دیروز از جایی برمیگشتم همراه دخترم اونجا یه مغازه اسباب فروشی دید کلیییی جیغ و گریه اسباب بازی بخرم بعد منم گفتم دخترم الان وقتش نیست دیگه کلیییی جیغغغغ و اشک و گریه ..منم نمیخواستم با گریه تسلیم بشم و براش بخرم هرچند اطارفمون نگاه میکردن منم چند قدمی دور شدم گفتم بیا ولی از جاش تکون نخورد از دور یه اقایی اومد گفت چیشدهههههه یه خانمی هم گفت مامانش ولش کرده دیگه منم با عصبانیتتت شدیدد خودمو کنترل کردم و دستشو گرفتم و رفتم تو اسباب بازی فروشی همه هم نگاهههههه .. هیچی دیه یه اسباب بازی خرید و اونایی هم که نگاه میکردن به دخترم میگفتن مبارکهههه مبارکهههه منم عصبی بودم خودمو کنترل کردم بیام خونه دعواش کنم اینقد تو راه ذوق کرد اومدم خونه اون عصبانیتم پرید فقط گفتم برای چیزی جیغ و دعوا راه نینداز و نمیدونم اینجور مواقع چیکار کنم؟اصن رفتارای دخترم طبیعیه توی این سن؟؟؟ من تو بازار بعضیا رو دیدم که بچه شونو کتک میزدن یا میکشن دلمممم اصن نمیخواد به اونجاها بکشه چون دخترم کوتاه نمیومد البته خواهی وقتا هم شده مثلا میرفتم سوپرمارکت میگفتم امروز خوراکی چیزی نمیخریم یا بعضی وقتا میگم فقط یدونه اونم موافقت میکرد اما دیروز خیلی اونلحظه بد بود برام پاهام بی حس شدن چندثانیه

۱۵ پاسخ

اشتباه کردی عزیزم دختر با جیغ دعوا ب خواستش رسید . منم دقیقا تو همین شرایط بودم‌جلو خود مغازه دار و مشتریا دیگه ب پسر گفتم ن وقتی توی خونه اسباب بازی داری دیگه چه احتیاجی هست باز بخریم حرفم ک تموم شد دیگه پسرم هرچقدرن گریه کرد نگاه بهش نکردن بزار مردمم هرچی میخوان بگن و فور کنن من با بچم زندگی میکنم و اذیتیش فرده واسه منه ن بقیه

عزیزم شما حرف مردم یانگاهاشون چرابرات مهمه؟من مربی مهد بودم قبل پسرم یه روانشناس که کتابم نوشته الان اسمش یادم نیست اومده بود مهدمون یه حرف زد همیشه آویزه گوشم کردم گفت اگه نمیتونید جلوی خواسته های غیرمنطقیه بچه هاتون وایسین همون اول میگن یچیزیو بخر سریع برید بخرید اصلا مخالفت نکنید اما وقتی اینکارو نمیکنید دیگه اون بچه خودشو تیکه پاره کرد هرچقد گریه کرد باز نخرید شما بااین کارت به بچت راه نشون دادی که اگه برات نخرم یچیزیو گریه زاری کنی میخرم اینسری که گذشت ولی سریه بعد هرکاری کرد نخر مشکل اینکه مردم ماهم همه ماشالا روانشناسو دایه مهربونتر ازمادر شدن خودشون بچه هاشون یزره گریه کنه جر میدن بچهرو ولی بیرون ببینن یه بچه گریه میکنه همه مهربون میشن

دختر من ۱۲ تا لبوبو داره ولی وقتی میریم مغازه ای ک لبوبو داشته باشه یجوری با حسرت و خواهش میگه ک هر کی اونجا باشه فک میکنه این اصلا نداره در صورتیکه انواع و اقسام در رنگبندی داره واقعا نمیدونم باید چیکارکنم منم

همه بچه ها همینن گلم من دخترم اصلا نمیبرم بازار چون برای ی دونه اسباب بازی راضی نمیشه

بله طبیعیه چون حس ناکامی دارن پسر منم اوایل این کار میکرد حدود دو سه سالگی ولی کامل براش توصیح دادم ما یک روز اسباب بازی داریم تو تقویم اگر چیزی و دوست داری ما میتونیم ازش عکس بگیریم روز اسباب بازی بیاییم بخریمش
الان خودش میدونه میریم بیرون میگع بیا نگاه کنیم چی داره که روز اسباب بازی یکیشو بخریم
اون روز اسباب بازی هم خودتون مشخص کنید دوماه یک بار ماهی یک بار سه ماه یکبار بستگی به شرایطتون داره

بنظرم میگفتی ولش نکردم تو تربیت بقیه دخالت نکنین
و تسلیم نمیشدی
چقدر بدم میاد از کسایی که اینجوری رفتار میکنن
یکی نیست بگه بشماچه

چند وقت رفته بودم مغازه مواد غذایی یک دختر _۷_۸ ساله همراه مامانش بود گفت یک خوراکی میخوام مامانش گفت اینو نه یکهو شروع کرد داد زدن،نه گریه معمولی داد میزد یعنی عجیب مامانش سریع برداشت بهش داد،وای اون لحظه دوست داشتم به مامانه بگم نترس نخر براش حتی اگه ادم ها بد نگاه کنن اخه به نظرم بچه قشنگ فهمیده بود چجوری از مامانه باج بگیره با اینکه دیگه بزرگ هم شده بود.و اینجوری پیش بره نو جوانی کنترلش خیلی سخت میشه .البته دختر شما هنوز کوچیکه گاهی باید کوتاه اومد مثلا رفت داخل مغازه گفت فقط یک دونه حق داری برداری اونم از بین چندتا گزینه انتخابی شما گاهی هم واقعا محکم گفت نه‌

من اینجور مواقع حتی از گریه خودش و بکشه هم ب خرفش گوش نمیدم
حتی اگه بقیه بگن بخر بخر
ب بقیه ربطی نداره آخه
من حتی مامان و بابام چیزی بگن باهاشون برخورد میکنم
الان پسرم فهمیده ک گریه کردن فایده نداره
چیزی میخواد میکه میشه برام بخری؟

دیگران هر چی می‌خوان بگن در مورد تو دیگه اونا رو نمی‌بینی که یا نمی‌شناسنت که

من میرم بیرون باهاش قرار داد میکنم میگم فقط کیک میخرم یا فقط فلان چیز میخرم یا اگه باباش واسش کیک خریده خورده میگم کیک خوردی دیگه نمی‌خرم فردا میخرم

من وقتی میگم نمیخرم اگه خودشو با گریه بکشه هم نمیخرم اصلا هم حرف مردم برام مهم نیست
گرفتاری تربیت بدشو من درآینده باید تحمل کنم اونموقع مردم کجان تازه اونموقع هم قضاوتم خواهند کرد که در بچگی درست تربیت نکردی الان اینطوری شده

دختر منم همینه متاسفانه واسه هرچیزی جیغ و گریه بعضیا میگن اهمیت نده فلان مگه میشه من ی بار همینکارو کردم بخدا کل بازار منو نگاه میکردن و هی ب دخترم میگفتن چیشده نگاهشون تاسف بار بود ینی انقد اعصابم خورد شد دیگه از این ب بعد برم جایی با جیب پر میرم هرچی بخاد میگیرم واقعا حوصله ابرو ریزی رو ندارم کسیم نیس پیشش بزارم و تنها برم مجبورم هرجا میرم ببرمش

واقعا این اخلاق بچه بد دختر منم همین مخصوصا که سوپر مارکت میریم حتما وسیله ور میداره حالا اون به کنار ولی وسبله ها بزرگ مثلا دوچرخه فروشی دید گیر داد دوچرخه میخوام درصورتی ک موتور شارژی داره اصلا سوار نمیشه من همش فکر میکنم یه موقع ادم پول نداشته باشه یا همراهش نباشه ادم باید چه خاکی بریزسرش تو خیابون🤦‍♀️🤦‍♀️

دختر من کوچیک تر که بود این مدلی بود ولی الان بهتر شده بهش میگم بعدا میام بگیرم ولی با باباش بریم بیرون اذیت میکنه ولی بازم بهتر شده

اگه همیشه اینطوریه موقع رد شدن از مغازه بنظرم باید اصلاحش کنید ولی اگه فقط همین یبار بوده چشم پوشی کن

سوال های مرتبط

مامان مامانِ تودلی مامان مامانِ تودلی ۴ سالگی
مامانا چیکار کنم یک هفته اس دخترم رواااانی کرده
خودم دارو اسنترا میخورم
مثلا امروزو بگم صبح بلند شد، بعد گفت موهامو ببند گفتم باشه بعد گفت موهامو بد بستی با داد و گریه گفتم بیا دوباره ببندم بعد میگه نه من نمیخوااام تو نمیبندی بعد خودشوووو میزد و گریه و داد و فریاد خلاصه موهاشو بست و ساعت ۱برقامون رفت گفت ازت ناراحتم تو منو نمیبری پارک گفتم مامان جان گرمه ، بری خون دماغ میشی بعدازظهر میبرم بیرون از اونام هستن ک الکب حرفی نمیزنم واقعا قول بدم انجام میدم ) خلاصه دوباره شروع کرد ن تو منو نمیبری پارک تو الکی میگی دوباااااره گریه دوباره خودشو زدن و جیغ و داد
خلاصه بازم گذشت تاابنکه رفت جلو در با دختر همسایه بازی کنه گفت مامان برم خونه اونا بازی کنم منم گعتم برید بازی کنین منم برم سوپری خوراکی بخرم بیام پیشتون
اونم گفت باشه رفتن و بازی کردن و منم رفتم خوراتی خریدم و بردم دادم یکیشو اون یکیشم دخترم
دوباره دخترم شروع کرد که ن از تو ناراحتم چرا ب اون میدی و دوووووباره جیغ و گریه و مثل لر زبانا که تو مراسماشون مویه میکنن صدرتشو خنج میندازه منم چند روزه انقدر عصبی بودم اخرش از پشتش بشکون گرفتم و اوردمش خونه
واقعا نمیدونم چیکار کنم جدیدا خیلی این حرکتش بیشار،شده
ازمایشم دادیم همش اوکی و مشکلی نداره
و اینکه خودم ادم زود جوشی ام ولی واقعا کنترل میکنم ولی دیگه از صبح ک پا میشه تاااااا شب گریه
واقعا کم میارم واقعا دیگه میشینم گریه میکنم
نمیدونم چیکار کنم
مامان قلب زندگیم مامان قلب زندگیم ۴ سالگی
مامان قندعسل مامان قندعسل ۳ سالگی
مامان ❤️امیرحسام❤️ مامان ❤️امیرحسام❤️ ۴ سالگی
سلام... از صبح پسرم از دنده یچپ با گریه و غر بیدار شد انقد لج کرد گریه که چرا باهام بازی نمیکنین منم میخواستم غذا درست کنم شوهرم ناهار میخوره میره سرکار باعجلهذغذا درست کردم رفتم باهاش ماشیناشو چیدم کف زمین بعد گریه که چرا ماشینمو چیدی کسی باهام بازی نمیکنه بعد ناهار نمیخورد گریه میکردمیگفت برام چایی با نبات بده بهش دادم بعد باباباش رفت بیرون اومد گریه که بابا برام بستنی نگرفته تو فریزر بستنی داشتیم بهش دادم خورد ناهارشم ساعت 4خورد بعد گریه که من میوه قاچی اسباب بازی میخوام انقد گریه کرد تا خوابید نیم ساعت بعدش بیدارشد انقد که امروز 60نفر باهام تماس گرفتم نه اون روزایی که یکی زنگ نمیزنه نه به امروز که همه باهم تماس میگیرن کفری شدم انقد حرص خوردم پسرم بیدار شد باز یه سره گریه که من میوه قاچی بهش شیرینی و شیر دادم خورد گفتم به داداش پول دادم بره بخره تا داداشش اومدن انقد گریه کرد منم مث روانیا عصبی شدم تا چوب خورد زدمش مث دیوونه ها فقط میزدمش اوفففف.... الانم نشسته با اسباب بازیش بازی میکنه مخمو میخوره پیشم بشین من میوه قاچ کنم تو الکی مثلا بخور اینجا نشستم پیشش با اقا بازی میکنم 😮‍💨😖🥲😮‍💨😮‍💨🤦‍♀️🫤