۱۸ پاسخ

کار اشتباهی نکرده اصلا چرا باید محل نزاری

عزیزم بخاطر اینچیزای کوچیک زندگیتو تلخ نکن مردا خسته میشن از بیرون کار میکنن فشار اقتصادیو کلی چیزای دیه همسر من از صبح میره تا ۱۱ ۱۲ شب خیلی پیش اومده اینجوری ک ارکان نخوابه اون بره تو اتاق بخوابه ولی من اصلا ناراحت نشدم حقو بهش دادم خب منم بعضی روزا خستم ارکانو تحویل باباش میدم میرم اتاق میخوابم بنظرم حق داره خسته بوده عیبی نداره

والا من شوهرم از وقتی بچه به دنیا اومده یه اتاق جدا میخوابه ما خانوما تو خونه ایم فوقش اگه شبم درست نخوابیم روزا هر وقت بچه خوابید ماهم میخوابیم باهاش بعدم خستگی کار بیرون هزار برابر بیشتر از تو خونه اس بعدم من معتقدم حداقل یکیمون اذیت بشه چه لزومی داره 2 نفر حتما اذیت بشن؟ من واقعا همسرمو دوست دارم و حاضر نیستم وقتی لزومی نداره اونم بی خوابی بکشه چون من دارم میکشم!! درسته پدرشه ولی اونم داره روزا بخاطر ما میره سر کار و واقعا خسته میشه

ببین هیچکی بیشتر از خودت نمیتونه بسنجه شرایطو من مثلا کم پیش میاد پسرم شبا بی قراری کنه ولی شوهرم همیشه قبل من می‌خوابه من بچرو میخوابونم اکثرا اما گاهی اگه یهو نصفه شب پاشه یا بیقراری کنه اونم حتما پا به پای من بچه داری میکنه

نه چ ربطی داره ما هم از وقتی بچه داریم شوهرم تو اون یکی اتاق میخوابه ..‌ بنده خدا صبح میخاد بره سرکار باید خوب بخوابه

یعنی چی چرا انقدر بعضی ها مرد ستیز هستن خب عزیزم میخواد بره سر کار پیش میاد دیگه حتما خیلی خسته بوده

وا خب سرکار میره خستس چرا نباید محلش بذاری؟؟ من خودم چن بار شده پسرم لج میکرد تو خواب خودم با پسرم میرفتیم تو پذیرایی همسرم تو اتاق خواب می‌خوابید که بیدارش نکنیم چرا دنبال بحث و دعوا هستین واقعا؟حیف زندگی نیس که با اینکارا دلخوری و ناراحتی پیش بیارین

بگو عزیزم من زنت ام اونم بچته حق نداری بری جای دیگه بخابی باید پیش ما باشی

کار بدی نکرده
من هر شب ب همسرم میگم بره بخوابه چون شش صبح می‌ره سر کار اما متاسفانه نمیره میگ ن نمیرم تو همون سر و صدا میخابه

از وقتی لیلیا اومده ما کلا جدا میخابیم
خیلیم راضیم از شرایط
رو تخت همیشه خیلی جام کم بود😁

😐😐😐😐😐سطح دغدغه

خب خسته بوده رفته خوابیده توام وقتی بچت خوابید میرفتی پیشش ک بفهمه دوسنداری تنها بخوابی

حالا من برعکسم دخترمو میدم خودم میرم ی اتاق دیگ

دو ساله همسرم اون اتاق میخوابه
خو چه کاریه بدخواب شه بیچاره

همه زنا گهوارع دنبال یه چیزی ان تو زندگیشون چرا واقعا؟
نه خستس حوصله گریه نداشته خابیده
من بودم درک میکردم
یادمه تا بچم شش ماهه شد من تو اتاق بودم شوهرم تو سالن صبحا میدید ناراحت میشد میگفت عیب نداره بمونین من ایقدر خستم گریه بچه نمیفهمم ولی عقلم میرسید میرفتم ک بخابه گاهیم اون نگ میداشت

نه بی محلی نکن ولی بگو که ناراحت شدی و توهم حق استراحت داری…..
مثلا بگو شب که تو خوابیدی تا فلان ساعت بچه غر زد و نذاشت منم بخوابم چه خوب که تو رفتی خوابیدی من الان دارم میمیرم

خب چیه مگه؟صبح سرکار میره دیگه
اینقدر سخت نگیرین
من چی بگم که خودم کله صبح میرم سرکار ولی دیشب بچه از ۱ شب تا ۴ صبح بیدار بود ولی همسرمو بیدار نکردم

ن مگه هر وق بچه گریه کنه باید بره بخابه فکر تو رو نکنه ،مگه کجاش از تو بهتره 🤨

سوال های مرتبط

مامان ارشیا مامان ارشیا ۱ سالگی
مامانا میشه یه لحظه بیاین یه چیزی ذهنم و درگیر کرده می‌خوام ببینم چند درصد مثل من فکر میکنید
من دوتا دوست دارم خیلی صمیمی یکی و اول دبستان باهاش دوستم که میشه حدود ۱۸سال یکی دیگه هم حدود ۱۴یا۱۵سال که باهم رفیقم عین خواهیم بعد یکی از این دوستام حدود چهل روز پیش زایمان کرد ما رفتیم پیشش بیمارستان بعد من خیلی ذوق کردم و نتونستم جلوی خودم و بگیرم و بچه اش رو بغل کردم آخه واقعا ما عین خواهریم بعد دیگه نشد بریم پیشش چون یا من مسافرت بودم یا اون یکی دوستم نبود و اینا امروز رفتیم بعد بهم گفت که آره بچه من چون بچه اوله ما ناراحت شدیم که بغلش کردی بعد اینکه اون یکی دوستم بچه اش بغل کرد و ولی من دیگه اصلا بغلش نکردم اصلا هم اون نگفت میخوای بغلش کنی انگار که مهر بچه از دلم رفت این که از این قضیه
داشتم فکر میکردم شیش سال پیش که بچه اولم دنیا اومد من چرا اینقدر حساس نبودم با اینکه اوج شیوع کرونا بود و همه میترسیدن اما من کسی میومد پیشم من اصلا حساس نبودم که بچه ام و بغل کنه اصلا ها یادمه اون موقع خانواده شوهرم خاله هاش و اینا اومدن من اصلا نگفتم بغل نکنید یا من ناراحت میشم بعد هم بچه دوم هم همینجور اصلا نمی گفتم کسی بغل نکنه نمی‌دونم حالا کدوم درسته یا چند درصد مثل منن امروز دلم گرفت اینکه واقعا من بچه دوست دارم اما هر بچه ای رو بغل نمی‌گیرم مگه اینکه اون بچه خیلی عزیز باشه برا اون یکی دوستم بهم گفت اگه من زاییدن تو تا شیش ماه نیا پیشم اگه میخوای بچه ام و بغل کنی نمی‌دونم شاید من خیلی توقعم زیاده و اونا درست میگن
مامان مَهزاد و گیسو مامان مَهزاد و گیسو ۲ سالگی
خانوما بیایین اینجا
یکی از فامیلا که نزدیک هم هستش و خیلی مشتاق رفت آمد با ما هستن یه پسر ۷ ساله دارن که این پسر بچه به شدت بی ادب و بد دهن هستش خیلی ام شلوغه ینی میاد خونه ما همه وسایلای دخترمو دست میزنه خراب می‌کنه خیلی‌ها شون رو مشکنه و مادر بچه اصلا بهش نمیگه نکن یا بگه بچه بیا بشین، این کارشون هم روی اعصاب منه،
از هر راهی رفتم که قطع رابطه کنن نشد که نشد، دو شب پیش خونه ما بودن بچه سوار چرخ دخترم شد گفتم نشین تو بزرگی این می‌شکنه از چرخ اومد پایین برداشت بلند کرد محکم کوبید زمین فرمون چرخ شکست، یا توپ بزرگ رو میکوبید به تلویزیون گفتم نکن گریه کرد که این نمیزاره من بازی کنم، حالا خیلی از اخلاق های اونو دخترم تکرار می‌کنه چون همبازی نداره اون میاد با اون بازی می‌کنه مثل الگو شده برای دخترم،


تصمیم داشتم به مامان بچه به صورت تیکه یا طعنه بگم ادب هنوز رایگانه به بچت یاد بده، ( آخه مامانش خیلی آدم خسیسی هستش برای پسرش اسباب بازی نمیخره که بچه یاد بگیره با اسباب بازی چطوری بازی کنه)
یا چطوری بهش بگم نمیخام رفت آمد کنم باهاتون؟؟ واقعا رفتار بدی دارن اصلا دلم نمی‌خواد بچم اون کارا رو یاد بگیره،