حداقل با بعضی دوستام که بچه همسن پسر من دارن گهگداری رفت وآمد کنم اون نمیذاره

دوستای ما بخشی از زندگی ما هستن .خب نباشن آدم با کی درد دل کنه بگه بخنده وقت بگذرونه همش ک نمیشه با خانواده ها بود. شوهرت خودشم هیچ دوستی نداره یعنی؟

ببین شوهرت درست میگه فقط تنها کاری که می‌کنی حساسش نکن که بدتر میشه گاهی وقتا خودت تو خلوتتون خودت بگو من خودمم اصلا دوست ندارم با دوست رفت اومد کنم یا حتی صمیمی بشم چون می‌دونم اینجوری میشه اونجوری میشه این حرفا یه چند بار این حرفا رو چند وقت بزن حساسیتشو بیار پایین بعد کم کم بگو تاکید میکنم بعد چند وقت بگو چون شخصیت بچه از بچگی تشکیل میشه باید در حد سلام احوال پرسی یا ارتباط گرفتن با یکی دوست باشم ن بیاد تو خونه و صمیمی بشیمو اینا فقط در حد اینکه یاد بگیره فردا روز می‌ره مدرسه از دوستاش کناره نگیره و بتونه ارتباط بگیره باز دیگه رگ‌خوابشو میدونی اینجوری حرفا بزن شاید درست بشه اخلاقش

شوهر منم متنفر فک مبکنه با کسی دوست بشم میخواد بمن یاد بده ک چ جوری زندگی کنم😂
دگ بزور با یکی از همسایه ها گذاشت اونم من انقد غر زدم

حالا من خودم درونگرا هستم و با دوستامم در حد گاهی پیام دادن در ارتباطم ، البته قبل از ازدواج زنگ میزدیم حرف میزدیم ولی الان خیلی کم ، شوهرم میگه تو چرا با همسایه های آپارتمان ارتباط نمیگیری بری بیای شمارشونو بگیری باهاشون دوست بشی ولی من تو اخلاقم نیست و دوس ندارم، فقط در حد سلام علیکم باهاشون با اینکه تو سن و سال خودم هستن

وقتی ب یک کاری اصرار میکنی بدتر لج میکنن

موافقم باهاشون

منم اصلا با دوستام ارتباط ندارم خب مگه چیه ینی توخوپت دوسداری با دوستات بری و بیایی تو ای روزگار؟

هر مردی یه اخلاق بدی داره عزیزم
من شوهرم با دوست اصلا مخالف نیس اتفاقا لهم میگه با دوستات برو و بیا حالت خوب بشه
ولی خب خواهر میگم هر مردی یه اخلاقی داره دیگه باید باهاشون کنار آمد

سوال های مرتبط

مامان نرگس مامان نرگس ۶ سالگی
سلام..مامانا ممنون میشم راهنمایی کنید.. من شوهرم از اول هم موافق بچه نبود و با اصرار من بچه دار شدیم.تا وقتی نوزاد هم بود خوب بودن..ولی از ۴ سالگی تقریبا که دخترم دیگه فهمیده تر شد همش با شوهرم دعوا دارن و لجبازی میکنن.. کلا دخترم تازگیا مخصوصا دیگه اخلاقش کلا عوض شده و من دلیلش رو ۸۰ درصد شوهرم میدونم..شوهرم هرجور دوست داره باهاش حرف میزنه..بعد دخترم هم یاد گرفته همونجور باهاش حرف میزنه..حتی به شوهرم فحش هم میده.. قشنگ روشون بهم باز شده..به جز اون اصلا دیگه ادم حسابمون نمیکنه..حرفمون رو گوش نمیده..لجبازی میکنه... هم گاهی میزمنتش..هم کل کل میکنن باهم..خلاصه من تا حالا تو اطرافیان خودم ندیدم پدر با دخترش اینطوری کنه.. اصلااا صبور نیس.. مثلا دخترم کار اشتباهی میکنه مثلا میگم شکلات میخوره میگه بخور تا دندونت خراب شه.. اکثر کارهای منفیش رو اینطوری بهش تذکر میده.. جلو جمع همش بهش تذکر میده..خلاصه من دیگه دیوونه میشم تو خونه از دستشون..واقعا هم مربض شدم از دستشون..اعصابم رو خرد میکنن..فک کن تو خونه دو نفر مدام باهم کل کل کنن و دعوا کنن و بجنگن باهم..هرچی هم با شوهرم صحبت میکنم اصلا انگار نه انگار..جوری شده که دخترم از یکی دوتا مردهای فامیل که دخترم رو دوست دارن گدایی محبت میکنه.. هرچی به شوهرم میگم پس فردا خدایی نکرده باید بزنی تو سر خودت انگار نه انگار..به نظرتون چکار کنم؟؟ چندبار مشاوره هم رفتم ولی اثر نداشته..البته خودم هم گاهی دعوا میکنم با دخترم ولی شوهرم بدتر از منه..دلم میسوزه برای دختزم...از یه دختر خوب و اروم تبدیل شده به یه دختر حرف گوش نکن و عصبی و پرخاشگر
واکسن
پوشک
آنومالی