۳ پاسخ

بیخیال منم ۱۹ ماه و نیم بود گرفتم‌ب هزار و یک دلیل کلی از این حرفا چ‌مجازی چ واقعی شنیدم خودت صلاح بچتو بهتر میدونی هیچکس دلسوز تر از تو برا بچه ات نیس اميدوارم ‌بهترین تصمیمو بگیری و براتون اسون باشه

اینایی ک میان این حرف ومیزنن فقط میخان یه چیزی بگن عین پیرزن های قدیم

گوش نگیر ب منم میگفتن من بعد واکسن 18 ماهگیش یکی دوهفته بعدش از؟شیر گرفتمش هم خوابش عالی شده هم خوراکش.خیلی هم سختم بود من بیشتز گریه میکردم تا پسرم.روزای سختی بود ولی سختیس یه هفته یا دوهفتس بعد تمام

سوال های مرتبط

مامان لیام جان مامان لیام جان ۲ سالگی
اشک هام رو که بی وقفه میریزن پاک میکنم
و دست میزارم رو قلبم که تا به امروز این میزان از غم رو تجربه نکرده بود
هربار که میای سمتم و میگی شیر بند بند تنم پاره میشه
میگم نه
و تو ناامید میشی از من
از من که مادرتم
از من که تا به امروز به همه ی سازهات رقصیدم و از نگاه بقیه محکوم شدم به لوس بار آوردن تو
چه اهمیتی داره حرف های مردم
اینها همین آدم هایی هستن که استدلال میارن وقتی مادری به بچه ش شیر خودش رو نده یه سری از عواطف رو تجربه نمیکنه
آخ کاش میشد ضربان نامنظم قلبم
این حجم از اندوهی که رو شونه هام سنگینی می‌کنه رو نشونشون میدادم
می‌دونی مامان من دلم لک زده برای تست تنظیم دمای شیر روی دستم
دلم لک زده برای صدای خروج آب از فلاکس
دلم لک زده مامان
و دروغ چرا
برای همین وعده های خوابت رو حذف نمیکنم
میخام اون دو تا وعده رو حفظش کنم
نمی‌دونم تا کی
حداقل تا جایی که هردومون کمی کنار بیایم با این موضوع
در حال حاضر من و تو غمگین ترین مادر و پسر جهانیم مامان
مامان فاطمه‌وتودلی🐣 مامان فاطمه‌وتودلی🐣 ۱ سالگی
مامانا دختر من یکسال و ۶ ماهشه نمی‌دونم دخترم رو از شیر بگیرم یا نه موندم شوهرمم دیوانم کرده تا چندماه پیش که در به در دنبال شیر خشک می‌گشتیم کم شده بود و نمی‌دادن هی گیر میداد به من که کی بچه رو از شیر میگیری تا کی باید شیر خشک بخوره بهش شیر پاستوریزه بده میگفتم زوده حالا الان که تصمیم گرفتم از شیر بگیرم بهم عذاب وجدان میده میگه زوده حالا این یه دفعه رو بهش بده یا شیر قبل خوابش رو بده یا بذار چند هفته دیگه بریم از دکتر مشورت بگیر و گناه داره زوده همش برعکسه و همراه نیست وقتی می‌خوام شیر بدم میگه از شیر بگیر می‌خوام از شیر بگیرم میگه شیر بده😐😐
من دیروز کلا یه وعده صبح به دخترم شیر خشک دادم تا الان دیگه ندادم حتی شب قبل خوابشم ندادم چون خودش نخواست شکمش رو حسابی سیر کرده بودم حالا الان با وجودی که یدونه موز و یدونه ران مرغ خورده البته بدون برنج هی میگه شیر موندم بهش بدم یا ندم چیکار کنم روزی یه وعده رو بدم یا اینکه بذارم از سرش بیافته شکمش هم سیره مطمئنم باز الان دوباره دو سوم از یه بستنی وانیلی قیفی رو بهش دادم حتی کل نونشم دادم خورد که شکمش سیر تر بشه لطفاً راهنماییم کنید نمیخوامم زیاد وزن اضافه کنه اینجوری که من دارم برای از شیر گرفتن هی یه چیزی میکنم تو حلقش میترسم خیلی اضافه کنه اصلا بین دوراهی بدی گیر افتادم البته اینم بگم تا قبل اینکه شیر میخورد اصلا غذا لب نمیزد الان که شیرش کم شده خداروشکر خوراکش بهتر شده و غذا هم میخوره تا قبل اون همش شیر میخورد 🥺🥺
مامان ابرا جون مامان ابرا جون ۲ سالگی
امشب شبه دومی هسته که شروع کردم به گرفتن شیر 🌈💧
امروز ۳ وعده بهش شیر دادم و ساعتا ۱۲سینه هام در حال انفجار بودن که دادم هر دوتا رو خورد تا مقداری که سینه هام یکم سبک شدن
دخترم و که تو بغلم بود گذاشتم رو پام و رو پا خوابوندم و بعدش که خواب رفت گرفتمش تو بغل به این یکسال و هفت ماه فکر کردم که چقدر سریع گذشت .اولین باری که به دخترم شیر دادم تو بیمارستان اومد جلو چشمم و چه حس عجیبی بود اولین باری که شیر دادم
ناخودآگاه شروع کردم گریه کردن و دیدم دارم با دخترم حرف میزنم
میگم مامان تمام قطره قطره شیری که دادم حلالت باشه مامان .تو منو مامان کردی و حس قشنگ مادر شدن رو بهم بخشیدی .مامان معذرت می‌خوام که دارم از شیر میگیرمت چون باید کم کم جدا بشی و غذا بخوری این یک مرحله از رشدت هسته برای هر دوتا مون سخته مخصوصا برای من .تو فراموش میکنی وقتی بزرگ بشی ولی این منم که هیچ وقت فراموش نمیکنم ....
داشتم آروم گریه میکردم که همسرم صدامو شنید و گفت چرا گریه می‌کنی دلت براش میسوزه.اشکالی نداره باید این کار رو بکنی
و گرفت خوابید .
..
واقعا اون لحظه فهمیدم مادر بودن و پدر بودن چقدر باهم متفاوته وقتی من تمام جونم غم داره از جدایی شیرم از بچم شوهرم راحت حرف میزنم انکاری که کار خاصی نیست
بهشت زیر پای مادران هسته واقعا 🩵🤍