۱۶ پاسخ

سخت تر از بچه داری تحمل نظرات پدر بچه اس
شوهر منمممم همینه

ببین ای نشانه اینع زیاد وابسته بچه هست دوس ندارع خدای نکرده مشکلی پیش بیاد برااش !......

والا شوهر من اینو بگع میگه بیا جمع کن گمشو بیرون نکبت.شبایی ک تا صب هزار بار واس شیر بچع بیدار شد.با شکم پاره تا صب شیر درست کردم شیر دادم پوشک عوض کردم همزمان بچه رفلاکسی کولیکی بزرگ کردم تو‌کجا بودی زر زر کنی ک بیای بگی بچم‌بچم..🫩دهنشو صاف میکنم‌من دست تنها خیلی زجر کشیدم

وا بگو تو مشکل داری برو روانپزشک شوهر منم یبار این حرفو زد گفتم من جمع میکنم میرم برو بچتو خودت نگهدار گفتم من نگهبان 24بچت نیستم ب من اعتماد نداری نزار پیش من بردار ببر این یعنی چی کدوم مادری دلش میاد ب دست بچش کوچیک ترین تیغ بره یا خاک تو چشماش بره بچه بچس تازه وقت تاتی تاتی کردنشه هزار بار میوفته دست و پا صورت همه جا زخم میشه تا بزرگ بشه اصلا حرفشو قبول ندارم

باهاش صحبت کن اوایل همسر منم حساس بود بعد که شیطنت دخترمو دید و میزان کنترل و نگرانی منو فقط میگه خدا قوت. جو آروم کن بعد صحبت کن که من به عنوان مادر همه تلاشم برای سلامتی بچه س اما امکان داره خدایی نکرده اتفاقی هم بیفته بچه س دیگه

راهش اینه تو حساس نباشی
شوهر منم حساسه من میگم راست میگی خودت یک ساعت نگهش دار ببینم میتونی

من. همه رو جرر میدم 🥲چیزی بگه خودشم دعوا میکنم 🤣اون میترسه وقتایی که غر میزنم میگه خدافظ من رفتم میگم با تو هم هستم هم خودت هم پسرات روانیم کرذینکلا حرف نمیرنه میگه حق با شماست شوهر من بدتر بود به شدت حساااااااس و دایه مهربان تر از مادر بود یه پا مادرشوهر بود برا خودش ولی تا بچه دوم ساختمش الان برا بچه ها چیزی نمیگه

وای من اینجوریم با شوهرم. اگه حواسش نباشه بچه چیزیش بشه میخوام‌ جرش بدم. خیلی بده انقدر آدم روی بچه حساس باشه ولی دست خودم‌نیست

شوهر منم اوایل همش یه چی میشد میخورد زمین منو مقصر میدونست دهنشو سرویس کردم چند باری پییش گذاشتم بچه رو خورد زمین منم سرش داد زدم حساب کار دستش اومد دیگه کاری نداره اوایلش حساس میشن باید بفهمونی که کارش اشتباهه

همسر من حرفی بزنه میگم عزیزم خودت یه روز از صبح تا شب نگهش دار ببین اعصابی برات می مونه
میگه پس کی بره سر کار
خلاصه دیگه حرفی نمیزنه
میدونه من کار خودم میکنم
تربیت بچه اکثرا با منه دیگه
پدر فقط یه جورایی مهر تایید بزنه

شوهر منم همینه دیروز دعوا کردم پسرمو کار بد کرده بود هولم داد گفت غلط میکنی صداتو برای بچه میبری بالا من هنگ کردم گفتم چی میگی گفت زبونتو میبرم

شوهر من همینه. یعنی پدرمو دراورده

شوهرمنم همینه عزیزم…
خیلی میگه حواستو جمع کن به اینا چیزیشون بشه
قیامت میکنم
اون موقعه دیگه زنی نمیشناسه

همسر منم همینه ینی ب دخترم ی چیزی بشههع هااا میکشه منم اونقدر خرف بارم میکنع ینی کافیه یکم بلند تر گریه کنهه🥲اونقدری داد میزنه ک چیکار کردی بعش واسه همین دلسرد شدم ارش

بیا باهم گریه کنیم.......

شوهرمنم‌همینه. بسپر دو روز دست خودش دیگه ساکت میشه

سوال های مرتبط

مامان ❤️ الینا ❤️ مامان ❤️ الینا ❤️ ۳ سالگی
سلام مامانای عزیز
امشب یه چیزی رو میخوام براتون تعریف کنم لطفا نظر خودتون رو برام بگید
چند روز شد دخترم همش بالا میاورد و اسهال هم بود دو بار دکتر بردم امروز بعد از ظهر تبش زیاد شده بود همه همسایه ها گفتن ببرش پیش تولگیر یعنی آنقدر گفتن که من هم آماده شدم بردم
اون خانم تولگیر دستش را زیر گلوی دخترم گرفت مثل اینکه میخواست خفه کنه بعد از دهنش یه چیزی رو فوت کرد به کف دستش و گفت بیا از گلوی بچه در آوردم در حالیکه من با دو چشم خود دیدم از دعن خودش نف کرد .
حالا من بهش گفتم اینو از دهن خودت در آوردی خانمه ناراحت شد و گفت تو پنجاه ساله کاسبی منو خراب میکنی و خیلی حرف های دیگه
ولی من میگم اگه از دهن دخترم در آورد چرا دهن خودشو نزدیک کرد و فوت کرد
بعدش وقت سر بالا باشه چطوری از گلو چیزی می‌پرد بیرون؟
و چیزی که درآورد خیار بود با یه تکه سیب دخترم یه هفته س سیب نخورده و خودمان هم تقریبا یه ماهه که خیار نداشتم.
خيلی سوالات به ذهنم ایجاد شده کلا هنگ کردم
لطفا بگید چجوریه؟