رفتم برای دخترم اسباب‌بازی ببینم چند روزه دیگه تولدشه همون پارک شادی که تاپیکهای قبلم بود زده بود نهصد و پنجاه! من حتی برای روز دختر هم چیزی براش، نخریدم بخاطر جنک از هر دوتا کارش، بیرون شد سرکارم میرفت تمام زورمون میرفت واسه قسط
عید رفته بودیم مهمونی همه اطرافیانمون بچه هاشون اتاق دارن دخترم خیلی مودبه بچم رفت اتاق یکیشون چنان سر بچم داد زد برو بیرون وسایلای منو میشکنی بچم فقط گفت من باادبم اومد بیرون دیدم دلش شکست وقتی هم اومد خونه گفت شما برای من اسباب بازی نمیخرین شما برای من تو خونه، خونه نمیسازین
الان یجوری بخاطر اسباب بازی گریم گرفت
فقط قضاوتم نکنین تو که پول نداشتی چرا اوردی چون تمام بدبختی های ما از دو ماهگی دخترم شروع شد بد بیاری پشت بد بیاری بمیرم برای بچم تو این سن هم باید درد بی پولی بکشه هم درد تنهایی هم درد بیماری 💔💔💔💔 خیلی حالم گرفته س دلم میخاست برم تو بغل یکی فقط، گریه کنم

۱۹ پاسخ

خدا باعث و بانیشو لعنت کنه

بگردم. تقصیر شما نیس. تقصیر اون نامردای بی کفایتی هست ک زندگی رو برا هممون سخت کردن. عزیزم لطفا اگه خونتون اتاق داره یه اتاق اختصاص بده برا بچه اگه نه یه گوشه از خونه رو. برچسب بخر ارزون هست با هم بزنید رو دیوار. اسباب‌بازی ارزون هم هست کیفیتش کمه یا پلاستیکی هست از اونا بخر. بچه ها کمال‌گرا یا سختگیر نیستن با همین چیزا خوشحال میشن

عزیزم کدوم شهرمیشینین

ایشالله روزای خوبم میرسه مطمن باش

تولدو دیرتر بگیر امیدوارم زودتر همسرت کار پیدا کنه

عزیزه دلم قربون دله دخترت برم من 🥺
دخترتوبیار خونه ما با دخترم برن تواتاق انقد بازی کنن بزن بشکونن خراب کنن عشق کنن
بی تعارف میگم ❤

ای خدا چ دختری ایشالا خدا بهترینا رو براش میسازه
اسباب بازی قیمت مناسب هم هست تو گوگل بگرد مورد علاقشو پیدا کن بیرون بگیر

گلم کی قضاوت کنه بیجا میکنه هرک قضاوت کنه زندگی کلا بالا پایین داره
اگه ناراحت نمیشی من اسباب بازی براش بفرستم

درامدتون چقدره

عزیزم امیدوارم خدا ب دل خودتون و دختر قشنگتون نگاه ویژه کنه.آگهی های دیوار رو نگاه کنید زیاد دیدم کسایی ک بچه هاشون بزرگ شدن اسباب بازی هاشو اهدا میکنن یا با قیمت خیلی کم میفروشن

الهی بمیرم برای دل هردوتون عزیزم😭😭😭 اگه میتونی یه شماره کارت بده من برای هدیه تولدش یه مبلغ ناچیزی واریز کنم براش هرچی دوست داره از طرف سورنا بخری

خدا باعث بانی این وضع لعنت کنه بجا پیشرفت هرروز پسرفت داریم

من برا ادب دخارت مردم

یسری خونه سازی هست از اونا بخر هم سرگرم میشه هم قیمتش مناسبتره

تصویر

ببین اون پارک شادی فکر نکن چیز خاصی هستا دو بار بازی میکنه میذاره کنار به نظر من یه کتاب یا یه یازی فکری یا پاپیت بخری با یه کیک کوچیک و وند تا بادکنک خودش یه تولد عالی میشه واسش

دستت باز شد یه چادر بچگونه هارو براش بخر که بره توش بازی کنه مشغول باشه مسافرتیا .
عیب نداره شرایط همیشه یه جور نمیمونه میچرخه یه روز بالا یه روز پایین باغصه و ناامیدی کاری پیش نمیره ک عزیزم این روزامیگذره

کاملا درکت میکنم

اشکال نداره عزیزم یکی یکی واسش بخر واسش توضیح بده با خوبی خوشحالی بگو ماهم اتاق خوشگل واست درست میکنیم ولی یواش یواش نباید ناراحت بشی

بمیرم براش😢😢

سوال های مرتبط

مامان حنا🤍✨ مامان حنا🤍✨ ۴ سالگی
دیروز از جایی برمیگشتم همراه دخترم اونجا یه مغازه اسباب فروشی دید کلیییی جیغ و گریه اسباب بازی بخرم بعد منم گفتم دخترم الان وقتش نیست دیگه کلیییی جیغغغغ و اشک و گریه ..منم نمیخواستم با گریه تسلیم بشم و براش بخرم هرچند اطارفمون نگاه میکردن منم چند قدمی دور شدم گفتم بیا ولی از جاش تکون نخورد از دور یه اقایی اومد گفت چیشدهههههه یه خانمی هم گفت مامانش ولش کرده دیگه منم با عصبانیتتت شدیدد خودمو کنترل کردم و دستشو گرفتم و رفتم تو اسباب بازی فروشی همه هم نگاهههههه .. هیچی دیه یه اسباب بازی خرید و اونایی هم که نگاه میکردن به دخترم میگفتن مبارکهههه مبارکهههه منم عصبی بودم خودمو کنترل کردم بیام خونه دعواش کنم اینقد تو راه ذوق کرد اومدم خونه اون عصبانیتم پرید فقط گفتم برای چیزی جیغ و دعوا راه نینداز و نمیدونم اینجور مواقع چیکار کنم؟اصن رفتارای دخترم طبیعیه توی این سن؟؟؟ من تو بازار بعضیا رو دیدم که بچه شونو کتک میزدن یا میکشن دلمممم اصن نمیخواد به اونجاها بکشه چون دخترم کوتاه نمیومد البته خواهی وقتا هم شده مثلا میرفتم سوپرمارکت میگفتم امروز خوراکی چیزی نمیخریم یا بعضی وقتا میگم فقط یدونه اونم موافقت میکرد اما دیروز خیلی اونلحظه بد بود برام پاهام بی حس شدن چندثانیه
مامان دو عشق مامان دو عشق ۴ سالگی
بچه ها اگه دوس ندارین نخونین من کسی رو ندارم دردو ول کنم اینجا مینویسم اما مختصر مینویسم دلم اونقد پره ولی دیگه صبرم لبریز شده فقط اینو بگم کاش جز خودم که بدبخت شدم این دوتا طفل معصوم رو بدبخت نمیکردم مادرش بمیره دخترم یه شلوار درس حسابی نداشت توی خونه میگف مامان خجالت میکشم برم پیش دوستام بازی کنم برای همین شلوار بیرونی می‌پوشید چندروز پاهاش عرق سوز شد کمرو روی نافش زخم شد اینم بگم لباس های پسرمو بیشترشو دخترخالم که پسرش از پسرم بزرگتر اون میده برای همین از اون کمی ریختم از لحاظ لباس
اما طفلی دخترم انقد رویاهای قشنگی داره دختره دیگه
اما امروز شوهرم زور کردم رفتم برای دخترم دوتا شلوار ویکی هم برای پسرم خریدم از اتاق پرو آمدم بیرون دیدم آقا (شوخر) برای خودش سه تا زیر لباسی خریده یه کلمه نگفت توهم اگه چیزی میخوای بردار انگار وجود نداشتم توی این گرما یه لباس خنک ندارم بعدش که اومدیم من گله کردم یه دعوایی راه انداخته که چخبره اینقد خرج میکنم منم زیاد گفتم ولی یکیش این بود گفتم وقتی برای من خرج نمیکنی و خودتو زدی به ..‌‌ باید برای بچم بخری
دوستای گلم یعنی بچه هام که به این سن رسیدن سر هر سری لباس ودکتر بردنشون من حرف شنیدم یه روزی میام کامل براتون میگم چیا کشیدم ببخشید دلم گرفته بود گفتم باشما حرف بزنم
مامان پرهام مامان پرهام ۵ سالگی
سلام، مامانا امشب یه اتفاق بدی افتاد گفتم تجربم بگم که برای شما هم پیش نیاد.
امروز پرهام که بیدار شد دیدم آبریزش و عطسه داره، همیشه اینجوری میشه بهش پلارژین میدم اگر ویروسی نباشه زود خوب میشه، دیگه زنگ زدم همسرم خرید و ظهر بهش یه قاشق دادم، عصر صدام کرد گفت مامان مه مه هام میخاره میخارونم درد میگیره. لباسش دادم بالا دیدم تمام تنش کهیر بزرگ بزرگ زده و ملتهب شده، سریع زنگ زدم همسرم اومد بردیم دکتر، گفت حساسیت به خوراکیه ببین چی خورده. گفتم چیز جدید نخورده یهو یادم افتاد گفتم فقط پلارژین دادم امروز که اونم همیشه میخوره. گفت ممکنه بعد یه سنی بدنش به دارویی که همیشه میخورده حساس بشه. گفتم پس ندم بهش، اون دکتر احمق هم گفت مشکل نداره بده
یه شربت هیدروکسی زین هم فقط نوشت براش. اومدیم خونه، اشتباه کردیم به. حرف دکتر اعتماد کردیم دوباره پلارژین یه قاشق دادم، واااای یهو سر ۵ دقیقه تمام بدنش و صورتش باد کرد، چشماش، دهنش، بچم خیلی بد شد، اذیت میشد گریه و گریه، دیگه همسرم بردش حموم بازی بازی دو ساعتی تو وانش گذاشت با آب ولرم و بازی کردن، درومد هم خودم پماد کالامین زدم که برای التهاب و خارش، خداروشکر خیلیییی کشید و بهتر شد، ولی چشمش و دهنش چون نمیشه بزنم همینجوری باد داره فعلا😔😔
گفتم بدونین هیچ وقت سرخود دارو ندین حتی با اینکه قبلا خورده باشن، ایشالله زودتر بکشه خوب شه پسر منم. دکتر نکرد یه پماد بده، کالامین همیشه خودم برای حشره میزنم براش،. اون زدم یهو همش کشید
مامان آریا مامان آریا ۴ سالگی
فرزندپروری شیرخشک نوزاد کولیک پوشک دارو پستونک شیشه شیر
برو اکسپلور برو فرندپروری برو ویترین اوووف
مامانا من هر وقت میرم خونه پدر شوهرم باید مراقب باشم! چون پدر شوهرم میگه بچه ها هر چیزی خونه ما خواستن بدین و بخرین و.. فقط من صدای جیغ و گریه شونو نشنوم!با اینکه میدونن من قند و نوشابه و گوشی دیگران رو بهش نمی‌دم یا با کسی در مغازه نمیفرستم تا عادت کنه اما همه این کارت رو میکنم تا خونه خودشون به اصلاح (خوش بگذره و عادت کنن برن بمونن) کلا به جز پسر من دوتا نوه ی دیگه هستن دخترای جاریم که جاریم همیشه رعایت می‌کنه و باج میده تا صداشون درنیاد و پسر منم از دختر عموش یاد گرفته اونجا میریم داد میزنه من گوشی بازی می‌خوام گوشی بقیه رو میگیره امشب هم همینکارو کرد باز پدر شوهرم گوشیشو آورد بده ولی من خیلی بلند و جدی جلو همشون گفتم آریا جلو باباجونتم گوشی بازی نوبتت نیست نمی‌دم شروع کرد به داد و هوار زدن و باز پدر شوهرم رفت تو اتاق دروکوبوند منم بچه رو برداشتم اومدم خونه چون هر چی به شوهرمم میگم لباسشو بیار بریم وایستاده می‌خنده! الان اومدیم خونه عین بچه آدم داره بازی می‌کنه!,
می‌دونم مشکل اصلی اول همون حس پسرمه که انگار مامان تو دیگه اینجا دستت کوتاهه! درصورتی که هیچ جا حتی خونه بابام اینطوری نیس!
از این به بعد هم همین طور کنم یا باز سعی کنم بهش باج بدم؟!,
وقتی هم نمیریم مادر شوهرم هی میگه شما نمی‌خواین خونه ما بمونه و...