سلام سلام شبتون بخیر دوستان.
من الان چند روزه درگیر از شیر گرفتن عمادم،بچم خیلی داره اذیت میشه و بشدت مقاومت میکنه، یبار چسب زخم زدم گول نخورد، چسبو کندو شیرشو خورد دوباره چسبو زد روش😐یبار رب مالیدم تا چندین ساعت اصلا لب نزدو میترسید، هی میگفت اوخ بوسش میکرد، ولی اخر شبا گریه میکردو شیر میخواست میگفت برو بشور بعد بده من بخورم، یبار رژ قرمز زدم اونم جواب داد ولی باز اخر شب موقع خواب میگفت بشور، امروز صبر زرد گرفتم ک اصلا تلخ نبود نمیدونم من اشتباه درست کردم یا چی؟ قهوه زدم ک تلخ بود اولش بدش اومد ولی باز میخورد،الانم باز رژ قرمز زدمو سس، پنبه هم گذاشتم فکر میکنه زخم شده،هی تند تند بوسش میکنه میگه اوخ، بعد چند دقیقه بعدش میگه بشور.اما من همچنان دارم مقاومت میکنم😂الان یه ذره شیرپاستوریزه خوردم یکمم شیرکاکائو، چندتا دونم پفیلا،باز بهونه ی سینمو میگیره،براش توضیح دادم گفتم تو انقدر میمی مامانو خوردی زخم شده خون اومده میسوزه دگ نمیتونی بخوری، هی میگفت بشورش 😂هیچی دگ الان کنارش دراز کشیدم پستونکشم دهنشه دستشو انداخته دور گردنم داره میخوابه ولی هنوز نخوابیده، دعا کنید جواب بده، اگه نصف شب بیدار شد چیکار کنم؟ تجربیاتتونو درمورد از شیر گرفتن بهم بگید تروخدا، شما چ جوری از شیر گرفتید؟ چی زدید ک دیگه بچه هاتون شیر نخوردن؟
#فرزندپروی
#از شیر گرفتن
#مادر، فرزندی

تصویر
۴ پاسخ

من صبر زرد گرفتم پودر نبود قطره بود زدم خورد خیلی تلخ بود ها همینطوری خورد کلپوره زدم خورد چسب ردم کند اخر سس قذمز تند زدم دیگه نخورد و چند شبه اذیت میکنه ولی ساکتش میکنم هرجور شده

هیچی عزیزم بیدار شد بغلت کن دورش بده یا روی پات بذار بخابه یه شیشه اب کن بهش بده بگو اوف شده چند شب اذیت مبکنن ولی کم کم عادت میشه اصلا کوتاه نیا که دیگه نمبتونی بگیری

انشالله موفق بشی عزیزم 🤲🤲😘

سلام فداتشم عزیزم خوبی
منم صبر زرد نوک سینم دورشم رژ زدم
یکم سینه رو با شیر خیس کن اون پودر بریز رو سینت خیلی تلخه وقتیم میریزی حالت رنگ سیاه داره سارا یه بار زبون زد
تقریبایه ماهه گرفتم هنوزم گاهی میگه بعد میگم نداریم خودشم میگه تخ شده
البته سارا دورش شلوغ بود گرفتم همه حواسشون بود تنهایی خیلی سخته
من شب اول سارا رو بردم تو ماشین تا خوابید فکرکن از صبح تا ساعت ۱ نصف شب نخوابید تا بردمش ماشین گفت مم دوباره نشونش دادم تو بغلم خوابید

سوال های مرتبط

مامان آریو❤ مامان آریو❤ ۲ سالگی
از شیر گرفتن زندگی مامان💞

تقریبا ۱ماهه که آریو رو از شیر گرفتم❣

خوشگل مامان خیلی وابسته بود🥲

این آخریا هر نیم ساعت درخواست شیر می‌کرد 🥺 واقعا دیگه کلافه شده بودم

یهو ۹ فروردین تلخک زدم و ماژیک قرمز و بهش گفتم اوخ شده🤕

اولش گریه کرد و گیر داد بخوره ولی وقتی دید تلخ نخورد😥

۳روز اول هی میومد چک می‌کرد که ببینه خوب شده یا نه و دوباره بیخیال می‌شد

میگن شب سوم توی خواب به بچه شیر بدید تا هم سینه ها خالی بشن و هم بچه حسرت به دل نمونه😥

ولی میخوام بهتون بگم شب سوم من حسرت به دل بودم😭😭😭

دلم میخواست بهش شیر بدم، از عمق وجودم اون شب گریه کردم و جریان از شیر گرفتن برای من خیلی سخت تر گذشت😔😔

نفس مامان، برای خواب میگفت دستش رو بذاره روی ممه و بخوابه و خدا روشکر
دیگه خوابش مستقل شده و معمولا خودش میخوابه

شب ها زیاد بیدار می‌شد ولی الان اصلا بیدار نمیشه مگه تشنه باشه یا دندونش اذیتش کنه🥲🥲

اگه هنوز کوچولوهاتون رو از شیر نگرفتین، تا میتونین بهش شیر بدین🥺🥺 بعدش دلتون میخواد بهش شیر بدین😓😓😓

زندگی مامان خیلی خوب با این چالش کنار اومد و تموم شد 🥰🥰🥰
مامان محمد علی مامان محمد علی ۲ سالگی
تجربه از شیر گرفتن پسرم
پسر من آخر این هفته دوسالش میشه و من میخواستم تا اخر دوسالگی بهش شیر بدم ولی چون چند روز بعدش وقت پریود شدنم بود نخواستم تداخل پیدا کنن بخاطر همون یه هفته زودتر از شیر گرفتمش
چهارشنبه صبح از خواب بیدار شد دیگه بهش شیر ندادم از دارخونه تلخک گرفتیم زدم یبار که اومد سمتش خورد حالت تهوع گرفت بعدش دو سه بار دیگه اومد بو کرد بوش حالشو بهم میزد دیگه سمتش نیومد هی گفتم اوفو شده.تلخک مزه و بویی خیلی زننده ای داره.دیگه از بعدازظهرش سینه هام شروع کردن به پر شدن پسرمم هی بهونه میگرفت از عصر بردیمش پیاده گردوندیمش تا شب که بلکه خسته شه بخوابه خودمم سینه هام بشدت پر شده بودن ولی دردش آنچنانی نبود شب موقع خواب بزور خوابوندمش حدودا یه ساعت خوابید دوباره بیدار شد گریه کرد هی بهونه میگرفت تو فلش برنامه کودک یوز و پسر دلفینیو زدیم تا صبح هی اونو نگا میکرد صبح ساعت حدودا ۷ اینا خوابید تا ۱۱ ک بیدار شد باز هی بهونه میگرفت دوباره با همسرم از عصر بردیمش تا شب پیاده گشتیم شب که خوابوندمش باز بعد یه ساعت دیگه بیدار شد برداشتم بردمش هال گذاشتمش رو پام دیگه زمین نذاشتمش چند ساعت هر سری که بیدار میشد بهش آب میدادم سری میذاشتم روپام تکونش میدادم اینجوری شد که عادت کرد به آب خوردن چون به شدت به شیر شب وابسته بود من فکر میکردم خیلی سختر از این باشه خودمم برا درد سینه هام دوبار استامینوفن خوردم کلا دوروز یکم درد داره بعدش دردش کم کم از بین میره برا من الان خیلی بهتر شده
و اینکه اشتهایی پسرم بشدت زیاد شده ولی خداروشکر الان بعد از شیر گرفتن صبحا که بیدارمیشه خودش درخواست خوردنی میده
و اینکه اصلا یبوست نشد چون هی بهش آب میدم
سوالی داشتین در خدمتم