۱۲ پاسخ

دو روز نبر بزار هر چقد دوست داشت گریه کنه یادش میره

ببین بچه باید از الان یاد بگیره قانون رو بگو روزی یه بار اونم یه دونه پسر من ببرمش میدونه فقط و فقط یکیه حتی آدامس برداره یکی

چهار بار که گریه کرد دید ب جایی نمیرسه دیگه تموم میشه...قبل اینکه ببریش بهش بگو میریم مثلا دوتا خوراکی فقط میتونی بخری بعد میایم خونه امروز فقط همیناس دیگه نمیتونیم بخریم
بعدشم رو حرفتون بمونید هرچی گریه کنه

باید گریه شو تحمل کنی بگو برو یه گوشه گریه هات تموم شد بعد بیا پیشم🤣

بنظرمن یه مقدار خوراکی سالم بخر مثل مغز تخمه و آجیل و کراکر و میوه خشک و خلاصه هرچیز دیگه که خودت فکر میکنی مفیدتره نسبت به خوراکی های سوپرمارکتی بخر شب که خوابید بشین داخل یه پلاستیک های کوچیک طرح دار هست که چسب دارن و قیمتی هم ندارن(اگه پیدا کردی ازشون) اگرم نه که توی پلاستیک های کوچیک ساده بسته بندی کن هروقت بهونه گرفت یه دونه بهش بده هم اون عادت خوراکی های مضر از سرش می افته و به اینا عادت میکنه هم اینکه نیازی نیست ببریش بیرون دیگه

واااای ما هم این داستان داریم،دیگه نمیبریم یا قبلش باهم صحبت می‌کنیم فقط یه وسیله،چون یه مدت هم نبردیم متوجه شده واقعا خبری از خوراکی نیست

بذار گریه کنه دو سه بار که گریه کرد و خواستش براورده نشد متوجه میشه
اخه این خوراکیا همشون قندمصنوعی دارن و همین باعث کوتاه موندن قد میشه و جلو رشدشون رو میگیره

باهاش صحبت کن بگو اجازه داری روزی یبار از مغازه خرید کنی
بهش بگو‌بسته اس تا بعداز ظهر

من شوهرم خرید میکنه خوراکی هم همشو یه جا نمیدم یه پیاله پر میکنم میدم از اول اینطوری کردم یاد گرفته

عادتش دادی
بذارگریه کنه چن باربهش بگو نیست بعد دیگه نمیگه
پسرمنم یه مدت عادت کرد به گوشی اصلا نمی‌داد یه روز ندادم بهش خیلی گریه کرد تایه ساعت منم اصلا سمتش نمی‌رفتم بهش گفتم باهات قهرم دیدم
اومد گفت مامان دیگه گوشی نمیخوام آشتی آشتی منم باهاش آشتی کردم دیگه اصلا گوشی ازم نگرفت

باید تحمل کنی چند وقت نبری

تنها‌راهش اینه که یه مدت نبری مغازه یه دیقه گریه میکنه آروم میشه یک هفته نبری عادت میکنه دیگع

سوال های مرتبط

مامان رادمهر مامان رادمهر ۲ سالگی
خانوما پسرم خییییلی ب مامانم وابسته شده فقط مامانمو میخواد خونمون اصلا نمی مونه
الان ۳ روز بود مسافرت بودیم اصلا نذاشت مامانم ببینه چیکارمیکنه موقع غذا موقع خواب هررررموقع فقط چسبیده بود ب مامانم خیلی اذیتش کردمنم سر اون همش دعواش کردم بیچاره مامانم ساعت ۵ شب میخوابیدفقط چسبیده بود ب اون خیلی اذیتش میکنه ازخونه اونامیایم انقدررررگریه میکنه
خیلی لجباز شده همشم دعواش میکنم به قرآن اعصابم نمی‌کشه دیگه میزنمش ازحرصم
خونه خودمونم میایم اصلا بااسباب بازی بازی نمیکنه فقط میگه مامان مامان یاهم ک گریه میکنه بریم خونه مامان جون روانی شدم دیگه شوهرمم تا۱۲ شب سرکاره
خونمون مرکزشهره ی سره میبرمش بیرون شهربازی هرچی هم بخوادبراش میخرم
مامانمو دیدنی ازمن متنفرمیشه گریه میکنه میگه مامان نیادبره خونشون
بخدااصلا آدمی نبودم حتی سر بچه داد بزنم الان هم دادمیزنم هم میزنمش خیلی عصبی شدم
این بچه یک دقیقه باخودش بازی نمیکنه اصلا

دعواش میکنم مامانمم ناراحت میشه
موندم چ غلطی کنم
#فرزند پروری# پوشک# شیرخشک# آنومالی